تبلیغات
وبلاگ پسران

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

جذب نویسنده

 

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


اگر کسی نویسنده حرفه ای در این موضوع است پیغام بده تا نویسندش کنم!!!
خیلی خوبه ها !!! آمارمون زیاده!!!
لطفا از دادن نظرات حاوی تبلیغات خودداری نمایید در صورت مشاهده تأیید نخواهد شد
دوستان دوست من تو تلگرام یه گروهی زده اگه مایلید با لینک زیر جوین بدید با تشکر
https://telegram.me
/joinchat/BYB_Qgej5F8aYdh3JkkMwA


نظر آیت الله مکارم در مورد تار موی زنیکشنبه 5 مهر 1394

 

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

 حضرت آیت الله مکارم شیرازی در جلسه درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم، نسبت به نقشه غرب برای نفوذ در ایران از طریق توافق هسته ای هشدار داد و توصیه هایی در این زمینه خطاب به دولتمران، جناح های سیاسی و عموم مردم بیان و تاکید کرد: مساله توافق هسته ای سبب شده که اینها طمعی پیدا کنند که بعد از اجرایی شدن آن راه نفوذ در ایران باز شود. این مرجع تقلید با تاکید بر این که پشتوانه انقلاب دین و مذهب است، بیان داشت: این که برخی بی خبران گفتند حالا یک ذره موی زن پیدا باشد، آسمان به زمین نمی آید؛ بحث این حرف ها نیست، سخن این است که دشمنان به دنبال متزلزل کردن اعتقادات مردم و براندازی نظام هستند و می خواهند ما را به جمعیتی سست و بی اراده تبدیل کنند که از هیهات من الذله در آنها خبری نباشد.حضرت آیت الله مکارم شیرازی بیان کرد: برخی اخیرا گفته اند حجاب مثل روزه است؛ اینها از نقشه های دشمنان غافل هستند و یا این که خود را به غفلت زده اند، نباید زمینه ساز این سیاست اجنبی باشیم 

فمنیسم خود ویرانگر

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

فمنیست همانطور که گفته شده نه یک مکتب برخاسته از تفکر حمایت از مظلوم در برابر ظالم بلکه ناشی از توهمات مشتی زن سلیطه با تفکرات الحادی و پست است. زنانی که بسیاری از آنها دچار عقده های حقارت بوده و این عقده را در رفتارها و عملکردشان بارها اثبات کرده اند. اینکه چرا با وجود توانایی کم و خفت بارشان، فمنیسم همچنان پابرجاست را می توان در سود منفعت طلبان و قدرت مداران جستجو کرد و همچنین آنرا دست مایه صهوینیست ها برای مقاصد پلیدشان دانست. فمنیسم که در ابتدا یک نهال کوچک بود با حمایت مالی سردمداران کفر به یکی از ابزار سیطره کفر بر حقانیت تبدیل شده است.

اما هر تفکر حاصل از توهمات که با ثروت و تبلیغات سوء بنیان گذاشته شده باشد، اساس نداشته و خواه از طریق خود سرمایه دارانی که آنرا علم کرده اند، خواه توسط جامعه حق طلب و پرسش گرا، سرانجامی جز نابودی و انحطاط نداشته و ندارد.

 


اگر در رفتار فمنیست های امروزی دقیق شویم مشاهده خواهیم کرد که هیچ اصول و برنامه رفتاری مشخصی در بین آنها وجود ندارد. نوعی سرگشتگی و انحطاط و البته کمی دیوانگی در بین آنها به وضوح قابل مشاهده است. ممکن است هر کدام از شما در محیط اطراف خود در جامعه با چنین اشخاصی ارتباط برقرار کنید و اگر رفتارشان را زیر نظر بگیرید پی خواهید برد که سرگشتگی آنها و انحطاط فکریشان تا چه اندازه عمیق و ویرانگر است. بسیاری از زنان فمنیست ( البته بنده از بکار بردن لغت مقدس زن برای چنین شیاطین زن نمایی عذر خواهی می کنم) اصولا در خانواده های منحرف و نابسامان بزرگ شده اند و این مکتب را مکانی برای ارضای عقده های حقارت خود می یابند (چیزی که اساس و تاریخچه فمنیسم را تشکیل می دهد). برای نمونه بسیاری از پیروان مکتب فمنیسم، زنانی با انحرافات گوناگون مانند همجنس بازان و یا زنانی که تمایل به برقراری رابطه جنسی با حیوانات دارند را تشکیل می دهند. درست مانند محله های زاغه نشینی که افراد ولگرد ساکن آن به گروه های جنایتکار سازمان یافته روی آورده و خشم و اعتراض خود را از طریق جنایت، به جامعه اعلام  می کنند. اما هر گروه خلافکاری روزی نابود خواهد شد. این نابودی یا از طریق نیروی قهریه جامعه (همچون نیروی انتظامی) ویا از طریق اختلاف بین اعضا (که امری شایع بین گروه های خلاف کار است) رخ میدهد، و جالب است بدانید از این منظر فمنیست ها بسیار شبیه  چنین گروه هایی هستند. اختلاف بین فمنیست ها بسیار گسترده است. فمنیست ها در بسیاری از واکنش ها و عقاید،  نه تنها متفاوت بلکه متضاد یکدیگرند. برای مثال در این چند دهه اخیرانواع فمنیسم بوجود آمده نظیر فمنیست لیبرال، فمنیست مارکسیستی، فمنیست رادیکال،  فمنیست سوسیالیستی و ....

گویی هر کدام از فمنیست ها، به دیگری به مثابه یک دشمن خونی می نگرد که قصد جان وی را دارد. از این رهیافت درک میکنیم که فمنیسم در هر جامعه، در هر فرهنگ ، در هر طبقه اجتماعی  و در هر خانواده فمنیستی، به شکلی متفاوت خود را بروز داده است و تنها دلیل این همه تمایز و تفاوت تنها در این نهفته است که ویژگی های حقارت هر شخص با دیگری متفاوت و راه نمایش آن  نیز متفاوت  خواهد بود.

نکته دیگر اینکه، وابستگی فمنیسم به سرمایه سود جویان بسیار شدید است، و هرزمان فمنیسم موفق نشود اهداف آنان را محقق سازد، به مانند صدام به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

از طرفی دیگر نتیجه زیاده روی های بیش از حد فمنیسم در تبلیغات ضد مرد، سرانجام دامن خود آنها را خواهد گرفت. خشونت امروزه در بسیاری از نقاط دنیا علیه زنان گویای چنین مطلبی است. جبر تاریخ اثبات کرده است در مواردی که طرز تفکر خاصی بر جامعه چیره شود و عده ای خسران ببینند، گروه مورد تعرض با خشونتی چندین برابر به انتقام روی آورده و مجازاتی سخت بر پیروان مکتب ظلم اعمال می کنند. برای مثال شیطان پرستی نوعی رفتار انتقام جویانه برای دوره قرون وسطی می باشد که در آن کلیسا ستم های زیادی بر مردم روا داشت.

بنا بر دلایل بالا و بسیاری دلایل دیگری که در این مجال نمی گنجد، نابودی فمنیسم سناریویی است که از پیش قطعی تصور می شود، و این سرانجامی است بر مکتب های منحرف و الحادی که با کینه ای تاریخی به مبارزه با حقانیت روی می آورند. 



پیام خصوصی

 

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

دوستان عزیزی که میایید پیغام خصوصی میگذارید لطفا کامنت بدهید و ادرس وبلاگتون هم قرار بدید که امکان پاسخ دادن وجود داشته باشه پیغام خصوصی امکان پاسخ را ندارد


با تشکر


کافران

 

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee



خدای ماشینی


از دیدگاه اسلام کافر کسی است که خدای ظن خود را می پرستد. این خدا می تواند صفات خدا را داشته باشد و یا خدایی خارج از این حیطه و محدوده هستی و در خارج از کائنات باشد. قرآن ، خدا را  از رگ گردن به انسان نزدیکتر می داند لذا خدا از اعضای بدن انسان به انسان نزدیکتر است و در وجود همه انسانها قرار دارد. همین امر منجر به این می شود که هر فردی مسئول تمام اعمال خود باشد.
 در پست های تحریف فمنیستی ادیان،  روالی از تغییر بسیار شدید در آراء برخی علما در طی مدت زمان بسیار اندک نشان داده شد . این پست ها کاملا هدفمند بود تا در مورد این ناپایداری و تغییر بسیار فاحش در این زمان کوتاه بحث شود. به راستی ریشه این تغییر فکر فاحش در حوزه زنان چیست؟ در این سالها چه اتفاقی افتاده است جز اینکه بسیاری از دین نماها جزای کفر ناشی از پرستش خدای ظن خود را در این سالها می بینند و هر روز ناچارند با تغییرات تکنولوژی فکر جدید و تفسیر جدیدی از خود ارائه کنند که به مذاق مخاطب خوش بیاید و در نهایت آن چنان از اعتبار بیفتنند که محو شوند! .مسلم است که نپذیرفتن جایگاه خداوند در درون انسان و قرار دادن جایگاه وی در خارج از کائنات و هستی و عملا در نیستی که به اعتقاد عدم وجود خدا می انجامد سبب می شود تا درستی و نادرستی و احکام زندگی سعادتمندانه انسان را زندگی ماشینی امروز تعریف کند. 
 تنها تغییر در این مدت زمان کوتاه سیطره بیشتر صنعت و ماشین در زندگی بوده و ماشین جای خدا مصلحت انسان را تعیین می کند. از آنجایی که ماشینها هر روز آپدیت می شوند و از بین می روند لذا پیوسته خدای انسان امروز می میرد و زنده می شود . در هیچ زمانی انسان به این اندازه خداهای رنگ وارنگ نداشته و تا اینو حد مشرک نبوده است. انسانی که ملاک اخلاق و حتی فطرت خود را به محیط بیرون واگذار کرده است و شرایط هر چه شد  متناسب با آن فطرت خود را تغییر می دهد و البته که نمی تواند این کار را انجام دهد و فقط خود را مسخره و تحقیر می کند مانند کلاغی که راه رفتن خودش را هم یادش می رود.
در قرآن گفته شده که اگر از کافران بپرسند زمین و آسمان را که آفریده، می گویند البته که خدا!!! پس مسلم است از دید قرآن و اسلام کافر فقط کسی نیست که بگوید خدایی نیست و کسی که خدا را در عمل به هیچ انگاشته نیز چنین است.
این که زن مسلمان امروز درست مانند زن فمنیست غربی عمل می کند اما نمی داند فمنیسم چیست تنها ناشی از شرایط محیطی است که به وجود آمده است. این زن مسلمان بین زندگی خود و احکام قرآن تضاد آشکار می بیند لذا سعی در اعتراض دارد و برخی مراجع هم احساس خطر کرده و سریع تفسیری مطابق با میل جمع و مطابق با محیط از آیات قرآن می کنند. همه می دانند که بت پرستی امری نکوهیده است و بت موجودی است در خارج از وجود انسان که انسان برای آرامش و ثبات بدان متوسل می شود و خود را به واسطه آن نسخ می کند. خوب این تناسخ امروزه کاملا آشکار شده است . خدایی که احکام و آیات قرآنی جدیدی می اورد و هر روز آپدیت می شود و انسانها را در تناسخی وارد می کند که مدام در ان می میرد و زنده می شود و این درست مثل توصیف خدا از جهنم در سوره ابراهیم است که می فرماید جهنمیان مدام و از هر سو به مرگ می رسند اما نمی میرند. فرض کنید در اینده به واسطه علوم و فنون اروپایی حیوانات متمدن شوند و و بگویند در اسلام جایی گفته نشده که انسان اشرف مخلوقات است بلکه اینکه گفتند انسان اشرف مخلوقات است به این معناست که انسان اشرف مخلوقات نیست!
.


عامل شکست مردان!!!

 

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

عامل اصلی شکست مردان مقابل زنان:

!!!!هوس!!!!



اقدام

 

نوع مطلب :پایان نامه و تحقیق ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

ای جوانان مملکت آگاه باشید که با این حرفا و فعالیت های سایتی و وبلاگی فقط خودمونو خسته میکنیم هیچ نتیجه ای نمیگیریم ما باید اقدام کنیم نه اینکه حرف بزنیم و دهن خودمونو خسته کنیم ما باید اقدام کنیم انتقادیه بنویسیم به ملاقات مقام های بالا مثل آیت الله خامنه ای ( مقام معظم رهبری) در مسجدی که نماز میخواند برویم و یا به ملاقات آقای روحانی برویم و نظرمان را در میان بگذاریم و به تدریج خودمونو در جامعه پر رنگ تر کنیم تا به ما توجه بشه یا باید برسی کنیم ببینیم این زنها رشوه میدن یا نه اگه میدن  شکایت کنیم حرف زدن فایده نداره باید اقدام کنیم این حرف زدن های شما مثل این میمونه که مثلا بچه ای مشق دارد و به دلیل اینکه نمیتواند آن ها را انجام بدهد گریه میکند آیا این گریه کردن او نتیجه خواهد داد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حوا: شاهراه شیطان

 

نوع مطلب :اعمال مجرمانه علیه مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

حوا: شاهراه شیطان

 

داستان آدم و حوا به عنوان اولین مرد و زن تاریخ در بسیاری از ادیان ذکر شده است. داستانی که در آن آدم از بهشت خدا رانده می شود و به زمین تبعید می شود. بسیاری از ما داستان فریب آدم توسط شیطان را بارهاشنیده ایم. جدا از هسته اصلی این واقعه که دشمنی شیطان با نوع بشر در آن به اثبات می رسد مساله حساسیت بر انگیز بعدی مربوط به نقش حوا در این رویداد است. بسیاری ادیان حوا را به عنوان محرک اصلی آدم و عامل اصلی فریب او می دانند. در ادیان مسیحیت و یهودیت، حوا به عنوان مقصر اصلی در این رویداد و حتی فراتر ازآن به عنوان شاهراه ورود شیطان به درون آدم شناخته می شود. در تورات آمده است:

سپس مورد خطاب خداوند قرار میگیرند (آدم و حوا ) كه چرا از آن درخت خوردید كه آدم جواب داد : 
این زن كه یار من ساختى از آن میوه به من داد ، من هم خوردم . آنگاه خداوند از آن ( زن ) پرسید : 
این چه كارى بود كه كردى ؟ زن گفت
مار مرا فریب داد ، آنگاه خداوند هر سه را مجازات مینماید.

در انجیل نیز حوا به عنوان عامل اصلی فریب آدم مطرح می شود، بطوریکه در آن می خوانیم:

ناگاه جبروت خدای ظاهر شد و آدم را ندا در داد : ... 
ممکن نمی شود شما را پس از این در بهشت درنگ نمائید .

آدم جواب داد :
ای پروردگار ! همانا آن زنی که به من عطا فرمودی از من طلب کرد که بخورم ؛ پس خوردم از آن .

آن هنگام خدای، زن را فرمود :
چه جهت داشت که به جفت خود طعامی مانند این دادی ؟ حوا جواب داد :
بدرستی که شیطان مرا فریب داد ؛ پس خوردم . .... پس خدای به آدم فرمود :
باید زمین به عمل تو ملعون باشد ؛ زیرا تو گوش دادی به سخن زن خود و آن ثمر را خوردی . ... آنگاه با حوا تکلم نموده فرمود :
توئی آنکه به شیطان گوش دادی . به جفت خود آن طعام را خوراندی ؛ پس درنگ خواهی کرد زیر تسلط مرد که با تو چون کنیز رفتار کند.

سخنان انجیل و تورات به وضوح عامل اصلی بدبختی نوع بشر از ابتدای پیدایش انسان را، حوا (زن) می داند. حال سوال اینجاست که اگر مسیحیت و یهودیت ادیان الهی هستند  آیا نباید سخنان آنان را پذیرفت؟ این ها ادیانی هستند که از سوی خداوند برای اصلاح و هدایت بشر فرستاده شده اند. سوال دومی که مطرح می شود مربوط است به عملکرد و تفسیر متفاوت کاملترین دین خدا یعنی اسلام از داستان آدم و حوا. قرآن مانند سایر ادیان داستان آدم و حوا  با زبان خاص خود = نقل می کند آنجا که می فرماید

وقلنا یا آدم اسكن أنت و زوجك الجنّه فکلا من حیث شئتما " 
و گفتیم: « اى آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن ؛ و از ( نعمتهاى ) آن ، از هر جا مى‏خواهید ، گوارا بخورید
 . " 
ولى به یكى از درختان اشاره میكند و امر می نماید كه به آن درخت نزدیك نشوند.

 سپس می فرمایند:

فقلنا یا آدم إنّ هذا عدوّ لك ولزوجك فلا یخرجنّكما من الجنّه فتشقى . " 
پس به آدم گفتیم : این ( شیطان ) دشمن تو و همسر توست ، مباد که با وسوسه هایش شما را از بهشت بیرون کند و باعث مشقت شما گردد
 . " 
اما در نهایت این شیطان بود که پیروز میدان وسوسه آدم و حوا بود.
آنجا که می فرماید :
و ناداهما ربّهما الم أنهكما عن تلكما الشجرة و اقل لكما انّ الشیطان عدو مبین "
و پروردگارشان آن دو را ندا داد كه : آیا شما را از آن درخت نهى نكردم و نگفتم كه شیطان براى شما دشمن آشكارى است ؟
! " 

درباره طرز ارائه واقعه فریب خوردن آدم در قرآن نکات ظریفی را می توان کشف نمود که دلیلی دیگری بر برتری این دین آسمانی بر سایر ادیان را اثبات می کند.

درابتدا باید گفت متاسفانه با توجه به حوادث و رویداد های سیاسی امروز بسیاری از تفاسیر ارائه شده از این داستان در قرآن آلوده به مناسبت های سیاسی بوده است. در بعضی تفاسیر آماتور که در اینترنت بسیار یافت می شوند می خوانیم که برتری اسلام بر سایر ادیان را در این می داند که اشاره قرآن به هر دو بوده است و از ضمایر جمع برای خطاب قرار دادن فریب خوردگان استفاده می کند، آنجا که می فرماید:

و ناداهما ربّهما الم أنهكما عن تلكما الشجرة و اقل لكما انّ الشیطان عدو مبین "
و پروردگارشان آن دو را ندا داد كه : آیا شما را از آن درخت نهى نكردم و نگفتم كه شیطان براى شما دشمن آشكارى است ؟
! "

و این تفسیری است باب میل گروه های فمنیست و فاحشه پرست که قصد دارند تمایلات نفسانی خود را در لفافه اسلام  محقق سازند.

اما واقعیت چیست؟

اسلام دینی است چند بعدی که تمامی زوایای روح آدمی را مورد توجه قرار داده و کنکاش می کند. دینی که به عنوان آخرین دین باید کاملترین دستور العمل زندگی را ارائه دهد و مسائل سیاسی و اجتماعی را در حد تعادل آن و جدا از افراط و تفریط رعایت نموده تا اصلاح جامعه ضمانت گردد. نمی توان استدلال و قضاوت سایر ادیان الهی را مورد نقد قرار داد و آن را ناقص ارزیابی کرد. وقتی از دید تورات و انجیل حوا مقصر اصلی قلمداد می شود باید به قضاوت آنان احترام گذارد و آنرا به حق دانست. چراکه یهودیت و مسیحیت نیز ادیان آسمانی اند و از سوی خداوند نازل گشته اند و اسلام نیز صحت آنان را کاملا قبول دارد.

 تفاوت بین اسلام و سایر ادیان تنها در نحوه ارائه این داستان است. چراکه قرآن با توجه به رعایت بسیاری از اولویت های اجتماعی بیان خود را نرم و منعطف می کند تا در جوامع مختلف حرمت زنان بطور کامل رعایت گردد. این طرز بیان قرآن تنها ارائه ظریف و موشکافانه ای است از یک واقعه تاریخی یکسان و حکم قضایی واحد در دادگاه عدل الهی که در تمامی ادیان مشترک است.

آیا حوا مقصر اصلی در این واقعه شوم بود؟

 جواب قطعا مثبت است. حوا کسی بود که سبب فریب آدم و سقوط او به دره دنیای مادی شد. نه فقط آدم که تمامی فرزندان او به این فلاکت دچار شدند. او بذری را در زمین حاصلخیز تفکر فاسد شیطان کاشت که نتیجه آن جنگ های جهانی، قتل و آدم کشی، تجاوز،  انحراف از ارزشهای اخلاقی، فمنیسم و شیطان پرستی شد. حوا در واقع بدل به ریشه درختی شد که تباهی نوع بشر، میوه های آن بود.

ولی چرا تلقی اسلام کمی با مسیحیت و یهودیت متفاوت است؟

در واقع در دادگاه اسلام نحوه بیان حکم مجرم بودن حوا کمی ظریف تر، مودبانه تر، اصلاح طلبانه تر  و در دادگاه تورات و انجیل حکمی یکسان با اسلام منتها در قالب کلماتی برنده تر و به دور از مصالح اجتماع صادر شده است. 

این تفاوت بین قرآن و سایر ادیان درست مانند این است که مجرمی را به دادگاهی برده و در آن قضات مختلف که صلاحیت همگی برای همگان مشهود است به صدور حکم برای مجرم بپردازند. منتها یکی از این قضات با تجربه تر، داناتر و توانمندتر در امور قضاوت است. این سه قاضی برای یک عمل مجرمانه یکسان، حکمی یکسان صادر می کنند ولی در جلسه دادگاه که جلسه ای است کاملا رسمی با حضور وکیل، دادستان، شاهد و در بعضی موارد خبرنگاران که هر صحبتی در دادگاه می تواند بازتابی مثبت و یا منفی در جامعه داشته باشد، قطعا طرز بیان حکم صادر و سخنان قاضی باید کاملا سنجیده و خردمندانه باشد. در این فضا، فردی که خردمند تر از بقیه است و کلماتی حساس بر زبان جاری می کند قطعا باید سخنان سنجیده تری بکار برد. قرآن نیز در مقام تشبیه همان قاضی خردمند است که صحبت های سنجیده و هدایت گری می زند تا جامعه مسلمین از خطر تفرقه در امان باشند. اگرچه در دنیای امروز تفرقه و اختلاف بوجود آمده، شیاطین و فمنیست ها تا می توانند جولان می دهند، استدلال می کنند، کنفرانس مطبوعاتی به راه می اندازند و در خیال خام خود به ریش ادیان الهی می خندند، ولی در واقع آناند که در خواب خرگوشی به سر می برند و روزی از خواب بیدار می شوند که کفر در سرتاسر گیتی به افسانه ها ملحق شده است.

با امید آن روز



  • تعداد کل صفحات:21 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...