تبلیغات
وبلاگ پسران

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

جذب نویسنده

 

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


اگر کسی نویسنده حرفه ای در این موضوع است پیغام بده تا نویسندش کنم!!!
خیلی خوبه ها !!! آمارمون زیاده!!!
لطفا از دادن نظرات حاوی تبلیغات خودداری نمایید در صورت مشاهده تأیید نخواهد شد
دوستان دوست من تو تلگرام یه گروهی زده اگه مایلید با لینک زیر جوین بدید با تشکر
https://telegram.me
/joinchat/BYB_Qgej5F8aYdh3JkkMwA


افزایش ۵۰ درصدی حضور زنان در عرصه مدیریت شهری فمینیستی است

 

نوع مطلب :تبعیض علیه مردان ،اخبار ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


سخنگوی شورای شهر دانشجوچمران شورای شهرمعصومه ابتکار فمنیست

این طرح فمینیستی و جنسیت گراست و نمی‌توان آن را قبول کرد/زن در حوزه مدیریت شهری چگونه می‌تواند چکمه بپوشد و داخل جوی آب که در آن لجن و گل و لای است، برود؟ 
ایلنا: در جلسه علنی امروز زمانی که صحبت از واگذاری ۵۰ درصد از مدیریت شهری به زنان شد مخالفین این مساله با مطرح کردن اینکه زنان را دوست داریم مانع از به تصویب این طرح در شورای شهر شدند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در جلسه علنی امروز شورای شهر در 25 اردیبهشت سال 1392، طرح الزام شهرداری تهران به تدوین برنامه جامع آموزش توانمندسازی و سازماندهی زنان برای مشارکت در حفظ ارتقا و مدیریت سلامت و محیط زیست شهری موجب اختلاف اعضا شد.

تبصره ۴ که در آن اعلام شده بود مدیریت شهری باید در ظرف ۵ سال ظرفیت حضور زنان در عرصه مدیریت شهری را به ۵۰ درصد افزایش دهد موجب اختلاف میان اعضا به ویژه ابتکار و دانشجو شد.

مهدی چمران خود یکی از مخالفین تبصره ۴ این طرح صراحتا اعلام کرد: این طرح  فمینیستی و جنسیت گراست و نمی‌توان آن را قبول کرد.

وی ادامه داد: قانونی کردن ۵۰ درصد مدیران و مسئولان شهرداری تهران برای زنان قانون تحمیلی است و منطقی نیست. من این نگاه کاملا فمینیستی را قبول ندارم.

وی ادامه داد: برای توانمندسازی واستفاده از ظرفیت زنان در کشور مشکلی نداریم و زنان می‌توانند در صورت داشتن صلاحیت مسئولیت داشته باشند.

معصومه ابتکار در مقابل تصریح كرد: فردا روز زن است بهتر است با نگاه بهتری به وضعیت زنان با توجه به تخصص و تحصیلات آن‌ها داشته باشیم كه مهدی چمران بلافاصله در پاسخ به وی گفت: این دلیل نمی‌شود که ما نگاه منطقی به این طرح نداشته باشیم. یک زن در حوزه مدیریت شهری چگونه می‌تواند چکمه بپوشد و داخل جوی آب که در آن لجن و گل و لای است، برود؟

خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهر نیز با انتقاد از این تبصره در این طرح اعلام کرد: من مخالف واگذاری مسئولیت به زنان نیستم اما این موضوع که هر ساله ۱۰ درصد به مدیران شهری زن شود منطقی نیست و پیشنهاد می‌کنم که از ظرفیت بانوان بر اساس توانمندی‌هایشان در بخش سلامت و محیط زیست استفاده شود و نگاه جنسیت گرا از آن حذف شود.

معصومه ابتکار رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر نیز در ادامه با بیان اینکه گویا آقای دانشجو از افزایش ۵۰ درصدی زنان در مدیریت شهری نگران هستند گفت: در قران و احادیث به فرصت برابر میان زن و مرد تاکید شده و این اصل در قانون اساسی نیز محقق شده است.

دانشجو در واکنش به اظهار نظر ابتکار گفت: من نگران افزایش ۵۰ درصدی مدیران شهری نیستم.

ابتکار دوباره به صحبت‌های خود ادامه داد و گفت: زنان در عرصه‌های مختلف در سال‌های گذشته حضور داشتند و نشان دادند که توانمندند اما بهتر است در عرصه مدیریت شهری سیاست‌ها به گونه‌ای باشد که از زنان استفاده بیشتری شود.

در این هنگام چمران مانع از ادامه صحبت ابتکار شد و دلیل خود را اینگونه عنوان کرد: چیز جدیدی نمی‌گویید در قران این مباحث مطرح شده است اما منطقی نیست که در ۵ سال آینده ۵۰ درصد مدیران شهری زن شوند.

ابتکار نیز در پاسخ به چمران گفت: در کشور ما به ویژه در شهر تهران زنان توانمند و تحصیل کرده کم نداریم و بهتر است از ظرفیت آن‌ها در چارچوب قانون استفاده شود.

مهدی چمران در پاسخ به ابتکار صراحتا اعلام کرد: تعیین ۵۰ درصد همه چیز را به هم می‌ریزد.

علیرضا دبیر عضو هیات رئیسه شورای شهر نیز در این رابطه گفت: من که جرات نمی‌کنم نظری خلاف نظر زنان بگویم اما پیشنهاد می‌کنم درصد نگذاریم و ملاک را بر اساس شایسته سالاری داشته باشیم.

وی با بیان اینکه در کنکور زنان بیش از مردان حضور دارند اعلام کرد: در قوانین استخدامی و منابع انسانی نیز تبعیض جنسیتی وجود ندارد و اگر زنی شایستگی لازم را داشته باشد مسئولیت به آن واگذار می‌شود از سویی قطعا به این طرح در فرمانداری اشكال وارد می‌کنند. ما در سازمان ورزش شهرداری تهران مسئول قوی از جنس زن کم نداریم.

خسرو دانشجو در ادامه خطاب به ابتکار گفت: من مخالفتی با حضور زنان ندارم اما گویا به دلیل نزدیک شدن انتخابات دوستان از تریبون اینجا استفاده می‌کنند تا به بحث انتخاباتی خود برسند. این تبصره مغایرت قانونی دارد و نگاه جنسیتی دارد.

وی ادامه داد: من هیچ نگرانی ندارم چرا که هم اکنون بیش از ۵۰ درصد ظرفیت دانشگاه‌ها در اختیار زنان است. باز هم تاکید می‌کنم باید تبصره ۴ این طرح اصلاح شود.

حبیب کاشانی دیگر عضو شورای شهر در این باره گفت: این طرح با خلط مبحث مواجه شده است بهتر است کار به صورت کار‌شناسی مطرح شود نمی‌خواهیم به زنان صدقه بدهیم هم اکنون برخی شهرداران نواحی، زن هستند و در کف خیابان بدون هیچ وقفه‌ای کار می‌کنند. من مخالف حضور زن‌ها نیستم.

وی ادامه داد: اما اینکه ۵۰ درصد مدیران شهری در ۵ سال آینده زن باشد خلاف قانون است.

وی با اشاره به اینکه باید سیاست انتخاب زنان در مدیریت شهری بر اساس تخصص و کارآمدی باشد، گفت: هر مردی به سه زن و هر زنی به سه مرد علاقه دارد. زن به پدر، برادر و شوهر و مردان نیز به همسر، خواهر و مادر خود علاقه دارند وصراحتا می‌گویم که آقای دانشجو نیز به زنان علاقه‌مندند. من با خط کشی موافق نیستم باید فضا برای حضور زنان کار‌شناسی باشد.

مرتضی طلایی رئیس کمیسیون فرهنگی و اجتماعی شورای شهر نیز در این باره گفت: علوم انسانی همواره با چالش همراه است و این طرح در کمیسیون فارغ از نگاه جنسیتی وبا نگاه مثبت به توانمندی زنان تصویب شده است.

معصومه ابتکار خطاب به چمران گفت: تهیه این طرح بر اساس شاخصه‌ها و خلا‌ءهایی که وجود داشت صورت گرفته است و با مطرح کردن آن انتظار داریم از توانمندی زنان به ویژه در عرصه محیط زیست و سلامت به خوبی استفاده شود.

مهدی چمران نیز گفت: ما علاقه شدید به زنان داریم اما نباید مسیر غلط قانونی را طی کنیم.

رسول خادم نیز در این باره گفت: هم اکنون یک چهارم کارکنان شهرداری تهران زن هستند و ما ۴ سال پیش برنامه جامع و کاملی برای حضور زنان در عرصه‌های مدیریتی مصوب کردیم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در پایان با اصلاح تبصره‌های این طرح، طرح الزام شهرداری برای توانمندی زنان با حذف تبصره چهارم به تصویب رسید.

مطلب مرتبط:

رای دادن به زنان یعنی...

مدیریت زنان



دختر دار شدن دختران مجرد!!!

 

نوع مطلب :مقالات ،تبعیض علیه مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


کودکان تک سرپرست

ماجرای دختر دار شدن زنان و دختران مجرد را دیربازی است که شنیده ایم. هم در این وبگاه و هم در سایت های مختلف اینترنت نقد شد. کمتر کسی هم پیدا می شود که به دور از تعصب و واقع بینی باشد و مضرات بی شمار آن را به فواید جزیی و احتمالی آن ترجیح دهد و آن را تایید کند.

مطلب ذیل از سایت اندیشکده راهبردی تبیین است. این مطلب در تاریخ 20 خرداد 1391 روی آن سایت قرار گرفت. در حالی که هنوز این موضوع در حد حرف بود. بگذریم از سریال های تلوزیونی که در همان زمان  این قانون را تصویب شده فرض کرده و پیش از تصویب آن را مطرح و تبلیغ هم کردند! خواهشمندیم به استدلال های مقاله توجه فرمایید.

بسیاری از سایت ها هم مطالب زیادی در مورد آن نوشتند و البته سایت های زنان که غالبا رویکرد فمینیستی دارند هم به شدت از آن استقبال کردند!

در همین سایت هم ما مطالبی برای آن داشتیم از قبیل :

خداوند به ملت ایران در مقابل لوایح اخیر رحم کند +

نظام برده داری نوین به شیوه فمنیسم +

نقدی بر لایحه منحوس فرزند خواندگی +

 

اعضای انجمن ضمن نقد این لایحه با ادله منطقی از طریق فکس و ایمیل سعی کردند مراتب را به اطلاع شورای محترم نگهبان برسانند.

ولی با کمال تاسف این لایحه هم در مجلس و هم در شورای نگهبان تصویب شد.

اما نباید نسبت به حذف این قبیل قوانین نا امید بود. این باید یک مطالبه باشد و اگر مردان هم مانند زنان مراکز دلسوز داشته باشند و دستشان به قوای سه گانه برسد می توانند هم از تصویب اینطور قوانین جلوگیری کنند و یا حذفشان کنند و هم قوانین غیر احساسی و منطقی خود را برای تحکیم خانواده با گفتمان سازی و مجاری مناسب تصویب و تصحیح کنند.

و اما مطلب سایت اندیشکده ی راهبردی تبیین از این قرار بود:

سوال اینجاست که آیا واقعا نیاز دختران مجرد به داشتن فرزند اینقدر حیاتی است که ما الگوی این فرآیند خانواده زدا را از بهزیستی و تکفل فرزندان کلید بزنیم؟ یعنی آیا باید یک کودک بدون سرپرست، خانواده آرمانی مورد نظرش، بدون پدر باشد؟ و آیا با این الگوسازی می‌خواهیم با موج رسانه‌ای خانواده‌ستیز غربی مقابله کنیم؟

مادرخواندگی مجردها، مبارزه با خانواده

یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب در 18 خرداد 1391  خبری را در خروجی خود به نقل از مدیرکل دفتر کودک و نوجوان سازمان بهزیستی منتشر کرد با این تیتر که «دختران مجرد دختردار می‌شوند». ظاهرا طبق ادعای روزنامه مذکور قرار است آیین‌نامه اجرایی این طرح به زودی تدوین و به نهادهای ذی‌ربط عرضه شود. جزئیات این طرح نامشخص و مبهم به این شرح است که ظاهرا دختران مجرد بالای 30 سال با اخذ شرایط اخلاقی و صلاحیت‌های لازمه در قانون، می‌توانند از بهزیستی دختری به فرزندی قبول کنند. صرف‌نظر از اینکه مسئولی که چنین حرفی زده به عمق چنین طرحی، الزامات اجرایی و حیطه اختیارات خود چقدر آگاه است و آیا می‌تواند درباره هر طرح تصویب نشده‌ای اظهار نظر قطعی کند و یا شاید اینکه صرفا شیطنت رسانه‌ای از سوی این روزنامه معلوم الحال صورت گرفته است، سئوالات زیر در ادامه مطرح است:

اگر کسی عمق دیدگاه فرهنگی خانواده‌محور انقلاب اسلامی را اندکی درک کرده باشد، به ایرادات چنین طرحی پی می‌برد و آیا این طرح در سطح و اختیار یک دستگاه اجرایی هست؟ آیا نباید چنین طرحی از مجرای مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان به تصویب برسد؟ آیا نباید این طرح از سطح یک آیین‌نامه بالاتر بیاید؟ قطعا علت و بهانه نگارش این سطور اهمیت دادن به یک نوشته چند‌بندی که شاید به‌منظور ایجاد موج رسانه‌ای تدوین شده است، نیست. ولی اگر واقعیت خلاف اینست مسئول مربوطه باید سریعا تکذیب نماید و توضیح خود را به روزنامه بفرستد. و الا مسئولین مربوطه حتما سطور زیر را بخوانند و به عواقب تصمیم خود آشنا شوند.

به عقیده اکثر کارشناسان، مهم‌ترین حوزه‌ی حمله دشمن به جامعه کنونی، حوزه‌ی فرهنگی است. در این حوزه مهمترین راهبردی که مطرح است، راهبرد «ترویج سبک زندگی» غیر اسلامی است که شاید بتوان گفت کلیه موضوعات تهاجم فرهنگی را شامل شود. یکی از هدفهای اولیه و مبنایی این تهاجم، خانواده است که یکی از مزیت‌های راهبردی و سرمایه‌های اجتماعی جوامع غیر غربی و بخصوص اسلامی، بر جوامع غربی امروز است. حال طبیعی است که دشمن از موضع خصومت، برای این پایگاه اجتماعی برنامه‌ریزی کند. ترویج روابط نامشروع ضربدری، عادی نشان دادن خیانت زن و شوهر و ... فقط نمونه‌های کوچکی از این تاکتیکهای دشمن است که در دستور کار شبکه‌های تلویزیونی قرار گرفته است. امروزه طبق آمارهای مراکز تحقیقاتی، شاهد رشد تکان‌دهنده زوال نهاد خانواده در غرب هستیم. در سال ۱۹۸۹ یک میلیون کودک آمریکایی از مادرانی متولد شده‌اند که هرگز ازدواج رسمی نکرده‌اند (به نقل از وزارت بهداشت امریکا) و در فرانسه نیز به ترتیب ۲۷ و ۲۶ درصد مردان ۳۰ تا ۴۰ سال و زنان ۳۰ تا ۳۴ سال تنها زندگی می‌کنند. در سال ۱۹۸۰ بیش از ۴۰ درصد کودکان سوئدی از مادران بی‌شوهر متولد شده‌اند و در فرانسه نیز تا سال ۱۹۸۶ این آمار در حدود ۵۰ درصد بوده است. آنچه امروز در اکثر فیلم‌های غربی به وفور دیده می‌شود، فرزندان تک والد هستند که از ابتدا پدری نداشته‌اند نه اینکه پدرشان را از دست داده باشند. و اتفاقا اکثر این فرزندان فقط مادر دارند. این فیلم‌ها خود آینه‌ای از واقعیت جامعه رو به زوال غربی است.

حال سوال اینجاست که آیا واقعا نیاز دختران مجرد به داشتن فرزند اینقدر حیاتی است که ما الگوی این فرآیند خانواده‌زدا را از بهزیستی و تکفل فرزندان کلید بزنیم؟ یعنی آیا باید یک کودک بدون سرپرست، خانواده آرمانی مورد نظرش، بدون پدر باشد؟ و آیا با این الگوسازی می‌خواهیم با موج رسانه‌ای خانواده‌ستیز غربی مقابله کنیم؟

از لحاظ تربیتی هرچند نقش مادر برای تربیت فرزند حیاتی‌تر از پدر است، ولی آیا نقش پدر برای شکل‌گیری نهادی به نام خانواده قابل انکار است؟

آیا اگر چنین تصمیمی واقعی است، برای کم کردن بار اقتصادی نگهداری کودکان بدون سرپرست برای بهزیستی است؟ اینگونه اقتصادی نگاه کردن به مقوله تربیت فرزندان که اعضای جامعه‌ی آینده‌اند، مبتنی بر تفکر تربیتی اسلام است؟ 

خوب است مسئولان مربوطه موضع خود را درباره‌ی این موضوع روشن کنند. 



تبعیض جنسیتی علیه مردان در تنیس

 

نوع مطلب :تبعیض علیه مردان ،اخبار ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

تنیس زنان

tenis

تنیس زنان

مطلب ارسالی توسط سعید

 

July 16, 2013 at 5:16pm

در سال 2007، تحت فشار شدید فمنیست ها، ویمبلدوناعلام کرد که قهرمان تنیس مردان همان مبلغی را دریافت خواهد کرد که قهرمان تنیس زنان دریافت خواهد کرد.

  

اما زنان فقط 3 نوبت (سِت) بازی میکنند درحالیکه مردان باید 5 نوبت بازی بازیکنند تا همان مدال را بدست آورند. بازیهای مردان بطور معمول بیش از دو ساعتبطول می انجامد درحالیکه بازیهای زنان در کمتر ازیک ساعت به پایان میرسد.

فمنیست های دانشگاه کلمبیا (یک مدرسه روزنامه نگاری با رتبه بالا در شهرنیویورک) ادعا کرد که این تبعیض جنسیتی است. زنان بایدبه همان اندازه که بهمردان پرداخت میشود دریافت کنند. آنها ادعا کردند که زنان نیازی ندارند که به همان تعداد نوبتی که مردان بازی میکنند، بازی کنند چون بازی زنان متفاوت و منحصر به فرد است.به نقل از بازیکن تنیس لیندزیداونپورت که گفت: "شمامیشنوین که زنان فقط 3 نوبت بازی میکنند در حالیکه مردان 5 نوبت بازی میکنند. و بهترین تنیسبازان زن هیچگاه قادر به شکست بهترین تنیس بازان مرد نخواهند بود. اما مسابقه زنان بازی متفاوتی هست که شما برای تماشا میروید، و این تفاوت، آن بازی را بهتر یا بدترنمیکند." این فمنیست ها همچنین ادعا کردند که زنان فوق ستاره های بیشتری نسبت به مردان دارند.

نظرات مشابهی توسط فمنیست هایی از "انجمن تنیس زنان"، " کریستین ساینس مانیتور" و "جمهوری آریزونا" بیان شد. حتی ستاره تنیس ونوس ویلیامزاظهار داشت : "این فقط در مورد تنیس زنان نیست، بلکه در مورد زنان در همه نقاط جهان است". " در ویمبلدون ما دوست داریم که جایزه نقدی برابری داشته باشیم تا ثابت کنیم که در همه جبهه ها برابریم." اما، نقل قولی از او وجود ندارد که گفته باشد حاضر است به تعداد برابر با ست هایی که مردان بازی میکنند، بازی کند.

علاوه بر این، بسیاری از رسانه های ایالات متحدهاظهار داشته اند که "ویمبلدونباید از "تنیس باز آمریکا"تقلید کند. ("تنیس باز آمریکا" دارای سه دههسابقه طولانی از تبعیض علیه مردان می باشد. این سازمان، به مردان و زنان تنیس باز مبلغ برابری را میپردازد، اما از مردان خواستار بازی بیشتری از زناناست.)

پایه و اساس تفکر فمنیستی ای که توسط "دانشگاه کلمبیا"، "انجمن تنیس زنان"، " کریستین ساینس مانیتور"،"جمهوری آریزونا" و "تنیس باز آمریکا" ارائه شده است، این ایده است که کارِ مرد پایین تر و دارای ارزش کمتری نسبت به کارِزن می باشد. همه این سازمانها بطور مداوم بهانه هایی را برای اینکه زنان به تعداد برابر مردان بازی نمیکنند ارائه میدهند.

استدلال آنها در عمل این است: یک مرد باید 5ساعت کار کند تا همان میزان حقوقی رادریافت کند، که زن برای 3 ساعت کار دریافت میکند.حال اگر ویمبلدون بطور ناگهانی اعلام کند 

آمار عدم تمکین زنان!

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،آرشیو آمار ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

الزام به تمکین زمانی به وجود می‌آید که زن حاضر به تمکین عام و خاص نسبت به انجام وظایف زناشویی خود و زندگی مشترک نمی‌شود که طی سال‌های اخیر به طور متوسط 28 درصد افزایش یافته است.

به نقل از خبرآنلاین، فرهنگ حاکم مبنی بر الزام زنان به تمکین از شوهران خود در ایران و سایر کشور های اسلامی هر ساله منجر به صدور حکم‌های قضایی زیادی می‌شود. در ایران و در دهه 80 بیش از 370 هزار حکم الزام به تمکین زوجه از زوج صادر شده است که بیشترین آن تا سال 90، مربوط به سال 1389 با 52 هزار و 846 مورد بوده است.
بر اساس قانون مدنی ایران الزام به تمکین زمانی به وجود می‌آید که زن حاضر به تمکین عام و خاص نسبت به وظایف زناشویی خود و زندگی مشترک نمی‌شود و یا به نوع دیگر، خانم محل زندگی مشترک را بدون اجازه همسر خود بر اثر اختلافات به وجود آمده بین یکدیگر ترک می‌نماید.
در این صورت زوج برای اینکه بتواند از سایر حقوق خود استفاده نماید و یا از حقوق به دست آمده برای زن جلوگیری کند دادخواست الزام به تمکین را مطرح می‌کند.
 
پس از حکم الزام به تمکین مرد اجازه ازدواج مجدد را دارد
الزام به تمکین در اصل قانونی است که اختیارات در آن به نفع مردان می‌چربد و زمانی که مرد در دادگاه بتواند الزام به تمکین همسرش را ثابت کند، می‌تواند اجازه ازدواج مجدد را از دادگاه به طور رسمی بگیرد. به طوری که طبق ماده 1108 قانون مدنی "هرگاه زن بدون مانع شرعی از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.” به زوجه تا زمانی که حاضر به تمکین نشود نفقه‌ای تعلق نخواهد گرفت و اگر می‌بایست پرداخت نفقه بر علیه همسر خود اقدام قانونی کند، دادگاه محترم ادعای او را باتوجه به عدم تمکین رد می‌نماید.
از طرف دیگر در قانون مدنی آمده است: مرد با در دست داشتن حکم قانونی مبنی بر الزام زوجه خود به تمکین، می‌تواند تقاضای ازدواج مجدد را از مراجع ذی‌صلاح قضائی بخواهد که در این موقع دادگاه با تشکیل جلسه و دعوت از طرفین برای حفظ حقوق زوج اجازه ثبت و انجام ازدواج دیگر را به زوج می‌دهد و این به خاطر حفظ حقوق و مصالح اجتماعی منطقی و قانونی به نظر می‌رسد.

نوسان آماری الزام به تمکین در دهه 80
پرونده‌های مختوم در رابطه با الزام به تمکین در دهه 80 با نوسان‌های آماری متفاوتی همراه بوده است. به طوری‌که میزان پرونده‌های مختومه در سال 1387 به میزان 34 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن کاهش داشته و یا در سال 1389 میزان پرونده‌های مختومه نسبت به مدت مشابه سال 1388 افزایش 72 درصدی داشته است.
با توجه به آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران طی سال‌های 1380 لغایت 1389 می‌توان گفت، تعداد الزام به تمکین کشور در سال 1380 از 42915 مورد به 52846 مورد در سال 1389 افزایش یافته است و درصد تغییرات الزام به تمکین سال 1389 نسبت به سال 1380 حدود 23 درصد رشد مثبت داشته است.
همچنین بیشترین درصد تغییرات الزام به تمکین مربوط به سال 1389 با 72 درصد افزایش و کمترین رشد مربوط به سال 1387 و 34 درصد کاهش بوده است. 
این دعوای حقوقی در حال حاضر به علت اینکه ختم به صلح شود و بتواند جلوی حجم پرونده‌های دادگاه‌ها را بگیرد از طرف قانون‌گذار در شوراهای حل اختلاف خانواده باید مطرح گردد در صورتی که رئیس شورای حل اختلاف مربوطه نتواند اصلاح ذات العین نماید و موضوع را حل کند با تنظیم صورت جلسه پرونده را خود به یکی از شعبه‌های دادگاه عمومی ارجاع می‌دهد.
 
جدول پرونده‌های مختوم شده در دادگاه‌های عمومی کشوردر زمینه الزام به تمکین از سال 1380 الی 1389 (منبع جدول: سالنامه مرکز آمار ایران)

سال     تعداد الزام به تمکین    درصد تغییرات نسبت به سال قبل
1380        42915                               0
1381        46832                            9.1
1382        43525                           -7.1
1383        41602                           -4.4
1384        29759                          -28.5
1385        32677                           9.8
1386        30449                         -6.8
1387        19917                        -34.6
1388        30676                         54.0
1389        52846                        72.3
 
توضیح: آمار سال 90 و 91 هنوز منتشرنشده است.


زن پرستی و جنون شهوت در آخرالزمان !

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

نابه‌سامانی عاطفی در روابط خانوادگی

از مهم‌ترین ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده‌هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده‌ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه‌ها و آفت‌های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه‌های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:
«در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است.1 حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.3 در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده‌ها بسیار خواهد شد.4 در آن زمان، فتنه ها چونان پاره‌های شب تاریک، شما را فرا می‌گیرد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی‌ماند؛ مگر اینکه فتنه‌ها در آن داخل می‌شوند.»5
هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.

شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجنزاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:
«همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!6
زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.7 آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند.8 خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می‌کنند.9 درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می‌گردد.10 آنان حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می‌گردند.11

بی‌غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی «قحط غیرت» می‌شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده‌های خود دچار نوعی بی‌حسّی و بی‌میلی می‌گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهند و حتّی به بی‌عفّتی‌ها و خودفروشی ایشان رضایت می‌دهند:
«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می‌بیند و اعتراضی نمی‌کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می‌آورد، می‌گیرد و می‌خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فرا گیرد، اعتراض نمی‌کند، به آنچه انجام می‌شود و در حقّش گفته می‌شود، گوش نمی‌دهد. پس چنین فردی دیوث است (که بیگانگان را بر همسر خود وارد می‌کند).»12

زن‌پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:
«(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.13 مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.14 در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»15
در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است. حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.

شیخ ذبیح الله محلاتی در کتاب «کشف الغرور یا مفاسد سفور» ذیل بحث از «اخبار در شرارت و فجور زنان آخر الزمان» اقدام به درج چهارده روایت در این باره کرده است. نخستین آنها همین روایت «کاشفات عاریات کاسیات متبرجات»‌ است. اما یکی از آن روایات، حدیث دهم است که حضرت رسول (ص) فرمودند:
اذا رأیت الفسق قد ظهر و اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء و علت الفروج علی السروج [سوار اسب شدن زنان] و رأیت النساء یتخذن المجالس کما یتخذها الرجال و یتکلمون فی حقوق النساء. زنان هم مانند مردان مجالسی تشکیل داده در باره حقوق زن بحث می‌کنند. [کشف الغرور، ص 294]. 23

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع‌تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش‌های الهی آنان است:
«وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»16

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب‌های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه‌آزاری به شیوه‌های گوناگون است:
«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند... .17 همسایه به همسایه‌اش آزار و اذیت می‌کند و کسی جلوگیری نمی‌کند.18 و همسایه را می‌بینی که همسایه‌اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می‌کند.»19

حرام‌خوری و آلودگی‌های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می‌رسد، خانواده‌ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی‌های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه‌خواری و گران‌فروشی غوطه‌ور می‌گردند:
«هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.21 در آن زمان ربا شایع می‌شود، کارها با رشوه انجام می‌یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می‌نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می‌کند.»22

پی‌نوشت‌ها:
1. اصول کافی، ج8، ص41.
2. همان.
3. بحار الانوار، ج52، ص259، باب 25.
4. إلزام الناصب، ص182؛ منتخب الأثر، ص 433..
5. الملاحم و الفتن، ص 38.
6. اصول کافی، ج8، ص42.
7. من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ح4374.
8. همان.
9. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275، ح 21554.
10. همان.
11. همان.
12. إلزام الناصب، ص195.
13. بشارة الاسلام، ص 132.
14. إلزام الناصب، ص181، یزدی حائری.
15. اصول کافی، ج 8، ص 38.
16. جامع الأخبار، ص 106، فصل 62.
17. بحار الانوار، ج 52، ص 263.
18. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275.
19. اصول کافی، ج 8، ص 40.
20. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 279.
21. اصول کافی، ج 8، ص 40.
22. وسائل الشّیعه، ج 15، ص 348.

23. کشف الغرور، ص 294

منابع: مفید نیوز، خبر آنلاین، وبلاگ پسران و دختران مجرد



هر مرد به 4 زن نیاز دارد!

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،آرشیو تعدد زوجات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

پروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است.به گزارش تهران۹۸ به نقل از پایگاه بسیج هنرمندان، آخرین نمونه از این دست همایش های پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقاله های او بود: «هر مرد باید ۴ زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت. 
 
این موضوع بهانه ای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند. 
 
می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان هر مرد باید ۴ زن داشته باشد این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید ۴ زن داشته باشد؟! 
 
نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل ۴ زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را ۴ زن می سازد. 
 
● این ۴ زن چه افرادی هستند؟ 
 
مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید ۴ زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این ۴ زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد. 
 
● یعنی چه، یعنی اگر مردی خواهر یا دختر ندارد، آقا نیست؟ 
 
نه، قطعا کم دارد. وجود نداشتن هر کدام از این ۴ زن می تواند در زندگی روحی و عاطفی و از طرفی در زندگی اجتماعی فرد اخلال ایجاد می شود. 
 
● مصداق و نمونه این کمبود ها در کدام رفتارها دیده می شود؟ 
 
اصولا یک مرد باید از ۴ طرف و با ۴ روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است. 
 
مثلا مردی که مادر ندارد، همسرش هرچه توانسته زور گفته و این مرد هم قبول کرده ولی اگر هرکدام از این ها حضور داشته باشند آن ها با هم مشکل دارند و مرد رفتاری متعادل پیدا می کند. 
 
هرچیزی که در هستی است، حکمت خودش را دارد. وجود هر چیزی از نظر پروردگار لازم است. از دیدگاه هنرمند، مجسمه موسی (ع) و فرعون یک اندازه اهمیت و قیمت دارند ولی عده ای، یکی را می گذارند بالای ستون و عده ای دیگر آن یکی را می شکنند. هر چه در هستی است، حکمتی دارد و ما باید حکمت آن را متوجه شویم. 
 
● با این اوصاف مردی که ازدواج نکرده و طبیعتا دختری ندارد، خواهری نداشته و مادرش را هم از دست داده چه وضعیتی پیدا می کند؟ 
 
مطمئنا این افراد خیلی مشکل پیدا می کنند. این افراد در دوران میانسالی و کهولت به شدت دچار افسردگی و انزوا می شوند و در دوران جوانی هم به شدت دیکتاتور هستند. این افراد به هیچ عنوان بالانس نیستند و تعادل ندارند. 
 
ولی همه ما در اطراف مان زنان زیادی وجود دارند. 
 
همه ما در طول زندگی مان زنان زیادی را دیده ایم ولی این که کدام تاثیر گذار بوده است و این که ما نسبت به کدام یک از آن ها تعهد داشته ایم مهم است. 
 
● با این شرایط شما در مشاوره های تان حتما به همه توصیه می کنید که ازدواج کنند؟ 
 
بله مکرر پیش آمده که به افراد توصیه می کنیم که این اتفاق بیفتد. در یکی از مراجعات، خانمی که تحصیلات حوزه را به پایان رسانده بود، برای مشاوره پیش من آمد که پس از شنیدن صحبت های او، توصیه کردم که ازدواج کند و پس از چند هفته تماس گرفت و گفت، ازدواج کرده . در بسیاری از موارد ازدواج درمان بسیاری از نابسامانی ها و مشکلات روحی و روانی است. 
 
ما نمی توانیم منکر قوای ۴گانه وجودمان شویم که قوه شهوت هم جزو همین هاست که باید در مسیر صحیح، ابراز و کنترل شود. این نیرو در تمام موجودات زنده وجود دارد، حتی در میان معصومین و پیامبران هم به عنوان انسان های برگزیده وجود داشته است و البته این تضاد میان زن و مرد هم در همه زمان ها وجود داشته. 
 
● این مسئله به قدری مهم و اساسی بوده که راجع به آن ۴ آیه در قرآن خطاب به پیامبر(ص) آمده است. در موضوعی که بین پیامبر (ص) و زنانش پیش آمده بود خدا می فرماید، تو برای راضی کردن زنانت تصمیم گرفته ای حلال خدا را بر خودت و دیگران حرام کنی؟ 
 
در هر حال باید گفت این حالت به صورت طبیعی در بین تمام موجودات زنده جاری و ساری است و نمی توان آن را نادیده گرفت یا از بین برد. در مورد یک گلدان هم می توان دید اگر نسبت به آن بی تفاوت باشی از بین می رود ولی اگر در محلی قرار بگیرد که مورد توجه و مهربانی است شاداب تر و سرحال تر می شود. این مسئله در میان حیوانات هم صدق می کند. برای مثال در مرغداری های بزرگ هم برای این که مرغ ها راحت تر و بهتر تخم بگذارند، تصویر بزرگی از یک خروس در معرض دید مرغ های تخم گذار قرار می دهند. این تاثیر روی نبات و حیوان دیده می شود پس چطور می توان آن را در مورد انسان نادیده گرفت؟ 
 
تمام موجودات زنده حتی جن، زوجیت دارند و فقط ملائک از این مسئله مستثنا هستند و ما به عنوان انسان باید آن را قانونمند کنیم. یعنی نه افراط باشد و نه تفریط، نه تارک الدنیا باشیم مثل بعضی از پیروان کلیسا که ازدواج را ممنوع اعلام می کنند و نه مثل بعضی از مواردی که می بینیم منجر به بی بند و باری های جنسی می شوند. باید حد متعادل هرکدام از این غرایز رعایت شوند و در کنترل باشند. هر آنچه در وجود ما نهاده شده است لازم بوده و مفید است، بنابراین آن هایی که می گویند نفس را باید کشت اشتباه می گویند بلکه باید آن را مهار کرد و در اختیار گرفت، اگر لازم بود تا کشته شود، خداوند آن را می کشت و اصلا اینگونه آدم را خلق نمی کرد. 
 
در نسل جوان به دلیل سست شدن سنت ها یا الگوبرداری از غرب، متاسفانه تمایل به ازدواج کم شده است و در مواردی می بینیم که بیشتر به عنوان هم خانه به زندگی ادامه می دهند، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این مدل زندگی می تواند تامین کننده نیازهای ۲طرف به هم باشد یا نه؟ 
 
به نظر من تازمانی که تمام موارد و لوازم این زندگی رعایت شود و در آن هرزگی رخ ندهد، همان زندگی مشترک است. در امر ازدواج لفظ عقد مهم نیست مثل هر عقد دیگر مثل عقد بیع که همان خرید و فروش است. هیچ کس زمان خرید و فروش عقد بیع را نمی خواند. برای مثال شما یک ساعت برای فروش دارید و من آن را به قیمت ۵۰۰ تومان می خرم. پول را می دهم و ساعت را می گیرم بدون آن که عقد معامله را خوانده باشیم. 
 
در امر ازدواج هم همین طور است. اگر تعهدی نباشد این عقد هم نمی تواند او را پایبند کند. این موارد مهریه و عقدنامه های پیچیده و بگیر و ببند، ازدواج را سخت و ناپایدار می کند. همین هاست که ازدواج را از یک کار «دلی» به یک کار «گِلی» تبدیل می کند. آدم ها باید از نظر قلبی یکدیگر را بخواهند و اگر از روی ترس و اجبار باشد هیچ فایده ای ندارد. مثل مواردی که در گذشته بوده که بچه ها را از بدو تولد به عقد هم در می آوردند و وقتی بزرگ می شدند، بدون این که بخواهند مجبور بودند با هم زندگی کنند. تصور من این است که کم کم راه حل های انسانی برای این مورد پیدا می کنند. متاسفانه امروز می بینیم زوج ها باهم زندگی می کنند ولی دچار طلاق ذهنی هستند. نسل اول که پدران و مادران ما هستند به همین شیوه اجباری و انتخاب بزرگ ترها تن دادند و زندگی کردند، نسل دوم دچار این مشکلات هستند و طلاق های ذهنی و جسمی دارند ولی نسل سوم یک شیوه جدید را پیدا کرده به عنوان همزیستی مسالمت آمیز. 
 
آیا زندگی مشترک بین ۲ نفر به تضمین و پشتوانه ای نیاز ندارد و هرکدام از طرفین که احساس کرد خسته شده یا نیاز به تنوع و تغییر دارد می تواند زندگی مشترک را تمام کند؟ یعنی یک مرد می تواند پس از گذشت یک سال، ۲سال یا ۵ سال و بعد از تمتع از زن می تواند او را بدون هیچ عذر و بهانه ای رها کند؟ 
 
اشکال از همین جا شروع می شود؛ آیا زن در این زندگی تمتعی نبرده است؟ مشکل اینجاست که ما برای زن نرخ تعیین می کنیم در صورتی که زن هم در این ماجرا یک طرف قضیه بوده است. شما ببینید ساختمان بتن آرمه در مقابل زلزله مقاوم تر است یا ساختمان اسکلت فلزی؟ مسلما ساختمانی با اسکلت فلزی با زلزله کمی تکان می خورد بعد می ایستد ولی بتن ترک بر می دارد و می ریزد. 
 
همین شروط و تعهدات سنگین و مهریه های نجومی باعث شده بنیان خانواده مثل بتن آرمه در مقابل مشکلات انعطاف نداشته باشد و بریزد. انعطاف در هستی قاعده است به همین دلیل در اسلام گفته می شود تساهل و تسامح، یعنی گذشت کنید و راحت بگیرید. دلیل آنکه زن و مرد برای طلاق تلاش می کنند این است که زن و مرد هیچ کدام حاضر نیستند ذره ای از موقعیت و خواسته ای که دارند پا عقب بگذارند و همین اصرار بر موقعیت و خواست شان است که زندگی شان را سست می کند یعنی حاضرند تجرد را تحمل کنند، زهر طلاق را بچشند و دربه دری بچه های شان را ببینند ولی ذره ای از موقعیت خودشان عقب ننشینند. 
 
آیا جایگزینی وجود دارد که مردی که خواهر ندارد یا مادرش را از دست داده بتواند این کمبود را جبران کند؟ 
 
بله، هستند افرادی که می توانند این جای خالی را پر کنند. من همیشه در کلاس ها و صحبت هایم گفته ام پشت سر هر مرد موفق، ۴ زن ایستاده اند لزوما تنها همسر او نیست. همیشه افرادی هستند در اطراف ما که بیشتر و بهتر از خواهر به ما کمک کرده و دست مان را گرفته اند، این افراد می توانند جای خالی خواهر نداشته را برای ما بگیرند، ولی در مورد مادر این مسئله کمی سخت تر است. خانم ها اگر در بعد شخصیت مورد توجه قرار بگیرند بسیار موثرتر خواهند بود. 
 
چرا ۴ نفر و نه بیشتر! آیا دلیل خاصی وجود دارد؟ 
 
بله، هرکدام از این نقش ها روان شناسی خاص خودشان را دارند و بخشی از نیاز های ما را برطرف می کنند. برای مثال رابطه بین مادر و فرزند از یک جنس است و رابطه خواهر و برادری از جنس دیگر و همین تفاوت ها باعث می شود انسان در جهات مختلف رشد پیدا کند. 
 
شما در مراوده با همسرتان نیازهای جنسی و غریزی تان را برطرف می کنید و برای برطرف کردن نیاز های عاطفی، عرفانی و روانی به ۳ منبع دیگر احتیاج دارید. هرچند ممکن است همسرتان بتواند در این نقش ها هم موثر باشد ولی در جایی این بازی نقش ها به نهایت می رسد و فرد از اجرای آن خسته می شود. 
 
رابطه عرفانی مقدسی که می تواند تو را در نهایت به خدا برساند رابطه بین شما و مادرتان است. تنها زنی که بدون هیچ چشمداشتی به تو عشق می دهد بدون آن که نفعی برایش داشته باشی، مادر است. می توان گفت در خاک مادر و در افلاک خداوند است که بی چشمداشت به تو عشق می دهد. خواستن بدون توقع را می توان در وجود مادر دید؛ حتی اگر بد هم هستی باز هم عزیزی صد بار اگر توبه شکستی بازآ. 
 
با مادر دعوا می کنی ولی باز هم بر می گردی به آغوش او، برای آرامش روانی بازهم به دامن مادر پناه می بری. حتی افرادی که مادرشان هم فوت کرده در مواقع گرفتاری به عنوان مددو یاری خواب مادر را می بینند. 
 
در مورد زنان هم همین طور است؟ 
 
بله؛ در مورد زن هم همین طور است. یک خانم به ۴ مرد نیاز دارد تا کامل شود. 
پس با این تعاریف شما با تک فرزندی مخالف هستید چون در این صورت یکی از این ۴ عضو ناقص می شود. 
 

باهر: بله؛ از نظر توازن و تعادل ۲دختر و ۲ پسر تعادل و توازن را برقرار می کنند ولی در جامعه و مشکلات امروز یا ۲ فرزند باید باشد یا اصلا بچه ای نباشد. ۲ بچه با فاصله ۳ یا ۴ سال!



چند همسری" موجب طول عمر می شود !

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

تحقیقات و بررسی‌های اخیر انجام شده در دانشگاه انگلیسی "شفیلد" نشان می‌دهد "چند همسری" فواید بسیاری از جمله افزایش طول عمر مردان دارد.

به گزارش شیعه آنلاین، این بررسی‌ها نشان می دهد "چند همسری" یا به اصطلاح فقهی "تعدد زوجات" طولانی تر شدن عمر را 12 % افزایش می دهد.

در همین راستا روزنامه "دیلی میل" چاپ انگلیس نوشت: مردی که دارای بیش از یک زن باشد و خانواده بزرگی داشته باشد، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد همین امر باعث افزایش عمر وی می شود.

از سوی دیگر "لانس ورکمن" استاد دانشگاه و کارشناس مسائل روانشناسی در دانشگاه انگلیسی "بثسبا" با تأیید خبر فوق افزود: اگر مرد دو همسر داشته باشد، بیشتر به او رسیدگی می شود، به همین دلیل عمر او طولانی تر می شود.

"ورکمن" در ادامه می افزاید: همین امر در مورد مردان مجرد و متأهل صدق می کند. یعنی مردانی که متأهل هستند بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند، زیرا از سوی زنانشان رسیدگی می شوند.



  • تعداد کل صفحات:21 
  • ...  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • ...