تبلیغات
وبلاگ پسران - خشونت های زنان علیه مردان؛ چرا و چگونه؟!

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

خشونت های زنان علیه مردان؛ چرا و چگونه؟!

 

نوع مطلب :ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،آرشیو آمار ،پایان نامه و تحقیق ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

در بخش حوادث، ماجرای زنی را روایت می کند که در قتل همسرش مشاركت داشته و علت این امر را عدم علاقه و ازدواج اجباری بنا به خواسته دایی خود عنوان می کند.
ریحانه ذوالفقاری
 
"بررسی و شناخت خشونت های زنان علیه مردان"، عنوان پژوهشی است که از بررسی خشونت های گزارش شده طی شش ماهه آخر سال 1382 در روزنامه های كشور مانند جام جم، ایران و همشهری به دست آمده است.
 
در این پژوهش که در دانشگاه پیام نور تهران انجام شده است، تلاش گردیده تا به سه سوال زیر پاسخ داده شود:
 
1.    خشونت های زنان علیه مردان بررسی شده درروزنامه های كشور از مهر ماه لغایت اسفند 1382 كدامند؟
2.    چه عواملی موجب افزایش خشونت زنان علیه مردان درسال های اخیر شده است؟
3.    پدیده خشونت زنان علیه مردان چه پیامدهای اجتماعی برای جامعه خواهد داشت؟
 
در این تحقیق به طور خاص خشونت های زنان علیه مردان عنوان نشده است، بلکه یافته های حاصل از بررسی خشونت های مطرح شده، در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
از عوامل خشونت زنان علیه مردان به تحریک زنان توسط مردان، بی اعتنایی به ارزش های اخلاقی و پست انگاشتن نقش های زنانه اشاره شده است و از دلایل افزایش خشونت دختران به رسانه های خشن، نادیده انگاشتن نهاد خانواده، عدم فرهنگ سازی براساس حقوق اسلامی و انسانی، تشنجات خانوادگی و دختران جوان و وسعت اوقات فراغت بدون برنامه ریزی عنوان شده است.
 
خشونت فقط مختص مردان نیست
مقاله حاضر با بیان این گزاره که خشونت فقط مختص به خشونت مردان علیه زنان نیست بلكه عكس این قضیه نیز در جوامع امروزی یافت میشود، به مقاله ای اشاره کرده و جرایم زنان را به سه قسمت تقسیم می کند: 1- زنان همه انواع بزهكاری را مرتكب می شوند، 2- احساس فشار و هراس از داغ «بزهكاری» برای زنان كاملاً جدی است، 3- زنان دو برابر منحرف تلقی میشوند؛ یكی به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین اجتماعی و دیگر به سبب «غیرزنانه» و «غیرطبیعی» بودن كاری كه انجام داده اند. زیرا برخلاف قواعد رفتار زنانه دست به عمل خلاف زده اند. باید در مورد این فرض كه خشونت منحصراً از ویژگی های تبهكاران مرد است، محتاط باشیم.(1)
باید عنوان کرد علاوه بر مسائل روانشناختی، مشکلات ساختاری و مدیریتی نیز در بروز رفتارهای پرخاشگرانه مؤثر هستند. گذر از جامعه سنتی به سوی جامعه مدرن و تضادهایی كه فرد در این شرایط با آنها درگیر میشود، میتواند به عنوان دلیل كلی روند رفتارهای پرخاشگرانه و بسیاری از آسیب های اجتماعی مطرح باشد که یکی از این تضادها که در پژوهش حاضر بررسی شده، به افزایش سن ازدواج دختران و الگوگیری از جوامع اروپایی می پردازد. در ادامه آمده است: در جوامع دیگر، اگر ازدواج كمتر شده، گره هایی روانشناختی افراد از راه های دیگری باز میشود، ولی ما از یك طرف می خواهیم در یك جامعه سنتی زندگی كنیم و از سوی دیگر زن را به مرحله پیشرفته ای از كار و زندگی اجتماعی سوق دهیم.
 
نمونه هایی از خشونت زنان علیه مردان
تعریف خشونت ((Violence، در این پژوهش این گونه است: خشونت به مثابه عملی است كه به صورت عمد یا غیرعمد، نامتجانس با رفتار دیگران باشد.
خشونت در همه جوامع شرقی و غربی وجود دارد و عواقب جدی بر قربانی خود می گذارد؛ از جمله استرس های روانی شدید، بی خوابی ، اضطراب، و حتی مراجعه به بیمارستان ها برای درمان.
در روزنامه ایران(2) مطلبی تحت عنوان "پشیمان نیستم" منتشر شده در بخش حوادث، ماجرای زنی را روایت می کند که در قتل همسرش مشاركت داشته و علت این امر را عدم علاقه و ازدواج اجباری بنا به خواسته دایی خود عنوان می کند. همچنین در روزنامه جام جم(3) زنی كه همسرش را به علت مصرف مواد مخدر به قتل رسانده است، گزارش شده است.
 
دختران خشن
دختران خشن مبحثی است که در این پژوهش به آن اشاره شده است: ویلی هال یكی از گزارشگران خبرگزاری آسوشیتدپرس در مقاله ای با عنوان «افزایش خشونت نزد زنان و دختران آمریكایی» می نویسد، بنا به اظهارات مقامات مسئول امریكا، روز به روز بر تعداد دختران و زنانی كه دست به جنایات هولناك می زنند، و نه تنها از كارهای خود پشیمان نیستند بلكه ظاهراً سرشار از لذت میشوند، افزوده می شود كه این بسیار خطرناك است. اغلب این زنان مادران كودكان هستند. به راستی چه بلایی بر سر این كودكان خواهد آمد؟
ویلی هال در ادامه مقاله خود ماجرای دختر كه 12 ساله ای را مطرح می سازد كه در یك مهمانی توسط یكی از دخترهای همكلاسی خود به ضرب گلوله از پای در آمد.
بسیاری از كارشناسان دلیل افزایش خشونت نزد زنان و دختران جامعه آمریكایی را واقعیت خشن جامعه می دانند.
 
رسانه های خشن
رسانه های خشن می تواند یکی از دلایل بروز خشونت در جامعه باشد. در این مقاله رویکرد جدید رسانه را به خشونت زنان با ذکر مثالی توضیح داده و درباره چگونگی نمود خشونت در رسانه ها از نمود مثبت خشونت زنان به عنوان الگوی زنان دیگر جامعه انتقاد می کند.
هنگامی كه خشونت زنان در قالب ارزش های شجاعت زنانه به مخاطلبان ارائه میشود، این رفتار برای مخاطب نوعی هنجار به حساب می آید.
در سریالی تحت عنوان خواب و بیداری که در سال 82 از یكی از شبكه های تلویزیون پخش شد، قهرمان داستان زنی به نام ناتاشا بود که حتی از ابراز خشونت با والدین خود دریغ نمی کرد که با تکیه کلام های خشن و حرکات رزمی و فعالیت های نابهنجار اجتماعی برای بینندگان جالب به نظ می آمد.
برخی از پژوهشگران بر این باروند كه یكی از عوامل اصلی افزایش بروز خشونت، گسترش نمایش خشونت در تلویزیون و فراوانی نوارهای ویدیویی و سی دی های حاوی صحنه های كشتار زد و خوردها و ماجراهای خونین و مرگبار است كه میتواند به منزله الگویی برای بینندگان باشد. حتی برخی از كارشناسان انحرافات اجتماعی دیگر از جمله اعتیاد، سرقت و راهزنی را به تماشای برنامه های خشونت آمیز تلویزیون و سینمایی مربوط می دانند.
 
دلایل خشونت زنان علیه مردان
از دلایل خیزش زنان علیه مردان نادیده گرفتن حقوق طبیعی آنان و یا سكون جامعه از لحاظ اجتماعی در همان مرحله سنتی با توجه به پیشرفت های صنعتی است.
از دیگر عوامل خشونت زنان تحریک زنان توسط مردان است. " تحریك زنان توسط رفتار مردان در طی زندگی زناشویی است. میرشریفی در طی تحقیقی كه در شماره 2284-17- تیر روزنامه اطلاعات انجام داده، بیان نمود كه مردان بیشترین تقصیر را در بروز اختلافات زناشویی و كمترین علاقه را برای حل آن دارند؛ بدین ترتیب مردان با رفتارهای آزاردهنده خود باعث بروز زمینه های خشونت در زنان شده و بدون اینكه بخواهند مشكل را حل نمایند به رفتارهای ضد ارزش خود ادامه می دهند." درحقیقت به نوعی خشونت زنان علیه مردان، پاسخی به رفتار های خشونت آمیر مردان است.
دخترانی كه مجبور به ازدواج با فردی غیردلخواه شده اند و همچنین اعتیاد همسر نیز از عوامل خشونت زنان علیه مردان دانسته شده است.
 
طلاق؛ ‌اعمال خشونت زنان علیه مردان
در پژوهش مذکور طلاق را یکی از راه های اعمال خشونت زنان عنوان کرده است. "یكی از راه هایی كه در مورد این مسئله باید متذكر شد، مسئله طلاق است که به نظر می رسد یكی از ابزارهای خشونت زنان علیه مردان به شمار می رود."
همچنین در بررسی خشونت های ثبت شده زنان علیه مردان، مشخص شده است كه تعدادی از زنان با توجه به قانون مهریه و به اجراء گذاشتن مهریه پس از عقد، اقدام به آزار مردان نموده اند.
از پیامدهای خشونت زنان علیه مردان، استمرار بخشیدن به یك زندگی نابهنجار، آموزش خشونت به فرزندان و ایجاد جامعه ای خشن است.
همچنین با توجه به آنکه خشونت زنان نسبت به مردان بیشتر در حالتی تدافعی است، به نظر می رسد عدم آشنایی زنان با حقوق قانونی خود باعث می شود آنها در رویارویی با مشکلات به خشونت روی آورند.
 
پی نوشت
1. عزیزی حمیدرضا، جرائم زنانه، روزنامه جام جم، شماره 1380، مرداد 82
2. ایران، سال دهم، شماره 2681، 8 دی 82
3. جام جم، شماره 1036، 4 آذر 82

خشونت علیه مردان؛ خشونتی ناپیدا
نفیسه طهوری
 
 
پژوهش بر روی خشونت های خانگی حتی در اشکال رایج تر آن نظیر خشونت علیه زنان و کودکان، از موضوعات نسبتاً نو در حوزه جامعه شناسی به شمار می آید و پیشینه آن تنها به دو سه دهه گذشته باز می گردد. در این بین مطالعه پیرامون خشونت خانگی علیه مردان، سابقه ای به مراتب کوتاهتر داشته و تا به امروز کمتر به این موضوع پرداخته شده است.
پذیرش این واقعیت که مردان در چارچوب روابط زناشویی بسته به شرایط و موقعیتی که در آن قرار می گیرند، می توانند هم عامل خشونت باشند و هم قربانی خشونت، باعث می شود که زن آزاری و شوهرآزاری نه به صورت جداگانه، بلکه به صورت پدیده های مرتبط با هم دیده شوند که به لحاظ تجربی با هم منافاتی ندارند.
 
هر چند طرح این مسئله در شرایطی که هنوز حقوق زنان به طور عامل اعاده نشده صرفاً باعث ایجاد سردرگمی و ابهام در میان فعالان سیاسی و اجتماعی خواهد شد، اما شناخت و آگاهی مردان از مسئله خشونت و مصادیق آن می تواند به حساس شدن آنان به خشونت نسبت به زنان نیز منجر شود. همچنین روایت مردان از رفتارهای خشونت آمیز همسرانشان را می توان بستر مناسبی برای ارزیابی زنان از رفتارهای مثبت و منفی بر روی همسرانشان تلقی نمود.
برای دستیابی به شناخت جامع از مسئله خشونت های خانگی باید فارغ از هرگونه جهت گیری عاطفی، سیاسی و با رعایت بی طرفی علمی آن را بر مبنای تجربه های زنان و مردان درک نماییم.
خشونت در گذشته فقط به جرم و جنایت در فضای عمومی اطلاق می شده است و اگرچه تعریف خشونت تمام رفتارهایی را که به صدمات جسمی و روانی بر روی افراد منتهی می شود شامل است، اما معمولاً فقط خشونت های فیزیکی در کانون توجه حقوق دانان و قانون گذاران قرار داشته است.
امروزه مصادیق خشونت فراتر از آزار و اذیت فیزیکی است و می تواند در اشکال غیرفیزیکی و پنهان تری هم اعمال گردد و رفتارهایی نظیر تهدید، تحقیر، تمسخر و فحاشی را نیز در برمی گیرد.
آمارها نشان می دهد 10% قربانیان خشونت های خانگی را مردان تشکیل می دهند. زنان بیشتر از روش های روانی و مردان بیشتر از روش های فیزیکی برای اعمال خشونت استفاده می کنند و پاسخ مردان نسبت به خشونت به دلیل برخورداری از منابع قدرت (فیزیکی، مالی، اجتماعی و قانونی) بسیار شدیدتر از زنان است و حتی ممکن است تا مرحله قتل همسر پیش بروند.
یکی از مطالعاتی که در زمینه خشونت علیه مردان صورت گرفته است، پژوهشی است با عنوان «مطالعه جامعه شناختی تجربه  زیسته ی مردان از خشونت خانگی علیه آنان» که توسط احسان خیرخواه زاده انجام گرفته است.
 
این پژوهش با به کارگیری روش کیفی بر محدودیت های روش های کمی غالب آمده و چگونگی درک و تصور مردان از رفتارهای خشونت آمیز همسرانشان را براساس روایت خود آنها و نه بر مبنای مفاهیم و مقولات تحمیلی، مورد مطالعه قرار داده است.
هدف پژوهشگر شناخت مصادیق خشونت خانگی علیه مردان و پیامدهای آن و همچنین دلایل انکار مردان از خشونت هایی است که علیه آن ها صورت می گیرد و در ادامه به استراتژی های مقابله ای مردان در هنگام مواجهه با خشونت علیه آنان می پردازد.
پژوهشگر با استفاده از روش نمونه گیری نظری- هدف مند با 50 مرد متأهل مصاحبه عمیق انجام داده و سپس مصاحبه ها را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
بنابر اظهارات مصاحبه شوندگان، رفتارهای خشونت آمیز در 7 گروه طبقه بندی شده اند: خشونت های روانی- کلامی، اجتماعی، مالی، جنسی، فیزیکی، حقوقی و کوتاهی نمودن در امور خانه داری. که مصاحبه شوندگان شایع ترین و موثرترین نوع خشونت علیه آنان را خشونت روانی- کلامی دانسته اند.
دلایل انکار خشونت توسط مردان از نظر خود آنها، فرهنگ مردسالار و غرورمدارانه، علاقه به زن و زندگی و فرزندان است.
 
مصاحبه شوندگان معتقد بودند مردانی که وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند و یا از نظر مالی به همسر خود وابسته اندو یا با مشکلات اخلاقی یا سوءمصرف مواد مخدر یا الکل مواجه اند، بیشتر در معرض خشونت های خانگی قرار دارند. یعنی مردان، قربانیِ خشونت شدن را ناشی از جایگاه فرودست و تضعیف پایگاه قدرت خود در خانواده می بینند. همچنین مردان در برخورد با رفتارهای آزاردهنده و خشونت آمیز از سوی همسر خود، استراتژی های متنوعی به کار می بندند. آنان در ابتدا سعی می کنند مسئله را با مدارا و گفتگو حل نمایند. قطع موقت ارتباط، خروج از خانه، واکنش های تلافی جویانه، رفتارهای سرکوب گرایانه و در نهایت طلاق از دیگر اقدامات مردان در چنین شرایطی است. این استراتژی ها بسته به طول عمر زندگی مشترک، سن، تحصیلات، شغل، درآمد و زمینه های فرهنگی متفاوت است. به طور مثال، در میان مردان تحصیل کرده که معمولاً دارای رویکرد مدرن نسبت به خانواده و نقش و جایگاه زن و شوهر هستند، نشان دادن واکنش های پرخاشگرایانه از قبیل فحاشی کردن، داد و فریاد و کتک زدن کمتر صورت می گیرد.
به نظر پژوهشگر دلیل این که مردان با وجود داشتن حق طلاق به ادامه زندگی توأم با خشونت مبادرت می ورزند، این است که طلاق هزینه های مالی، روحی، عاطفی و اجتماعی فراوانی به مرد تحمیل می کند.
انجمن حمایت از حقوق مردان:
بدیهی است آمار ارائه شده متعلق به گذشته است و قطعا امروز افزایشی چشم گیر داشته و همانطور که در آمار ها میبینیم افزایش شدید آمار طلاق در سال گذشته نشانه زنانه شدن جامعه و نابودی خانواده است.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.