تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالبات رهبری در جمع بانوان 92.2.21

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

مطالبات رهبری در جمع بانوان 92.2.21

 

نوع مطلب :مطالبات رهبری در زمینه خانواده ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

رهبری در جمع بانوان فرهیخته که برای مطالبات فمنیستی جلسه ای را با ایشان تشکیل داده بودند به مخالفت با فمنیسم و بهره برداری از آمار زنان شاغل به عنوان معیار پیشرفت پرداختند و این در حالی است که بارها توسط فاطمه رهبر و دیگر زنان فمنیست درخواست شده بود برای اینکه کشور در آمار کشورهای پیشرفته قرار بگیرد باید سهمیه 30 درصدی برای زنان در مجلس در نظر گرفت و اینجا است که دروغ بودن ادعای پیروی از رهبری این افراد مشخص می شود.

رهبری در جمع فرهنگیان

توجه شما را به این گزیده جلب میکنیم:

درباره‌ى مسئله‌ى زن دچار یك عقب‌ماندگى‌اى هستیم عقب‌ماندگى در این قلمرو، از نوع عقب‌ماندگى در علم - كه ما میگوییم دچار عقب‌ماندگى هستیم مثلاً - نیست؛ در اینجا اگر تعبیر میكنیم به عقب‌ماندگى، به خاطر این است كه ما در زمینه‌ى مسئله‌ى زن، مسئله‌ى جنسیّت، مسئله‌ى امورى كه حول‌وحوش وجود زن تحقّق پیدا میكند و معنا پیدا میكند - مثل همین خانواده و فرزند و ازدواج و سَكَن و آرامش و از این مطالب - حرفهاى برجسته‌اى داریم كه توفیق پیدا نكردیم اینها را منتقل كنیم به دنیا،

با وجود اینكه این گفتمانِ كامل و مفید و قانع‌كننده را از اسلام در اختیار داریم، امّا عملاً خودمان را در موضع انفعال قرار دادیم در مقابل گفتمان غربى در مورد زن.

 گفتمان غرب در مورد زن، یك گفتمان كاملاً حساب‌شده‌ى سیاسى است؛ یعنى آن روزى كه این فكر و این گفتمان درباره‌ى زن، در غرب آغاز به كار كرد و شروع كرد، یك محاسبه‌ى دقیقى پشت این وجود داشت. این البتّه به عنوان خبر نیست كه من از روى اطّلاع و با استناد به اخبار بگویم، امّا مؤیّدات واقعى‌اى دارد كه این تحلیل را تقویت میكند؛ یعنى از آغاز رنسانس در غرب و به دنبال آن حضور صنعت و پیدایش صنعت جدید در غرب، بتدریج این گفتمان غربى رشد پیدا كرد؛ و اوجش در روزگار ما است كه البتّه این اوج همراه خواهد بود با انحطاط و نزول و ان‌شاءاللّه سرافكندگى و فروپاشى این گفتمان

گفتمان غربى در مورد زن اجزاء گوناگونى دارد، لكن دو جزء در آن برجسته است: یكى مردواره كردن زن، یعنى زن را متشبّه به مرد قرار دادن، این یك بخش مهمّ از این گفتمان است؛ یك بخش دیگر هم زن را وسیله‌ى راحتى براى التذاذ جنسى مرد قرار دادن، حالا التذاذ چشمى یا مراحل بدتر و بعدتر از التذاذ چشمى، این هم یك بخش دیگر از گفتمان غربى است در مورد زن. این مسئله‌ى فمینیسم و این چیزهایى كه امروز در دنیا رایج شده، همه در واقع فراورده‌هاى آن گفتمان غربى است كه در نهایت كار به اینجاها میرسد.

مردواره كردن زن؛ یعنى به دنبال این بودند كه مشاغل گوناگونى كه با ساخت جسمى و عصبى و فكرى مرد سازگارتر است را بكشانند به سمت بانوان و زنان، و این را یك افتخار براى زن و یك امتیاز براى زن قرار بدهند.ما در مقابل این دچار انفعال شدیم، یعنى دوْر خوردیم؛ ما هم نادانسته، ناخواسته، این گفتمان را قبول كردیم. مى‌بینید ما الان افتخار میكنیم كه فلان تعداد زن، در فلان بخشهاى اجرایى كشور داریم.

آنچه اشكال دارد، افتخار به این است؛ كه ما به رخ دنیا بكشیم كه ببینید، ما در بخشهاى اجرایى اینقدر زن داریم! این همان دوْر خوردن است، این همان منفعل شدن است؛ این افتخارى ندارد.

افتخار به اینكه ما این تعداد وزیر زن، این تعداد نماینده‌ى زن، این تعداد معاونِ بخشهاى مختلفِ زن، این تعداد رئیس مؤسّساتِ تجارى زن داریم، افتخار به این غلط است؛ این انفعال در مقابل آنها است. مگر بنا بوده ما كارهاى مردانه را به زنها بدهیم؟ نه، جایگاه زن و هویّت و شخصیّت زن، در جنس خود زن یك هویّت بسیار بالا و با كرامتى است.

این نگاهْ درست است كه ما زن را در جنسیّت خودش - همان‌جور كه هست، زن واقعى، مؤنّث واقعى - بشناسیم، و ببینیم چه ارزشهایى میتواند این فرد متعلّق به این جنس را یا این جامعه‌ى این جنسیّت را رشد بدهد و تعالى ببخشد؛ این نگاه، نگاه درست است. ما نباید در مقابل نگاه غرب دچار این انفعال میشدیم كه متأسّفانه شدیم.


البتّه در آن بخش دوّم كه زن را وسیله‌اى براى التذاذ جنسى مرد قرار میدهد - نه التذاذ معنوى و روحى، نه التذاذ علمى؛ ممكن است دو نفر بنشینند، یكى لذّت ببرد از خوش‌صحبتى یكى، از معلومات كسى؛ نخیر، این مطرح نیست - براى اینكه مرد به راحتى بتواند التذاذ ببرد از مسائل جنسى زن، این مثل یك سِیلى وارد كشورهاى بى‌دفاع و بى‌حفاظ اسلامى شد از طرف غرب؛ كشور ما هم همین‌جور.

مسئله‌ى حجاب یكى از مقدّمات این كار است، مسئله‌ى پوشش و لباس همین‌جور، مسئله‌ى معاشرت زن و مرد و حدود معاشرت یكى از مقدّمات این است كه این بلاى بزرگ كه هم بلاى براى زن است و هم بلاى براى مرد است - و البتّه شامل تحقیر زن هم هست، بدون اینكه ملتفت بشوند

دامن زدن به مسئله‌ى شهوت - كه متمركز بود روى مسئله‌ى زنها؛ و امروز مى‌بینید كه در دنیا بدتر از اینها دارد میشود، این مسئله‌ى همجنس‌بازى و همجنس‌گرایى و این ازدواجها و خانواده‌هاى دو جنس مشابه و مانند اینها - اینها چیزهایى است كه به زبان آسان مى‌آید؛ اینها چاله‌هاى عظیم و عمیق و خطرناكى است پیش پاى آن تمدّن و كسانى كه آن تمدّن را دارند اداره میكنند و پیش میبرند؛ لغزشگاه عجیبى است، پدر اینها را درخواهد آورد؛ حالا این نیمه‌ى راه است، نیمه‌ى سراشیبى است. البتّه به نظر من قادر هم نیستند جلوى آن را بگیرند. یعنى مشكل آنها از این حرفها گذشته است. من چند سال پیش - هفت، هشت، ده سال قبل از این تقریباً - در مطبوعات كشورهاى خارجى دیدم و خواندم و شنیدم كه آمریكایى‌ها دارند دنبال میكنند كه از كتابهاى فلان نویسنده‌ى مثلاً رمان‌نویسِ خانواده‌نویس - كه رمان‌هایش اطراف خانواده است - فیلم درست كنند براى اینكه بكشانند جهت فیلمسازى و فیلمبردارى و سینما و مانند اینها را به این جهت؛ خب، یك كارهایى هم كرده‌اند، دارند هم میكنند؛ امّا اینها مثل یك جریانهاى باریكى است در مقابل یك سیل عظیمى كه خودشان به دست خودشان راه انداختند؛ و دچارشان كرده است و بعد از این بیشتر دچارشان خواهد كرد.

عرض كردیم گفتمان اسلام "زنِ حقیقى" است؛ این گفتمان را همان‌طور كه اشاره كردم، بایستى ما به صورت تهاجمى مطرح كنیم. مطلقاً در موضع دفاعى قرار نگیرید. گفتند بعضى از خانمها كه آن كسانى كه دنبال مثلاً كنوانسیون زنان یا مؤسّسات وابسته به سازمان ملل هستند، تهدید میكنند كه اگر چنین كنید، اگر چنان كنید ممكن است علیه شما قطعنامه صادر كنیم! خب به دَرَك! قطعنامه صادر كنند.

گفتمان اسلامى در مورد زن را بایست با روحیّه‌ى تهاجم، طلبگارانه مطرح كرد. اگر آنها گفتند كه شما چرا به زن براى اینكه بتواند بى‌حجاب بگردد آزادى نمیدهید، باید گفت شما چرا این آزادى مضرّ و دهشتناك را میدهید، به آن شكلى كه امروز در غرب وجود دارد. آنچه كه امروز در غرب در زمینه‌ى بى‌حفاظى و بى‌حجابى زن دارد دنبال میشود، واقعاً گاهى اوقات تصوّرش انسان را دچار دهشت میكند كه چكار میخواهند بكنند، كجا دارند میروند؟ 

خصوصیّات زن در این گفتمان گفته شود؛ كرامت زن، عزّت زن، ظرافت زن، نه فقط ظرافت جسمى بلكه ظرافت ساختمان فكرى و عصبى و ظرافت كاركردى كه باید بكند. این رشته‌هاى بشدّت رقیق و نازك اعصاب كودك را فقط سرْانگشت ظریف و لطیف مادر است كه میتواند از هم جدا كند كه عقده به‌وجود نیاید، گره به‌وجود نیاید؛

در مسائل فعلىِ زنان كشور ما به اعتقاد من دو مسئله از همه مهم‌تر یا بگویید فورى‌تر و لازم‌الاهتمام‌تر از بقیّه‌ى مسائل است. یك مسئله، مسئله‌ى اهمّیّت و اعتبار خانه و خانواده است. براى خانه باید شأن قائل شد؛ انسان بدون خانه - كه مسكن و مأوایى ندارد - قابل تصوّر نیست.

این احترام باید باشد؛ زن  باید محترم باشد در درون خانواده.

بخصوص نژادهاى اروپایى، نژادهاى وحشى‌اند؛ اینها ظاهرشان اتو كشیده و كراوات زده و ادكلن زده و اینهایند امّا همان باطن وحشى‌گرى‌اى كه در تاریخ وجود داشته هنوز هم در اینها هست؛ راحت آدم میكشند، خونسرد جنایت میكنند؛ بنابراین كتك زدن زن در داخل خانه به وسیله‌ى آنها و بعد به وسیله‌ى آمریكاییها، بُعدى ندارد

صداوسیما میتواند آنچنان فرهنگ‌سازى‌اى بكند كه زن مؤمن، فعّال، مجاهد فى‌سبیل‌اللّه، باحجاب، داراى خصوصیّات زن اسلامى، در جامعه محترم و مكرّم باشد؛ دیگران میخواهند عكسش اتّفاق بیفتد. بعضى از برنامه‌هاى صداوسیما متأسّفانه در همان جهتِ خاصّ دیگران است؛ باید عكسْ عمل بشود؛ یعنى واقعاً باید صداوسیما صددرصد در خدمت این فكر قرار بگیرد.




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.