تبلیغات
وبلاگ پسران

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

جذب نویسنده

 

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


اگر کسی نویسنده حرفه ای در این موضوع است پیغام بده تا نویسندش کنم!!!
خیلی خوبه ها !!! آمارمون زیاده!!!
لطفا از دادن نظرات حاوی تبلیغات خودداری نمایید در صورت مشاهده تأیید نخواهد شد
دوستان دوست من تو تلگرام یه گروهی زده اگه مایلید با لینک زیر جوین بدید با تشکر
https://telegram.me
/joinchat/BYB_Qgej5F8aYdh3JkkMwA


آیات قرآن درباره برتری مرد

 

نوع مطلب :ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،آرشیو تعدد زوجات ،تفاوت های جسمی و روانی ،نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

زنان، کشتزار مردانند!

 سوره بقره آیه ۲۲۳

نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ.

زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.

حق تعدد زوجه بر مردان:

سوره نساء  آیه 3  

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ.

اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد،دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید.

سرپرستی مرد بر زن:

 سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

 الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ...

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند...

کتک زدن زنان :

سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

... وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا.

... و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.

در اختیار گرفتن کنیز

«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیماً حَكِیماً». (نساء،۲۴)

شهادت ۲زن به جای ۱ مرد

 سوره بقره  آیه ۲۸۲

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْیَكْتُب بَّیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإن كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِیرًا أَو كَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، چون وامی تا مدتی معین به یکدیگر دهید، آنرا بنویسید. و باید در بین شما کاتبی باشد که آن را به درستی بنویسید. و کاتب نباید که در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپیچی کند. و مدیون باید که بر کاتب املاء کند و از الله، پروردگار خود بترسد و از آن هیچ نکاهد. اگر مدیون سفیه یا صغیر بود یا خود املاء کردن نمیتوانست، ولی او از روی عدالت املاء کند. و دو شاهد مرد به شهدات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکی فراموش کردد دیگری به یادش بیاورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند،  نباید از شهادت خود داری کنند. و از نوشتن مدت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ، ملول نشوید. این روش در نزد خدا عادلانه تر است، و شهادت را استوار دارنده تر و شک و تردید را زایل کننده تر. و هرگاه معامله نقدی باشد اگر برای آن سندی ننویسند مرتکب گناهی نشده اید. و چون معامله ای کنید، شاهدی گیرید. و نباید به کاتب و شاهد زیانی برسد، که اگر چنین کنید نافرمانی کرده اید. از خدای بترسید. خدا شما را تعلیم میدهد و او بر هر چیزی آگاه است.

سهم زنان از ارث نصف مردان

سوره نساء آیه۱۱

یُوصِیكُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَیْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ یَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِیضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیما حَكِیمًا.

خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.

سوره نساء آیه ۱۷۶

یَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ یُفْتِیكُمْ فِی الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ یَرِثُهَآ إِن لَّمْ یَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برایتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بمیرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف میراث او می رسد اگر خواهر را نیز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارایی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بیان می کند تا گمراه نشوید ، و او از هر چیزی آگاه است.



5 ویژگی زنان آماده ازدواج

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

خواندن ذهن خانم ها سخت ترین کار دنیاست و زمانی که موضوع ازدواج در میان باشد واقعا ناممکن به نظر می رسد اما نگران نباشید؛ علائمی هست که به شما نشان می دهد آیا او به ازدواج فکر می کند یا نه.

به گزارش نامه به نقل از مجله موفقیت ، خواندن ذهن خانم ها سخت ترین کار دنیاست و زمانی که موضوع ازدواج در میان باشد واقعا ناممکن به نظر می رسد اما نگران نباشید؛ علائمی هست که به شما نشان می دهد آیا او به ازدواج فکر می کند یا نه:

1- زنی که آمادگی ازدواج دارد، برای خودش محدودیت و قیدو بندهایی خواهد داشت.


او می داند که از رابطه چه می خواهد و این آشنایی را باید به کدام سمت ببرد. زنی که آمادگیج ازدواج دارد نمی گذارد شما از وقت ارزشمندش استفاده بیهوده کنید. او می داند که این رابطه یا باید به سمت ازدواج برود و یا همه چیز همین جا تمام شود. 

او برای ازدواجش برنامه ریزی کرده است، خودش را آماده کرده و درباره آن فکر می کند و حرف می زند. از به میان آمدن حرف ازدواج کهیر نمی زند، بلکه با خوشحالی درباره زندگی مشترک، بچه دار شدن، استقلال و زندگی خانوادگی صحبت می کند.

زنی که قوانین خاصی برای خودش ندارد، در نتیجه هیچ برنامه ای برای ادامه رابطه ندارد، هیچ انتظار خاصی از یک مرد نداشته و هیچ شرط و محدودیتی برای او قائل نیست؛ چرا که به ازدواج فکر نمی کند. 

او بدون هیچ هدفی وارد رابطه ای شده که برایش پیش آمده و سیاست فعلی اش این است: «هر چه پیش آید خوش آید.» اگر در هر ساعت از شبانه روز که دلتان خواست می توانید با او تماس بگیرید یا بیرون بروید، اگر برای خودش احترام قائل نیست، اگر پوشش و رفتار درستی ندارد، پس نمی تواند زن زندگی شما باشد.

زن باهوش می داند که اگر قرار است اتزدواجی صورت بگیرد، نباید به این سادگی از قوانینش کوتاه بیاید. زن کم هوش هم که به درد زندگی نمی خورد!

2- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به وضعیت مالی شما اهمیت می دهد

شاید فکر کنید زنان موجودات پول پرستی هستند که شما را فقط برای پولتان می خواهند. این از ساده اندیشی شماست. اگر زنی به هیچ وجه به وضع مالی شما اهمیتی نمی دهد به این معنا است که اصلا به ازدواج با شما فکر نمی کند.

روابط بی هدف و کوتاه مدت نیازی به امنیت مالی ندارد؛ وضعیت مالی شما فقط زمانی اهمیت پیدا می کند که مسئله ازدواج در میان باشد نه به این خاطر که زنان دنبال جیب شما هستند بلکه به این خاطر که آنها به دنبالامنیت هستند، آن هم نه فقط برای خوشدان، بلکه برای فرزندانشان و فرزندان شما.

غریزه مادری قویترین غریزه در زنان است، اگر اینطور نبود بچه های شما به هیچ وجه نمی توانستند زنده بمانند. همین غریزه مادری به زنان می گوید که اگر می خواهند فرزندانشان را به خوبی و در امنیت و آسایش تربیت و بزرگ کنند بایدب رای آنها پدری قدرتمندانتخاب کنند.

در دوران اجداد غارنشین ما، زنان به سمت مردانی جذب می شدند که قدرت بدنی بیشتری داشتند چون تنها در این صورت بود که می توانستند برای خانواده به شکار بروند، با رقبا بجنگند و با دست پر برگردند واز خانواده در برابر دشمنان و حیوانات وحشی و بلایای طبیعی حفاظت کنند و تنها در این صورت بود که زنان می توانستند با خیال راحت در غاذر بنشینند و بچه هایشان را بزرگ کنند!

اما در حال حاضر دیگر نیازی به قدرت جسمی نیست. البته نه اینکه شکار و رقیب و دشمنن دیگر وجود ندارد، بلکه شکل آن عوض شده است. امروزه قدرت مردان تا حد زیادی در توانایی شان در پول درآوردن خلاصه می شود.

البته نیازی نیست از باشگاه بدنسازیتان انصراف بدهید، چرا که حافظه زنان در طول تاریخ هنوز به طور کامل پاک نشده اما در کنارش به فکر قدرت امروزیتان هم باشید.

3- زنی که آمادگی ازدواج دارد، آشپزی بلد است


واقعا شما آقایان چه فکری می کنید؟ مگر می خواهید آشپز استخدام کنید؟ در این صورت بهتر است بروید با رستوران سر کوچه تان قرارداد ببندید.

اما اگر در فکر تشکیل خانواده هستید و می خواهید بدانید «او» به ازدواج فکر می کند یا نه، این یکی از نشانه هایش است. او آشپزی می داند و از خانه داری هم سردر می آورد. به هر حال وقتی خانمی خودش را برای ازدواج آماده می کند، حداقل در کشور ما، در واقع با فداکاری و لطف تمام خودش را برای انجام کارهای خانه و به خصوص آشپزی هم آماده می کند. او می داند مردان می توانند بدون سقف، بدون خواب یا حتی بدون مسابقات فوتبال زنده بمانند اما قطعا بدون غذا می میرند! هیچ زنی هم این را نمی خواهد، حداقل قبل از ازدواج!

4- زنی که آمادگی ازدواج دارد، با زن بودن خودش کنار آمده است

زن بودن مشکلی ندارد اما از آنجایی که زنان همواره در طول تاریخ مورد ظلم و ستم و بی عدالتی قرار گرفته اند و البته بعد از تعالیم جنبش فمنیستی، بسیاری از آنها حداقل در دوره ای از زندگی شان احساس می کنند جنس دوم هستند و با جنسیت خودشان کمی مشکل پیدا می کنند.

این برای زن امروزی یک امر کاملا طبیعی به شمار می رود اما زن سالم بالاخره این بحران را پشت سر می گذارد و زن بودن خودش را با کمال افتخار می پذیرد و به نقاط قوت خودش پی می برد. او می داند اگرچه تفاوت هایی با جنس مرد داغرد اما این تفاوت نها به هیچ وجه نشانه برتری یکی بر دیگر نیست.

زنی که آمادگی ازدواج دارد دیگر به دنبال بحث های بچگانه «زن ها بهترند یا مردها» یا «چقدر مردان به ما ظلم کرده اند» نیست و این مسائل برایش حل شده است. او به جنس مرد به عنوان رقیب یا دشمن نگاه نمی کند و به دنبال گرفتن انتقام کل زنان تاریخ از شما نیست. او از اینکه زن متولدشده خشمگین نیست و از مادر شدن، همسر بودن و وظایفی که به عنوان یک زن برعهده اش است استقبال می کند.

5- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به بچه ها علاقه خاصی نشان می دهد

آقایان! این رازی است که مطمئنم از اینکه آن را با شما در میان گذاشته ام تشکر خواهید کرد. خیلی جالب است که تقریبا همیشه علاقه خانم ها به بچه ها با علاقه آنها با ازدواج رابطه دارد. این یک نشانه شگفت انگیز است که بر اساس آن خیلی راحت و بدون دردسر می توانید نظر طرف مقابل تان درباره ازدواج را کشف کنید: وقتی به طور اتفاقی با بچه ها یا خانم های بچه دار برخورد می کنید، واکنش او را زیر نظر بگیرید. اگر با بی حوصلگی و بی توجهی و حتی انزجار به بچه ها واکنش نشان داد، فکر ازدواج با او را فعلا از سرتان بیرون کنید اما اگر با شوق و ذوق تمام با بچه ها ارتباط برقرار و شروع به بازی با آنها کرد و با حسرت به نوزدان خیره شد، زودتر دست به کار شوید.تبریکات صمیمانه ما را هم بپذیرید!


اگر مرد معتاد باشد زن می تواند طلاق بگیرد اما مردی که زنش معتاد است...

 

نوع مطلب :تبعیض علیه مردان ،در راهروی دادگاه خانواده ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


زن شیشه ای معتاد

مردی در حضور قاضی دادگاه اظهار داشت: همسرم معتاد به شیشه است و حال می‌خواهد از من جدا شود ولی مهریه 800 سکه‌ای خود را می‌خواهد.

به گزارش فارس ، مردی 33 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهید محلاتی دادخواستی را به قاضی یکی از شعب ارائه کرد.

این مرد در حضور قاضی شعبه 237 این مجتمع مدعی شد که همسرش معتاد است و بدون اینکه از او خجالت بکشد جلوی او مواد مصرف می‌کند.

وی ادامه داد: من می‌خواهم هرچه زودتر از همسرم جدا شوم تا این یک ذره حیا و آبرویی هم که برایم باقیمانده، ریخته نشود و بتوانم پیش خانواده‌ام سرم را بالا بگیرم.

زن 28 ساله در دادگاه حضور داشته و گفت: من معتاد نیستم و نمی‌خواهم از شوهرم جدا شوم و او باید مرا بیشتر درک کند.

وی بیان کرد: من فقط سیگار می‌کشم و مواد مصرف نمی‌کنم در حقیقت شوهرم دروغ می‌گوید و می‌خواهد خود را بابت نفقه ندادن و مهریه تبرئه کند.

مرد بیان کرد: من آزمایش و مدارک نیز دارم که نشان می‌دهد همسرم معتاد به شیشه است و او حتی این موضوع را نیز قبول ندارد.

زن بیان کرد: من مهریه 800 سکه بهار آزادی و نفقه ماهی 200 هزار تومان خود را می‌خواهم.

مرد بیان کرد: من چنین پولی ندارم که بدهم، همسرم معتاد است فقط می‌خواهم از او جدا شوم.

قاضی رسیدگی کننده به این پرونده مرد را به پرداخت 800 سکه بهار آزادی اما با اقساط ماهی یک سکه بهار آزادی محکوم کرد.

 

انجمن حمایت از حقوق مردان:

ملاحظه می شود که متاسفانه اگر مرد معتاد باشد زن می تواند طلاق گرفته و مهریه اش را مطالبه کند، اما اگر زن معتاد باشد مرد در صورت طلاق دادن زن موظف است مهریه کامل وی را پرداخت کند و یا اینکه بیخ ریشش بماند! 
با توجه به اینکه در سالهای اخیر مصرف مخفیانه مواد مخدر و دخانی و رفتارهای پر خطر جنسی در میان دانشجویان دختر رواج چشمگیری داشته است، بدیهی است که اگر قانون گذار در این خصوص تدبیری نیندیشد و برای حمایت از مردان قوانینی در نظر نگیرد، این دختران که زنان و مادران آینده هستند، به طور قطع مشکلات عدیده ای ایجاد خواهند کرد و ظلم به مردان بیشتر و خانواده ها نابودتر خواهد شد.

 

لازم به ذکر است در ماده 23 لایحه جدید حمایت از خانواده ای که دولت به مجلس تقدیم کرده بود موارد زیر نیز وجود داشت که تحت فشارهای فراوان فراکسیون زنان مجلس و فریادهای فعالین حقوق زن، توسط مجلس شورای اسلامی حذف شد و هرگز به شورای نگهبان نرسید.

 

در ماده ۲۳ این لایحه هم که هم اکنون حذف شده است آمده بود:دادگاه در ۱۰ مورد به تقاضای زوج، اجازه ازدواج مجدد دائم برای زوج صادر می‌کند؛ که رضایت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ایفای وظایف زناشویی، عدم تمکین زن از شوهر پس از صدور حکم الزام تمکین وی، ابتلا زن به جنون یا امراض صعب‌العلاج، محکومیت قطعی زن در جرائم عمدی به مجازات حبس بیش از یک سال یا جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت به بازداشت بیش از یک سال منجر شود، ابتلا زن به هرگونه اعتیاد مضر که به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد کند، سوء‌رفتار یا سوء‌معاشرت زن به حدی که ادامه زندگی را برای مرد غیر قابل تحمل کند، ترک زندگی خانوادگی از طرف زن به مدت بیش از شش ماه، عقیم بودن زن، غایب شدن زن به مدت بیش از یک سال از آن جمله است.



10 استفتاء از «آیت‌ الله مكارم‌ شیرازی» درباره‌ی حقوق زنان

 

نوع مطلب :استفتائات ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

به نام خدا

به گزارش ایسنا، آیت الله ‌العظمی مكارم شیرازی در مجموعه استفتائاتی، به 10 سوال درباره‌ی حقوق خانواده پاسخ داده اند:

 

1- آیا بانوان مى‌توانند آموزش فنون نظامى ببینند؟

پاسخ: اگر مستلزم گناهى نباشد اشکالى ندارد.

2- زنى حقّ الزّحمه و اجرة المثل کارهایى که در ایّام زناشویى در منزل شوهرش انجام داده را مطالبه کرده، ولى شوهر ادّعا دارد که همسرش کارها را به قصد تبرّع انجام داده است. در فرض مذکور قول کدام یک مقدّم، و بیّنه بر عهده چه کسى است؟

پاسخ: در محیط هایى که عرف و عادت بر آن است که زن به قصد تبرّع این کارها را انجام مى‌دهد، ادّعاى زن برخلاف آن مسموع نیست. مگر این که ثابت کند به شوهرش اعلام کرده قصد تبرّع ندارد، و شوهرش نیز پذیرفته باشد.

3- همسر سابقم بعد از چندین سال زندگى و على رغم دریافت نفقه، به عناوین مختلف، موجبات اذیّت و آزار بنده را فراهم مى‌كرد و خودش نیز تقاضاى طلاق خلع کرد. بعد از جارى شدن طلاق، کلّیّه حقوق خود را از بنده دریافت كرد و طلاهایى را که براى ایشان خریده بودم، به یغما برد، (اکنون در حدود دو میلیون تومان ارزش دارد،) و بنده را از خانه بیرون و مدّت دو سال و اندى خانه بنده را غصب كرده است. ایشان ملتزم به دین مقدّس اسلام نبوده، و بدون اجازه از خانه خارج شده، و از اداى وظایف خانوادگى شانه خالى مى کرده، و اکنون اجرت المثل چندین ساله را از بنده مطالبه مى‌كند. آیا اجرة المثل به ایشان تعلّق مى‌گیرد؟

پاسخ: زن به غیر از نفقه و مهریّه، حقّ دیگرى به نام اجرة المثل ندارد. مگر این که از اوّل ازدواج شرط کند که کارهاى منزل را مجّانى انجام نمى‌دهد و در صورتى که چنین شرطى نکرده و عادت، و رسم محیط هم تبرّع در این امور است، حقّى ندارد.

4- آیا دین مقیاس عدالت است، یا عدالت مقیاس دین؟ به بیان دیگر، آیا دین به هر چه که عدالت باشد امر مى‌کند، یا هر چه که دین به آن امر کند، عدالت است؟ و به بیان فنّى، آیا عدالت در سلسله علل احکام است، یا در سلسله معالیل آن؟

توضیح بیشتر این که: آیا انسانها، مصادیق بارز ظلم و عدالت را از طریق شریعت مى شناسند، یا عدالت و ظلم براى همه روشن است، و توصیه هاى دین ارشاد به حکم عقل است؟ مستحضرید شیعه نیز مثل معتزله معتقد است که عدالت، مقیاس دین است، و اشاعره دین را مقیاس عدالت مى دانند. حال سؤال این است که اگر شیعه عدالت را مقیاس دین مى داند، چرا در استنتاجات فقهى به احکامى مى رسد که هر عُرفى آن را مصداق بیّن ظلم مى داند. بعضى از احکام نکاح چنین است، توجّه فرمایید:

1ـ اجماعى است که طلاق به دست مرد است، و مرد مى تواند هرگاه که اراده کند زنش را طلاق بدهد، هر چند هیچ عذر موجّهى نداشته باشد! طلاق غیابى و بدون هیچ عذر موجّه، در هر عرفى ظلم محسوب مى شود.

2ـ در بحث عیوب زوجین مى گویند: «اگر مرد بعد از عقد بفهمد زنش کور یا شل است، خوره یا برص دارد، مى تواند عقد را فسخ کند. ولى اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهرش یکى از این عیوب را دارد حق فسخ ندارد; باید بسوزد و بسازد!»

3ـ مرد هر وقت تمایل داشته باشد زن باید خود را در اختیار او قرار دهد; حتّى اگر وسط نماز باشد. ولى زن فقط سالى سه مرتبه حقّ آمیزش دارد، آن هم چنان کوتاه و مختصر که مجال بیان آن نیست.

4ـ اگر مرد در شب عروسى همسرش را ترک کند و مسافرت برود، و بعد از ده سال برگردد (در صورتى که نفقه داده باشد،) زن حق اعتراض ندارد! چگونه مى توان با حفظ مبناى کلامى شیعه، این قبیل احکام را پذیرفت؟ آیا مى گویید همه عقلا اشتباه مى کنند که مى گویند طلاقِ مبنى بر هوس و بدون عذر موجّه ظلم است؟ همه عقلا که براى زن نیز (در شرایط تدلیس مرد در موارد فوق) حق فسخ قائلند اشتباه مى کنند؟

پاسخ: بدون شک فقه شیعه بر اساس ادّله اربعه بنا نهاده شده، که یکى از آنها دلیل عقل است. منتها عقل باید قطعى و جامع جمیع جهات باشد، و در مثالهایى که ذکر کرده اید متأسّفانه اشتباهات فقهیّه متعدّدى وجود دارد. مثلا بند چهارم که نوشته اید: «اگر مرد در شب عروسى همسرش را ترک کند و ده سال برنگردد...» این مسأله از نظر موازین فقهى درست نیست. چنانچه زوجه در عُسر و حرج بیفتد، و لو بعد از شش ماه بوده باشد، ما اجازه طلاق را مى‌دهیم. و تاکنون چه بسیار زنانى که شوهرشان آنها را رها کرده، و از طریق همین فتوا آزادى خود را یافته اند.

و در مورد بند سوّم، اوّلا مرد نمى تواند در شرایط غیر متعارف مانند وسط نماز یا مواردى از این قبیل، از زن تقاضاى تمکین کند، بلکه طبق عرف و عادت باید انجام شود. و ثانیاً در مورد زن نیز در صورتى که ترک آمیزش براى او خطر انحراف جنسى داشته باشد، یا مشکل مهمّى ایجاد کند، هرگز انتظار چهار ماه کشیده نمى شود.

و در بند دوّم، در صورتى که توافق طرفین به صورت شرط ضمن العقد، یا شرط مبنىٌ علیه العقد، بر سلامت بوده باشد، هر عیبى سبب حقّ فسخ مى شود.

باقى مى ماند بند اوّل، هم اکنون در بسیارى از جوامع بشرى زن و مرد حق طلاق را دارند، و مى توانند بدون عذر موجّهى از هم جدا شوند. اگر در مورد زن ظلم محسوب مى شود، در مورد مرد هم ظلم به شمار مى آید. بنابراین ظلم طرفین را در میان عقلا باید پذیرا باشید. از آن گذشته، همان گونه که در دادگاه هاى امروز

هم دیده مى شود، مى توان جلوى طلاقهاى هوس آلود را گرفت. به علاوه با توجّه به این که مرد به هنگام طلاق متحمّل خسارات زیادى مى شود فرضى که شما کرده اید یک فرض غیر واقعى است که مرد بدون هیچ عذرى دست به طلاق بزند، حتماً عذرى دارد؛ البتّه آنچه در بالا گفتیم اجمال مسأله است.

5 ـ با توجّه به مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، آیا موارد تعارض این معاهده بین المللى با احکام اسلامى را به گونه اى ارزیابى مى‌كنید که با حذف برخى موارد جزئى آن، به گونه اى که با روح کنوانسیون، یعنى رفع هرگونه تمایز، منافات نداشته باشد مى توان موارد تعارض آن را با احکام اسلامى از میان برداشت و به این معاهده پیوست؟

پاسخ: تعارض مفاد این کنوانسیون، به حدّى است که قابل تطبیق بر قوانین اسلامى نیست. ولى در بعضى از موارد راه حل‌هایى وجود دارد امّا به طور کامل هیچ راهى براى آن موجود نیست. چه خوب است مسلمانان جهان براى حفظ مکتب خود با این گونه امور از موضع انفعالى برخورد نکنند، و به جاى خود باختگى در برابر این قرار دادهاى تحمیلى، علماى بزرگ آنها گرد هم بنشینند، و آنچه مورد اتّفاق و اجماع است تبیین کنند، و موارد اختلافى را به اجتهاد مجتهدین واگذارند، و براى همیشه تحمیل کنندگان فرهنگها و مقرّرات بیگانه را از سازش به قیمت مخالفت با ضرورت اسلام مأیوس سازند.

6 ـ از آنجا که برخى از موادّ کنوانسیون مذکور از نظر فقهى قابل نقد است، مستدعى است نظر مبارک خود را نسبت به مورد زیر بیان نمایید: براساس مادّه یک این معاهده، باید هرگونه تمایز، استثنا و یا محدودیّت بر اساس جنسیّت در زمینه هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، مدنى، و یا هر زمینه دیگر لغو شود.

با توجّه به این مادّه تفاوت زن و مرد در مواردى چون، میزان پوشش واجب بدن، نظر و لمس بدن جنس مخالف، دیه، قصاص، شهادت، ارث، طلاق، تعدّد همسران، امامت جماعت، لزوم تمکین جنسى، ولایت بر فرزندان، سرپرستى خانواده، حقّ حضانت، عیوب موجب فسخ نکاح، نشوز، لزوم سپرى شدن عدّه براى ازدواج بعدى، مرجعیّت و قضاوت، تبعیض تلقّى مى‌شود و باید از میان برداشته شود. آیا تساوى زن و مرد در موارد ذکر شده با احکام شرع مطابقت دارد؟

پاسخ: بى شک مساوات کامل، نه تنها مخالف ضرورت فقه شیعه، بلکه مخالف ضرورت اسلام و برخلاف نصّ صریح قرآن و روایات متواتره است و هیچ یک از علماى اسلام، نه در گذشته و نه در حال، اعتقاد به چنین مساواتى نداشته اند. اصولا باید این معنى براى مجامع جهانى تبیین گردد که ملّتها نمى توانند با فرهنگ و مذهب خود وداع کنند، و چشم و گوش بسته تسلیم مقرّراتى شوند که نه در تصویب آن حضور داشته اند، و نه از نظر وجدان و منطق قطعیّت دارد. ممکن است در بعضى از موارد جزئى، گفتگویى در میان علماى اسلام باشد، امّا مساوات کامل به صورتى که گفته شده هیچ موافقى ندارد.

7- با توجه به این که اسلام از برابری حقوق زن و مرد سخن به میان آورده و علت نصف بودن دیه زن را سرپرستی مرد توجیه کرده است، حال با توجه به به این زمانه که زن ها تحصیل کرده و شاغل هستند و از پس مخارج خود و حتی خانواده بر می آیند، آیا این حکم عادلانه می‌باشد؟

پاسخ: ممکن است زنانی برای خانواده خود نان آورتر از مردان باشند ولی می دانیم احکام و قوانین شرع بر محور افراد دور نمی‌زند بلکه کل مردان را با کل زنان بسنجید. جهت آگاهی بیشتر می توانید به «تفسیر نمونه»، جلد اول، صفحه ی 689، ذیل آیه ی 178 و 179 سوره ی مبارکه ی «بقره» مراجعه فرمایید.

8- در مورد حکم قصاص، تساوی حقوق زن و مرد در چیست؟ با توجه به این که در حال حاضر در برخی از خانواده ها نان آور خانواده زن است، مثل خانواده هایی که مرد آن معتاد بوده یا فوت کرده است و سرپرستی بچه ها و تأمین معاش آنها نیز با مادر است یا زن و مردهایی که هر دو شاغل بوده و در برخی از موارد حقوق ماهیانه زن بیشتر از مرد است. اگر مردی این زن، یا این مادر را چه به عمد یا غیر عمد به قتل برساند، باز حکم او قصاص نیست و حتماً باید برای قصاص نیمی از دیه پرداخت شود؟

پاسخ: کراراً گفته ایم احکام و قوانین الهی تابع افراد و اشخاص نیست بلکه تابع نوع است، به این معنا که اگر مجموع مردان جامعه را با مجموع زنان مقایسه کنیم، بازدهی اقتصادی مردان به مراتب بیش از زنان است؛ بنابراین مصلحت شخصی معیار نیست بلکه مصلحت نوعی باید در نظر گرفته شود. در قوانین عرفیّه نیز چنین است، مثلاً می گویند: برای احراز فلان مقام، شخص باید دکترا داشته باشد، در حالی که عدّه ای از لیسانسه ها از عدّه ای از دکترها باسوادترند، حتی عدّه ای از کسانی که اصلاً مدرکی ندارند بسیار بافضیلت تر از گروهی از آن ها هستند که مدارک دانشگاهی دارند. در این گونه موارد معیار فرد نیست، بلکه معیار مجموعه‌هاست.

9- از ابتدایی‌ترین دوران زندگی یعنی تولد نوزاد تا دوران بلوغ و رشد، تربیت فرزند بر عهده ی مادر است. پس چرا بچه متعلّق به مرد است و اگر زنی به دلیل موجّهی از همسرش جدا شود حتی با وجود داشتن تمکّن مالی، حقّ سرپرستی از فرزند خود را ندارد و عواطف شدید مادری نادیده گرفته می شود؟

پاسخ: در مجموع هنگام جدایی زن از مرد، توانایی مردان بر حمایت از فرزندان و رفع نیازهای اقتصادی کودکان بیش از زنان است ولی اگر در مواردی ثابت شود که حضانت پدر مصالح کودک را به خطر می اندازد او را به مادر می‌سپارند.

10- اگر پدری ملک دختر یازده و نیم ساله خود را که توسط مادرش به او واگذار شده است بدون اجازه و اطلاع دختر و همسرش (مادر دختر) با حق ولایت پدری اش بدون رعایت غبطه مال فرزندش به نام خود منتقل کرده و پس از گذشت دو سال کلیه حقوق آن ملک و مالکیت آن را مجدداً بدون رعایت غبطه و اطلاع فرزند و همسرش به شخص ثالثی صلح کند، آیا این عمل و معامله او از نظر شرع مقدس اسلام صحیح است؟

پاسخ: تصرّف در ملک فرزند بدون رعایت غبطه او شرعاً جایز نیست و اگر معامله ای انجام گیرد در فرض سوال باطل است.



تغییر واقعیت های اسلام به وسیله فمینیسم

 

نوع مطلب :فمینیست ،تبعیض علیه مردان ،اعمال مجرمانه علیه مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


 

 

مطلب زیر از وبلاگ  زن مومنه آورده شده است. با خواندن روایات زیر متوجه تضاد امروز برخی روشنفکران و یا اسلام شناسان امروز با اندکی گذشته می شوید. آیا دین جدیدی تولید شده است؟ آیا پیامبری جدید آمده است؟ توصیه می شود این مطالب را بخوانبد.
در این فراز به ذکر پاره ای از آیات و روایاتی بیش از روایات فوق در دوبخش می پردازیم. بخش اول در مورد مطلوبیت و بلکه ضرورت اجتناب زنان از همدوشی و اختلاط با مردان است که به تبع آن می توان ممنوعیت حضور زن در عرصه هایی را نتیجه گرفت که مستلزم اختلاط غیر ضروری و حرام است.  بخش دوم شامل آیات و روایاتی است که تصدی اموری چون وکالت، قضاوت، وزارت وتصدی مسئولیتهای اجرایی را ممنوع و غیر مجاز اعلام می دارد. 
بخش اول
الف‌) آیات‌ 
1. الرَّجال‌ُ قوّامُون‌َ عَلَی‌ النَّساء بما فَضِّل‌َ اللهُ بَعْضَهُم‌ عَلی‌ بَعْض‌ٍ....
مردان‌ باید بر زنان‌ مسلط‌ باشند، چرا که‌ خداوند بعضی‌ (مردان‌) را بر بعضی‌ دیگر (زنان‌) برتری‌ بخشیده‌ است‌. 
مفسران‌ با توجه‌ به‌ سیاق‌ آیه‌ و روایات‌ معصومین‌:، قوّامیّت‌ مطلق‌ مرد را بر زن‌ ـ اعم‌ از قوامیّت‌ شوهر بر زن‌ در خانواده‌ و قوّامیّت‌ مردان‌ بر زنان‌ در اجتماع‌ ـ استفاده‌ می‌کنند. 
علامه طباطبایی‌ (ره) در این‌ باره‌ می‌نویسد: 
«آیه «الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ النّساء...» منحصر به‌ همسران‌ نیست‌ که‌ فقط‌ مرد بر همسرش‌ تسلّط‌ داشته‌ باشد بلکه‌ این‌ حکم‌ در مورد قوّامیّت‌ صنف‌ مردان‌ بر صنف‌ زنان‌ در همه امور مربوط‌ به‌ زندگی‌ این‌ دو، می‌باشد. آیه‌ واجد اطلاق‌ تام‌ّ است‌.»  [1]
آیةالله سید محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌ (ره) می‌نویسد: 
«احتمال‌ انحصار مقصود آیه‌ به‌ محیط‌ خانواده‌ و این‌که‌ مردان‌ تنها بر همسرانشان‌ قیمومیّت‌ دارند، به‌ دلیل‌ اطلاق‌ آیه‌ و عدم‌ قید آن‌ به‌ خانه‌ و همسران‌، مردود است‌ و اگر چنین‌ بود باید گفته‌ می‌شد: الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ نسائهم‌. علاوه‌ بر این‌، اگر این‌ انحصار را بپذیریم‌ جا دارد از خداوند متعال‌ بپرسیم‌ چگونه‌ در حالی‌ که‌ زن‌ را سرپرست‌ خانه‌اش‌ ـ که‌ به‌ امور جزئی‌ و محدود می‌پردازد ـ قرار نداده‌ است‌، به‌ او اجازه قیمومیّت‌ و ولایت‌ بر همه خانه‌های‌ امّت‌ و دولت‌ اسلامی‌ را داده‌ است‌؟ آیا سرپرستی‌ حکومت‌ که‌ مساوی‌ با سرپرستی‌ عموم‌ جامعه‌ است‌، مهم‌تر از سرپرستی‌ خانه‌ نیست‌؟ آیا ممکن‌ است‌ مسلمانی‌ بپذیرد که‌ خداوند زن‌ را سرپرست‌ و مسلّط‌ بر میلیون‌ها مرد و زن‌ قرار دهد امّا او را مسلّط‌ بر شوهرش‌ و بلکه‌ او را هم‌درجه او نیز قرار ندهد؟ [2]
2. وَ قَرْن‌َ فی‌ بُیُوتکُن‌ِّ.... 
و در خانه‌هایتان‌ بمانید 
تصدی‌ مشاغل‌ و مناصب‌ و حضور گسترده اجتماعی‌ زن‌ با توصیه‌ مطلق‌ آن‌ها به‌ استقرار در خانه‌ منافات‌ دارد و جز موارد محدود و خاصّی‌ که‌ شرع‌، خروج‌ از خانه‌ را برای‌ زن‌ مباح‌، مستحب‌ و یا واجب‌ می‌داند، نمی‌تواند این‌ آیه‌ را مقیّد نماید. (البته این برای زنان پیغبر است اما زنان پیغمبر به عنوان الگویی شناخته شدند و از آنان بر خلاف فرهنگ امروزی خواسته نشده که در تبلیغ دین ، پا به پا پیامبر را در اجتماع یاری دهند.)
ب‌) روایات‌ 
در ماجرای‌ تاریخی‌ جمل‌ و جنگ‌ عایشه‌ با امام‌ علی علیه السلام، عایشه‌ قبل‌ و بیش‌ از آن‌که‌ به‌ خاطر رودررویی‌ با امام علیه السلام و حاکم‌ مسلمین‌، عتاب‌ و سرزنش‌ شود، به‌ خاطر سرپیچی‌ از سفارش‌ قرآن‌ مبنی‌ بر لزوم‌ استقرار زنان‌ در خانه‌ و عدم‌ خروج‌ غیرضروری‌ از آن‌ و رهبری‌ کردن‌ ناکثین‌، مورد اعتراض‌ قرار می‌گیرد. 
امام‌ علی علیه السلام طی‌ نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ عایشه‌: 
1. امّا بعد فانّک‌ خَرَجْت‌ غاضبَةً للّه‌ و لرَسُوله‌، تَطْلُبین‌َ اَمْراً کان‌ عنک‌ موضوعاً، ما بال‌ النساء و الحرب‌ و الاصلاح‌ بین‌ الناس‌؟ تَطْلُبین‌َ بدَم‌ عثمان‌؟ وَلَعمری‌ لَمن‌ عرِّضَک‌ للبلاء وحَمَلَک‌ علی‌ المعصیة اَعظم‌ُ الیک‌ ذنباً من‌ْ قَتَلَة عثمان‌... فَاتِّقی‌ الله وارْجعی‌ الی‌ بیتک‌. 
تو در حالی‌ که‌ خدا و رسولش‌ را به‌ خشم‌ وا داشتی‌ خروج‌ کردی‌ و به‌ انجام‌ عملی‌ مبادرت‌ کردی‌ که‌ خداوند آن‌ را از تو نخواسته‌ است‌. زنان‌ را با جنگ‌ و اصلاح‌ بین‌ مردم‌ چه‌ کار؟ خون‌خواهی‌ عثمان‌ را می‌کنی‌؟ قسم‌ به‌ جان‌ خودم‌ آن‌که‌ تو را در معرض‌ این‌ بلا قرار داد و بر نافرمانی‌ خداوند وادارت‌ کرد، گناهش‌ باید نزد تو بزرگ‌تر از گناه‌ قاتلان‌ عثمان‌ باشد، پس‌ از خداوند بترس‌ و به‌ خانه‌ات‌ برگرد. 
امام علیه السلام، همچنین‌ بعد از پایان‌ جنگ‌ جمل‌ به‌ سراغ‌ عایشه‌ آمد و با چوبی‌ بر کجاوه‌ او زد و فرمود: 
2. یا حمیراء! رسول‌ُالله اَمَرَک‌ بهذا؟ اَلَم‌ یأمُرک‌ اَن‌ْ تَقَرّی‌ فی‌ بیتک‌؟ والله ما اَنْصَفَک‌َ الّذین‌ اَخْرَجُوک‌ اذْ صانُوا عَقائلَهُم‌ وَاَبْرَزُوک‌. 
حمیرا! آیا پیامبر صلی الله علیه و آله تو را به‌ این‌ کار سفارش‌ کرده‌ بود؟ آیا به‌ تو فرمان‌ نداده‌ بود که‌ در خانه‌ات‌ بمانی‌؟ به‌ خدا قسم‌ آن‌ها که‌ تو را از خانه‌ بیرون‌ کشیدند، در حق‌ تو بی‌انصافی‌ کردند؛ چراکه‌ از زنان‌ خود صیانت‌ کردند و تو را در معرض‌ دید قرار دادند. 
زید بن‌ صرحان‌ در پاسخ‌ به‌ دعوت‌ عایشه‌ که‌ از او خواسته‌ بود از علی علیه السلام جدا شود و به‌ یاری‌ او بیاید، نامه‌ای‌ چنین‌ به‌ وی‌ نوشت‌: 
سلام‌ٌ علیک‌، تو [زن‌] وظیفه‌ای‌ داری‌ و ما [مردان] وظیفه‌ای‌ دیگر، وظیفه تو آن‌ است‌ که‌ در خانه‌ات‌ بنشینی‌ و وظیفه ما آن‌ است‌ که‌ با مردم‌ [دشمنان] بجنگیم‌ تا فتنه‌ای‌ نباشد. اکنون‌ تو وظیفه‌ات‌ را رها کرده‌ای‌ و از ما می‌خواهی‌ که‌ دست‌ از وظیفه‌مان‌ برداریم‌. والسّلام‌.  
اُم ‌ّسلمه‌ همسر مؤمن‌ و فهیم‌ پیامبر صلی الله علیه و آله نیز طی‌ نامه‌ای‌ به‌ عایشه‌ او را چنین‌ مورد عتاب‌ قرار داد: 
ان‌ِّ عمودَ الاسلام‌ لن‌ یثاب‌َ بالنساء ان‌ مال‌ و لن‌ یُرأب‌َ بهن‌ِّ ان‌ْ صُدع‌َ، حُمادَیات‌ُ النساء غَض‌ُّ الاطراف‌ و خَفْض‌ الاصوات‌ و  .... 
ستون‌ دین‌ اگر کج‌ شود، به‌ وسیله‌ زنان‌ مستقیم‌ نگردد و اگر شکاف‌ بردارد، با زنان‌ اصلاح‌ نشود. از زنان‌ پسندیده‌ آن‌ است‌ که‌ چشم‌ خود فرو بندند و صدا کوتاه‌ سازند. 
علاوه‌ بر روایات‌ فوق‌، روایاتی‌ نیز صریحاً با نهی‌ از اطاعت‌ زنان‌؛ ولایت‌، سرپرستی‌ و مدیریّت‌ آنان‌ را در امور جامعه‌ رد می‌کند: 
قال‌ رسول‌ الله صلی الله علیه و آله: 
3. طاعَةُ المرأة ندامَة. 
فرمانبری‌ از زن‌ مایه‌ پشیمانی‌ است‌. 
هلکت‌ الرجال‌ حین‌ اَطاعت‌ النساء.  
مردان‌ آن‌گاه‌ که‌ از زنان‌ فرمانبری‌ نمودند، هلاک‌ شدند. 
قال‌ علی علیه السلام: 
4. ثلاث‌ٌ مُهلکات‌: طاعة النساء....  
سه‌ چیز هلاک‌کننده‌ است‌: فرمانبری‌ از زنان‌.... 
5. کل‌ّ امری‌ٍ تُدَبَّره‌ُ امْرَأَةٌ فَهُو ملعون‌.  
هر کس‌ زمام‌ امور خود را به‌دست‌ زنی‌ بسپارد، ملعون‌ است‌. 
دسته‌ای‌ دیگر از روایات‌، مستقیماً از تولّی‌ امور اجتماعی‌ توسط‌ زنان‌ نهی‌ می‌کنند: 
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله: 
6. لیس‌ علی‌ النساء ... وَلاتَوَلِّی‌ القضاء.  
زنان‌ نباید متصدّی‌ قضاوت‌ شوند. 
7. لایُفْلَح‌ُ قَوم‌ٌ وَلیَتْهُم‌ُ امْرَأَةٌ.  
مردمی‌ که‌ زن‌ فرمانروایشان‌ باشد، سعادتمند نمی‌شوند. 
8. لایُقَدَّس‌ُ اللهُ اُمِّةً قادَتْهُم‌ْ امْرَأةٌ.  
خداوند امتی‌ را که‌ زن‌ رهبری‌شان‌ کند، تقدیس‌ نخواهد کرد. 
9. لایُفْلح‌ُ قَوم‌ٌ وَلِّوْا اَمْرَهُم‌ْ امْرَأةً.  
مردمی‌ که‌ زمام‌ امورشان‌ را به‌دست‌ زن‌ بسپارند، سعادتمند نمی‌شوند. 
10. لَن‌ْ یُفْلَح‌َ قوم‌ٌ تُدَبَّرُ اَمْرَهُم‌ امْرَأَةٌ.  
مردمی‌ که‌ زن‌ تدبیر امور آنان‌ را برعهده‌ بگیرد، هرگز سعادتمند نمی‌شوند. 
قال‌ علی علیه السلام: 
11. لاتُمَلَّک‌ المرأةَ ماجاوَزَ نَفْسَها فان‌ِّ المرأة ریحانَةٌ ولیست‌ بقَهْرمانَة.  
کاری‌ را که‌ فراتر از توان‌ زن‌ است‌ به‌ او مسپار؛ زیرا زن‌ ریحانه‌ (موجودی‌ ظریف‌) است‌ و متصدّی‌ و حاکم‌ بر امور نمی تواند باشد. 
قال‌ الباقر علیه السلام: 
12. لاتَوَلّی‌ الْمَرْأةُ القَضاءَ وَلاتَوَلّی‌ الامارة.  
زن‌، نباید قاضی‌ و امیر شود. 
قضاوت‌ زنان‌ از نگاه‌ فقها 
عدم‌ صلاحیّت‌ زن‌ برای‌ قضاوت‌، بین‌ فقهای‌ شیعه‌ (و اغلب‌ فقهای‌ سنّی‌) اجماعی‌ است‌. شهید ثانی‌ در مسالک‌ می‌نویسد: 
«امّا شرط‌ مرد بودن‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ مناسب‌ نبودن‌ زن‌ برای‌ این‌ منصب‌ می‌باشد؛ زیرا همنشینی‌ و اختلاط‌ با مردان‌ و بلند حرف‌ زدن‌ در بین‌ آن‌ها که‌ از لوازم‌ منصب‌ قضاوت‌ است‌، برای‌ زن‌ سزاوار و جایز نیست‌. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده‌ است‌: مردمی‌ که‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد.»   
صاحب‌ جواهر می‌نویسد: 
«اما شرط‌ مردی‌ برای‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ اجماع‌ و سخن‌ پیامبر صلی الله علیه و آله است‌ که‌ فرمود: مردمی‌ که‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد و در حدیثی‌ دیگر که‌ فرموده‌ است‌: زن‌ متولّی‌ قضاوت‌ نمی‌شود... و این‌ تأیید می‌شود با ناتوانی‌ زن‌ از اداره این‌ منصب‌ و این‌که‌ همنشینی‌ با مردان‌ و بلند سخن‌ گفتن‌ در میان‌ آنان‌ برای‌ او روا نیست‌. هم‌چنین‌ نصوصی‌ که‌ در مورد نصب‌ قاضی‌ در زمان‌ غیبت‌ است‌، ظهور در غیر زن‌ دارد و بلکه‌ در بعضی‌ از روایات‌ به‌ مرد  تصریح‌ شده‌ است‌.»  
علامه‌ طباطبایی‌ می‌نویسد: 
«ممنوعیت‌ زنان‌ از حضور در جهاد مانند ممنوعیت‌ از تصدی‌ قضاوت‌ و ولایت‌، سنت‌ مسلمی‌ در اسلام‌ است‌.»  
گروهی‌ دیگر از روایات‌، از مشورت‌ با زنان‌ نهی‌ کرده‌اند که‌ مؤیّد ناتوانی‌ زنان‌ در تصدّی‌ امور اجتماعی‌ و حکومتی‌ است‌: 
قال‌ علی علیه السلام: 
13. ایّاک‌ ومشاوَرَةَ النساء الاّ مَن‌ْ جَرِّبْت‌َ بکمال‌ عقل‌ٍ فَان‌ِّ رأیَهن‌ُّ الی‌ اَفْن‌ٍ وعَزْمَهُن‌ِّ الی‌ وَهْن‌ٍ.   
از رأی‌ زدن‌ با زنان‌ بپرهیز؛ زیرا ایشان‌ را رأیی‌ کم‌مایه‌ و عزمی‌ ناتوان‌ است‌. مگر زنی‌ که‌ رشد عقلی‌ او را آزموده‌ باشی‌. 
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله: 
14. اربَعَة مُفْسدَة للقلوب‌ ... وَالاخذ برأیهن‌ِّ.  
چهار چیز تباه‌کننده دل‌ها است‌: ... و عمل‌ به‌ رأی‌ زنان‌. 
قال‌ الصادق علیه السلام: 
15. ایّاکم‌ و مشاورةَ النساء فان‌ِّ فیهن‌ِّ الضعف‌ و الوهن‌ و العجز. 
از رایزنی‌ با زنان‌ بپرهیزید؛ زیرا در آن‌ها ضعف‌ و سستی‌ و ناتوانی‌ است‌. 
روایاتی‌ نیز درباره وضعیت‌ زنان‌ در آخرالزمان‌ است‌ که‌ به‌ بیانی‌ دیگر مؤیّد مدّعا است‌. پیش‌ از ذکر این‌ روایات‌ باید به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ کنیم‌ که‌ آن‌چه‌ درباره نشانه‌های‌ آخرالزمان‌ در احادیث‌ آمده‌ است‌، اغلب‌ ـ جز در مواردی‌ خاص‌ ـ پدیده‌هایی‌ مذموم‌ به‌ شمار می‌روند و لحن‌ روایات‌ به‌ خوبی‌ این‌ امر را نشان‌ می‌دهد: 
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله: 
16. اذ استُعْمل‌َ السُّفها وَشاوَرُوا النساء.  
[آخرالزمان] آن‌گاه‌ است که‌ نابخردان‌ به ‌کار گرفته‌ شوند و زنان‌ مورد مشورت‌ قرار گیرند. 
17. اذا رَفَعُوا البنیان‌ وشاوَرُوا النسوان‌ ویَکْثُرُ الاختلاط‌.  
آن‌گاه‌ که‌ ساختمان‌ها مرتفع‌ می‌گردد، با زنان‌ رایزنی‌ می‌شود و اختلاط‌ زن‌ و مرد فراوان‌ می‌شود. 
18. عندها امارَةُ النساء.  
در آن‌ هنگام [آخرالزمان]، زنان‌ حکومت‌ می‌کنند. 
قال‌ علی علیه السلام: 
19. و ذلک‌ اذا تَسلِّطَت‌ النساءُ وَسَلِّطْن‌َ الاماء واُمَّرَت‌ الصبیان‌.  
و آن‌ [آخرالزمان‌] هنگامی‌ است‌ که‌ زن‌ها و کنیزان‌ حکمروایی‌ می‌کنند و از کودکان‌ فرمان‌ برده‌ می‌شود. 
20. واذا غَلَبَت‌ النساءُ عَلی‌ الملک‌ وَغلَبْن‌َ کُل‌ِّ امْری‌ٍ فلایُؤتی‌ الاّ ما لَهُن‌ِّ فیه‌ هوی‌.  
و آخرالزمان آن‌گاه‌ است که‌ زنان‌ بر حکومت‌ و بر هر مردی‌ چیره‌ شدند و هیچ‌ عملی‌ جز با تأمین‌ خواست‌ آنان‌ انجام‌ نشود. 
سیره مسلمین‌ 
علاوه‌ بر ادلّه قرآنی‌ و روایی‌، می‌توان‌ به‌ سیره مسلمین‌ و اهل‌ شریعت‌ نیز بر ردّ ولایت‌، قضاوت‌ و مدیریت‌ اجتماعی‌ زنان‌ استدلال‌ کرد. 
از آغاز ظهور اسلام‌ و بلکه‌ از آغاز خلقت‌ آدم‌ و ظهور شرایع‌ الهی‌ تاکنون‌، خداوند، انبیا، اوصیا و مردم‌ متشرّع‌، تدبیر امور اجتماعی‌ را به‌دست‌ زنان‌ نمی‌سپرده‌اند و به‌ همین‌ خاطر در تاریخ‌، زنی‌ را به‌ عنوان‌ پیامبر، امام‌، وصی‌ّ، حاکم‌ مشروع‌، قاضی‌، رئیس‌ قوم‌ و قبیله‌ و گروه‌، کدخدای‌ ده‌، فرماندار شهر و... سراغ‌ نداریم‌. این‌ در حالی‌ بوده‌ است‌ که‌ پیوسته‌ زنانی‌ مؤمن‌ و صالح‌ و حتی‌ بعضاً توانمند بر انجام‌ برخی‌ مسئولیت‌های‌ اجتماعی‌ حضور داشته‌اند امّا به‌ دلیل‌ آن‌که‌ شرایع‌ و ادیان‌ آسمانی‌ تصدّی‌ چنین‌ نقش‌هایی‌ را برای‌ صنف‌ زنان‌ مشروع‌ نمی‌دانسته‌اند، از نصب‌ آنان‌ به‌ این‌ مناصب‌ خودداری‌ می‌کردند. 
آیت الله سیّدمحمّدحسین‌ حسینی‌ تهرانی‌ (ره) در این‌ مورد با عنوان‌  «سیره عملی‌ پایدار» می‌نویسد: 
«[یکی‌ از دلایل‌ عدم‌ جواز حکومت‌ و قضاوت‌ زنان‌] سیره‌ است‌ که‌ بدون‌ شک‌ در این‌ مورد محقّق‌ است‌ و معنای‌ سیره‌ این‌ است‌ که‌ فقها، علما و حاکمان‌ مسلمان‌ اعم‌ از شیعه‌ و سنّی‌ از زمان‌ پیامبر صلی الله علیه و آله تا زمان‌ ما زن‌ را متصدّی‌ امارت‌ و قضاوت‌ نمی‌کرده‌اند با وجود آن‌که‌ گروهی‌ از زنان‌ صاحب‌ دانش‌ و درایت‌ و ارزش‌های‌ اخلاقی‌ در همه اعصار و دوره‌ به‌ دوره‌ وجود داشته‌اند. وقتی‌ ما آرا و دیدگاه‌های‌ فقها و علما و حکام‌ را در کتاب‌های‌ سیره‌ و تاریخ‌ ملاحظه‌ می‌کنیم‌، در می‌یابیم‌ که‌ دلیل‌ خودداری‌ آن‌ها از نصب‌ زنان‌ به‌ امارت‌ و قضاوت‌، امری‌ اتفاقی‌ نبوده‌ است‌ بلکه‌ مستند به‌ سنّت‌ شارع‌ مقدّس‌ و رسول‌ مکرم صلی الله علیه و آله و پیروی‌ از سنّت‌ استوار و راه‌ مستقیم‌ شریعت‌ بوده‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ برای‌ آن‌ها امکان‌ تجاوز و تخطّی‌ از آن‌ وجود نداشته‌ است‌. این‌ سیره عملی‌ مثل‌ شهرت‌ قولی‌ [فقها] است‌ که‌ برای‌ استناد حرمت‌ قضاوت‌ و حکومت‌ زنان‌ کفایت‌ می‌کند

منابع:

[1]- المیزان، ج 4، ص 365.

[2]- رساله بدیعة، ص 157.

در پایان باید اشاره شود که وضعیت امروز زنان و الگوی ساختگی که مرتب توسط همین رسانه ملی برای زنان تبلیغ می شود وضعیت غیر عادی را بوجود اورده ، به گونه ای که آمار اعتیاد زنان در سالهای اخیر طبق آمار وزیر کشور دو برابر شده ، و نیز طلاق و روابط ازاد و ... و همچنین خودارضایی که زمانی عمدتا مختص به مردان بود در زنان به گونه ای بالا رفته که گویی پا به پای مردان (مانند بسیاری از کارها) مجرد امروز این کار زشت را انجام می دهند.

منبع:پسران ودختران مجرد



شعر طنز: دلیل تعدد زوجات

 

نوع مطلب :آرشیو تعدد زوجات ،شعر و نثر ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

به نام خدا

تعدد زوجات یک لر:

تعدد زوجات

دوستی داشتم لرستانی                   یار دیرینه ی دبستانی

      دیدمش بعد سالیان دراز                     همرهش چار زن همه طناز

مات و مبهوت گشتم از حالش              که لری آهوان به دنبالش

گفتمش: چهار زن ؟ خدا برکت !           تو چگونه کنی ز جا حرکت

گفت : این کار ماجرا دارد                    هر یکی حکمتی جدا دارد

اولی را که هست خوشگل و ناز          من گرفتم ز خطه ی شیراز

تا که شب ها قرینه ام باشد               سر او روی سینه ام باشد

بهر اوقات روزهایم نیز                        زن گرفتم ز خطه ی تبریز

چون زن ترک، خوش بر و بازوست         خانه دار و نظیف و کد بانوست

دست پختش که محشر کبراست         بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست

ظرف یک سال بسته ام بارم                چون زنی هم ز اصفهان دارم

کشد از ماست تار مویی را                   یادمان داده صرفه جو یی را

 در کم و بیش اوستادست                 او متخصص در اقتصاد است

او بس که در اقتصاد پا دارد                  بی گمان فوق دکترا دارد

زن چارم که ختم آنان است                 شیری از خطه ی لرستان است

گفتمش با وجود آن سه هلو                زن چارم بر ای چیست؟ بگو

گفت گهگاه بنده گشتم اگر                 عصبانی ز همسران دگر

آن زمان جای آن سه تا بی شک          این یکی را کشم به زیر کتک!!
منبع: تعدد زوجات


  • تعداد کل صفحات:21 
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...