تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالب مهر 1392

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

زن سلطه گر کیست ؟؟؟

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

طبق حدیثی از پیامبر از زن سلیطه باید پرهیز کرد ، حدیثی که این روزها به دلیل جو فمنیستی بازگو نمی شود و یا حتی این حرف یک مثل ضد زن یا مردسالارانه قلمداد می شود. زن سلیطه زنی است که در صدد سلطه باشد (مثل فمنیست ها و زنانی که در صدد قدرت و پست اند و برای آن هیچ حیایی ندارند) و به همین جهت درنده و بد زبان باشد ، که با این تعریف می توان فهمید که تا چه حد تحت تاثیر فرهنگ غلط این امر در زنان امروز رایج شده است ، سریالهای صدا و سیما را می توان سلیطه پرور نامید. فمنیست ها برای تمام مطالبی که با آن مخالفند لفظ مردسالاری را می آورند از جمله این که برخی حرکات به علت مردسالاری به زنان بدتر از مردان نسبت داده می شود ، اما واقعیت این مطلب طبیعت است و نه واژه ساختگی مردسالاری ، زنی که درنده باشد بسیار بدتر از یک مرد درنده جلوه می کند و نفرتی که مردم نسبت به او دارند بسیار بالاتر از جنس مخالف او با همان خصوصیت است که کاملا طبیعی است ، زیرا زن با توجه به فیزیولوژی که برای مادر شدن به او داده شده است و نیز حیای طبیعی او درنده باشد خیلی بدتر و زشت تر از یک مردی که درنده باشد عمل کرده است.

پست های بالای زنان از مصادیق موج سوم فمنیسم است اما باید دانست که با توجه به این که در قرآن که از زبان آن هست که از رگ گردن به ما نزدیک تر است  زنان حتی از کار بیرون معاف شدند و مردان را بر زنان درجه و مرتبه است (ایه ۲۲۸ سوره بقره) و این که مردان قوام و ستون زنان اند و با توجه به احکامی مثل ارث نصف و شهادت نصف و دیه نصف و وظیفه زن در تمکین کردن از شوهر ... (هیچکدام از این احکام توهین به زنان قلمداد نمی شود بلکه این احکام نشان دهنده عدم برابری زن و مرد و تکیه گاه بودن مردان برای زنان با توجه به فطرت زنان و مردان و مسخره بودن رقابت این دو است) می توان به تضاد این احکام و فلسفه این احکام به پست های بالای زنان پی برد.

متاسفانه سیاستمداران ما برای این که از غربی ها در کارهای اشتباهشان کم نیاورند با انجام این کارها عملا دین خود را ضایع می کنند و نمی دانند که دادن پست بالا مثل وزارت نشان دهنده پیشرفت نیست چون کشورهای غربی چند صد سال قبل از این که زنان این گونه پست ها را بگیرند پیشرفته بودند اما مروزه با این کارها تنها تمدن خودشان و پیشرفتشان در حال افت و نزول است .

خداوند متعال کدام پست سیاسی و پیامبری را به زنان داد؟ کدام پیامبر و یا امام زن بود؟

 مولا علی (ع) که سنت شکن قرن خودش بود و رسومی را شکست که بسیار از دادن پست سیاسی به زنان در آن زمان سخت تر بود ، چرا در زمان خلافتش هیچ زنی را حاکم و مامور نکرد؟
در حالی که شواهد تاریخی نشان می دهد در همان زمان هم زنان توانمندی بودند که می توانستند تصدی گر پست های مختلف سیاسی در زمان خلافت این بزرگوار باشند!
حتی زنانی بودند که شمشیر زن و سوارکار قهار بودند. اما توسط حضرت نه به کار نظامی و نه به کار سیاسی و هیچ یک گماشته نشده اند!
مثلا حضرت زنیب و یا فاطمه زهرا (س) را که الگو و موید حضور زنان در نظر می گیرند و مغالطه می کنند اولا حضورشان محدود بوده و نه طولانی و در پی قدرت و پست و مقام ، ثانیا کجا دیدیم که زینب کبری و یا صدیغه کبری شمشیر و خنجر به دست بگیرند و به کارزار بروند؟

  اما متاسفانه این امر شدیدا دارد در سایت های زنان تبلیغ می شود و بدیهی است که غلط است.

آیا اینان از خدا و رسولان و امامان و انسانهای بزرگ داناترند؟

  زنی که از صبح تا شب باید سر پست سنگین باشد چگونه می تواند مطیع شوهرش در تمکین باشد؟ سیاستمداری که می خواست به تقلید از آمریکا وزیر امور خارجه خود را زن کند فکر این را نکرده که زن وزیر امور خارجه که پیوسته باید در سفر باشد و با مردان مراوده کند چگونه می تواند مطیع باشد و آیا اختلاط یک زن با مردان تا این حد اسلامی است؟ ، آیا خود هیلاری کلینتون به دلیل فعالیت های سیاسی بیش از حدش و عدم مطیع بودن برای شوهرش شاهد رسوایی ها و خیانت های شوهرش نبود؟ ( در مسیحیت هم زنان طبق انجیل می بایست مطیع شوهر باشند) ، مطمئنا چنین مسئله ای گریبان گیر زنانی که خواهان پست های سنگین در ایران هستند خواهد شد بعلاوه این که این گونه پست ها زنانگی را از زنان می گیرد و زن را به موجودی با حالات مردانه و قیافه خشن تبدیل می کند که بر خلاف حکمت خداوند در خلق زن است. نمونه بارزش همان هیلاری کلینتون است که به بیماری مبتلا شد که او را از ادامه کارش منع کرد که نشان دهنده همان مطلب است که زنان خیلی زودتر از مردان شادابی و جوانی خود را از دست می دهند و کارها و پست های سنگین به این موضوع به طور جدی دامن می زند و از جمله ویژگی های هیلاری کلینتون در زمان انجام پست خود پوشیدن کت و شلوار و اعلام انزجار از لباس های زنانه بود که مبین از دست دادن زنانگی در اثر کارها و پست های سنگین است و قابل توجه است که تازه هیلاری کلینتون از این لحاظ وضعیت بسیار مطلوب تری از دیگر سیاست مداران زن غربی داشت.

گریه خانم هیلاری کلینتون

برای پی بردن کامل این تضاد توصیه می کنم به مصاحبه خانم دستجردی وزیر اسبق برکنار شده ی بهداشت با مشرق نیوز  مراجعه نمایید.صحبت هایی مثل رهایی، دلم برای خانواده ام تنگ شده است. گاهی می شد چند روزی خانواده را نمی دیدم!

یا در جایی از مصاحبه عنوان کرده دوست ندارد رئیس جمهور شود و این گونه پاسخ می دهد" نه، هرگز"

ایشان در جای دیگر از مصاحبه گفته بخاطر اینکه نگویند چون او یک زن است دوام نیاورده استعفا نداده است و الا دوست می داشته خیلی زودتر از پست سیاسی فاصله بگیرد!

حتی ایشان عدم رضایت شوهر و خانواده اش را برای گرفتن پست سیاسی مطرح کرده است!

کاملا بدیهی است خانم دستجردی و زنانی مثل ایشان ، خیلی هایشان از روی جبر فمینیست ها و گروه های فعال در حقوق زنان و فشار های متاثر از آنها به این سمت و سو کشیده شده اند و بر خلاف طبیعت و میل باطنی جذب این فعالیت ها شده اند و با روحیات خالص و زنانه ایشان در تضاد است. این مفهوم در جمله جمله ی این مصاحبه قابل درک است. حتی اگر انکار شود!!!

البته صداقت ایشان ستودنیست...

برای دیدن این مصاحبه در مشرق نیوز روی تصویر زیر کلیک کنید.

مصاحبه خانم دستجردی وزیر بهداشت برکنار شده با مشرق نیوز





سرگذشتی از مردانی که در خواب جهالت فرو رفته اند!!!

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

با خونواده ای وصلت کردیم که به لحاظ فرهنگ اجتماعی تقریبا مثل ما بودن و به لحاظ مالی هم همینطور.در نظر اول،به قول معروف HL مون به هم می خورد.

ما همسایه بودیم.
به هر دلیل اختلافاتمون شروع شد.اولین اختلاف فکر میکنید سر چی بود؟انشگشتر نامزدی!
خانم معترض شده که چرا مامانت انگشتر نامزدی خودشو به من داده؟من باید خودم انتخاب می کردم!به نظر من اهمیت داده نشده!
و  بماند که ما هم اشتباه کردیم و به سازش رقصیدیم!

من تازه درسم تموم شده بود و تازه در یک شرکت مشغول به کار شذه بودم.
به محض اینکه اولین حقوقم که خیلی هم کم بود را گرفتم گفت باید ماهی اینقدر به من بدی پس انداز کنم برای زندگیمون.گفتم الان که هنوز نه زندگی شروع کردیم نه درآمد درست حسابی چه پس اندازی؟ اما رو این موضوع اصرار کرد تا جایی که سر این موضوع کار به مشاور کشید و اصرار داشت که حداقل 10 درصد حقوقم را اول بسم اله بهش بدم و بابت این موضوع قبل از ازدواج (عروسی) تعهد بدم.حتی مشاور هم از این موضوع تعجب کرده بود.

سر تعیین مهریه خوب یادمه.باباش به بابام گفت هر چی مهر دختر خودته مهر دختر منم همونقدر باشه!
همینجا صبر کنید!آخه این چه معیار سنجشیه؟این عقب موندگی نیست؟ اول بسم اله ارزش دختر خودت را داری با مقایسه با دیگران می سنجی؟
اصلا از کجا میدونی مهریه خواهرمن را خانواده ما تعیین کردن؟برای ما را که خانواده داماد تعیین کرد و  میگفت 1000 سکه.که مثلا عروسمون مهریش بالاست.اما ما گفتیم نه 300 تا بس هست.حالا درسته بیای مقایسه کنی؟

بهرحال مهریه هم گذشت و ما از همه جا بی خبر گفتیم 300 تا عرفه دیگه خوبه!
در صورتی که کار اشتباه حتی اگه عرف باشه باید بذاریش کنار!بخصوص اینکه عواقب داشته باشه.

این خونواده بعد از عقد یک ماشین ریش تراش برای بنده خریدن! و بهم کادو دادند و یک ساعت نکشید که زن بنده همون کادو یعنی ریش تراش رو برد گذاشت خونشون!گفتم چرا اینکارو می کنی؟گفت کهنه اش می کنی نگهش میدارم بعد از عروسی! که البته عروسی ای هم در کار نبود!
باز گذشت و من ندید گرفتم! و یادم رفت سالی که نکوست از بهارش پیداست
در طی دوران عقد پدرش شدیدا از ارتباط نزدیک و خوابیدن ما در یک اتاق تنفر داشت و با این کار موافق نبود!
فرهنگ اشتباهی که خیلی از ایرانیها و بعضا خشکه مقدس ها دارن!و ربطی هم به دین نداره!
این موضوع خودش باعث اختلاف میشد.حتی از مسافرت های یک روزه ما هم جلوگیری میکردند!

زمان می گذشت و اختلافات خاله زنکی بیهوده بیشتر میشد!
مثلا چرا فلان روز مامانت برام کادو نیاورد؟
چرا عید فلان نیومدید خونمون برام کادو بیارید؟
شما اصلا به عروستون اهمیت نمیدید!

ازونجا که خونه ما بهم نزدیک بود،ارتباط و آمد و رفت به خانه همدیگر نسبتا زیاد بود و این در زمان عقد خیلی خیلی بده و باید به شدت ازش پرهیز کرد.

نمونه ای از سادیسم:

نامزد عقدی من هر از چند گاهی که برای من چیزی میخرید مثلا تیشرت،لباس،عطر و اتکلن و ... (که دوبرابرشو جور دیگه ای ازم پس میگرفت)،
این لباس یا عطر رو داخل یه جعبه می گذاشت و روی جعبه و لای لباس رو پر از ( تیکه کاغذای خرد شده که به همه چی مچسبند  می کرد.طوری که مجبور باشیم برای درآوردن لباس از جعبه همه اونها رو روی زمین بریزیم و  واقعا جمع کردن اونها از روی فرش کار خیلی سختی بود.
شاید خنده دار باشه و با خودتون بگید یعنی چی جمع کردنش کار خیلی سختی بود؟
اما نکته اینجاست که نامزد من قصدش آزار مادر من بود.می دونید چرا؟چون اصرار داشت که کادو رو هین الان و روی فرش باز کنیم و یهو و بی احتیاط باز کنیم.می گفت اینجوری مزه میده!
شاید مطلب بالا مضحک و مسخره باشه!اما متاسفانه عمق و شدت بیماری و کینه بی دلیل و روح ضخمی نامزد من را میرسونه که تو ریز ترین و بیهوده ترین کارهاش هم برنامه ای برای آزار و کندن پول تدارک می دید!

...............
روز تولد من بود!با هم رفته بودیم قنادی کیک تولد بگیریم!کیک رو گرفتیم و تو راه برگشت اصرار کرد که بریم خونه اونها تولد بگیریم.اما من ازونجا که بیشتر میرفتم خونشون(به اصرار خودش)،گفتم نه این بار بریم خونه ما!این بحث مسخره بالا گرفت و صدای من بالا رفت.(درسته که من هم سر چیز بیهوده اصرار کردم و داد زدم اما نکته اصلی ادامه ماجراست...).با بالا گرفتن بحث از ماشین پیاده شد و خودش رفت خونشون.من از همه جا بی خبر هم اومدم خونه خودمون و گفتم اینطوری شده!مادرم گفت خب میرفتید خونه اونها ! چه اصراری بود؟(توجه کنید که همیشه میخواست حرف حرف خودش باشه).
ما هم تصمیم گرفتیم خانوادگی بریم خونه اونها که این بحث بیهوده رو تبدیل به خوشی کنیم.
اما نامزد من بعد از اومدن ما،دقیقا پشت به ما کرد و شروع به دیدن ماهواره با صدای بلند کرد.
من همش بهش اشاره می کردم و اهمیت نمیداد و خانواده ام میگفتند ولش کن!اشکال نداره!
آخر سر در همین حال ما برگشتیم و خودمون رو به نفهمی زدیم.که اشتباه کردیم.
تا فردا ظهر رسید و دیدم هنوز بهانه گیر و بد اخلاقه!بهش گفتم بس کن دیگه چرا تمومش نمی کنی؟

و روزها  طلبکار موند و کم کم قضیه کم رنگ و به فراموشی سپرده شد!(که اشتباه کردم)

یکی از اخلاق های همیشگیش این بود که همش قهر می کرد و بطور جدی و خیلی سنگین و ادامه دار و طولانی مدت... اونهم به دلایل خیلی مسخره!


مشکلات مختلف پشت سر هم میومد و میرفت که من دوست ندارم خیلی هاشو بازگو کنم و یاد اون زمان سیاه بیافتم!
یک بار دعواهامون بالا گرفته بود و ما داشتیم از پیش مشاور برمیگشتیم.
در راه برگشت تو ماشین بحث بالا گرفت.تا جایی که با بلند شدن صدای من اینبار با پشت دست (من راننده بودم و اون کنار من جلو بود و مادرش عقب بود) محکم زد توی صورتم!
اینجا دیگه ماشینو نگه داشتم و داد و بیداد راه افتاد و اونها پیاده شدن و من هم تنها سوار شدم رفتم.....

مطالبی که تا بحال خوندید شاید خنده دار باشه اما بنظر شما همین اتفاقات و اخلاقای مسخره ممکنه منو به زندان بکشونه؟
با من همراه باشید تا بقیشو بگم.

ما خانوادگی قطع ارتباط کردیم و بمدت 4 ماه همینطور باقی موند.گه گاهی اون sms میداد و سعی بر گول زدن من داشت.
می گفت حق طلاق را بهم بده تا بتونم بابامو راضی کنم که باهم دوباره ادامه بدیم و از اول شروع کنیم.
اگر حق طلاق رو میگرفت هم می تونست طلاق بگیره هم مهریه بگیره و هم نفقه!

همونطور که گفتم بعد از 4 ماه سکوت و قطع ارتباط نامه ای درخونه اومد.احضاریه نفقه بود!
خیلی تعجب کردم.گفتم ما که عقد بودیم.دوشیزه و نفقه؟رفتم مجتمع قضایی خانواده.شورای حل اختلاف. دیدم نشسته اونجا!
هیچ حرفی با هم نزدیم.نوبت ما شد رفتیم تو.شروع کردند به گفتن اینکه من کارمندم و بابام وضعش خوبه و اینو رها کردم به امون خدا!درحالی که نه کار داشتم نه وضعمون خوب بود.خونه باباش راحت زندگی میکرد و البته باباش بهش می گفت چیکار کن چیکار نکن.توی شورای حل اختلاف می گفت یا باید بیاد زندگی کنه یا خرجی منو بده.

همه فکر می کنن تو شورای حل اختلاف یا دادگاه بگی من میخوام باهاش زندگی کنم قاضی همه حق رو به کسی می ده که میگه قصد زندگی دارم.
در حالی که اینطور نیست.همه چیز طبق درخواست خواهان پیش میره.خواهان یعنی کسی که درخواست چیزی کرده.(درخواست طلاق،مهریه،نفقه،اجرت المثل،حضانت فرزند و ...).یعنی قاضی نگاه می کنه خواهان چی خواسته؟مثلا مهریه خواسته؟شرایط رو می سنجه ببینه درخواست حق درخواست کننده هست یا نه.اگه باشه به نفع طرف حکم میده.مهریه هم یک چیز بی چون و چراست و همیشه به زن تعلق میگیره.بنابراین اگر زن درخواست بده، مرد ملزم به پرداخت مهریست.

بعضی ها بعد از دادگام مهریه می پرسن چی شد؟محکوم شدی؟
جواب واضحه.معلومه که مرد محکوم میشه به پرداخت.همونطور که گفتم مهریه چیزی نیست که ثابت بشه یا نشه.اکثر درخواست های مربوط به دادگاه خانواده همینطوره.چیز ساده ایه.حکم دادن قاضی ها در حقیقت یه جور نامه نگاری اداریه و اگه درخواست قانونی باشه طرف محکوم میشه.

چند روز بعد دادخواست مهریه اومد.که توش تأمین خواسته هم ذکر شده بود و استشهادیه 4 شاهد که ایشون نمی تونه هزینه دادرسی رو پرداخت کنه و نامه مربوط به اعسار از هزینه دادرسی هم ضمیمه بود.

تأمین خواسته یعنی ، محکوم (من) هر وقت هر مالی ازش پیدا شد بلافاصله می تونه مصادره بشه و به خواهان یعنی زن قانونی من داده بشه. از اینکه بگم زن من کراهت دارم

اعسار از هزینه دادرسی یعنی چی؟یعنی کسی که درخواستی داده نمی تونه هزینه دادرسی را  پرداخت کنه.برای بحث مهریه و پرونده من، یعنی این خانم به دادگام گفته من نمی تونم هزینه دادرسی مهریه رو پرداخت کنم(هزینه دادرسی مهریه یک دهم کل مهریست.یعنی 30 سکه.(اون موقع معادل 20 میلیون).با این درخواست اعسار از هزینه دادرسی،زن از زیر بار پرداخت این مبلغ خلاص میشه و به قانون میگه الان ندارم.هر وقت طرفم داد،قانون از پول خوانده یا محکوم(یعنی من) به شما پرداخت می کنه!(هلو بپر تو گلو)

روز دادگاه مهریه رسید.مهریه بر خلاف نفقه، دادگاه داره و شورای حل اختلاف نیست.
رفتم شعبه مربوطه و در حضور قاضی همون حرف های تکراری که زمان نفقه زده بود را زد.
بهر حال چه اون حرف ها رو میزد چه نمی زد محکوم به پرداخت میشدم.
چند هفته بعد نامه نتیجه دادگاه به خونه اومد و محکوم شده بودم به پرداخت همه مهریه و معرفی اموال نداشته ام!


بعد از اون من هم درخواست تمکین دادم.البته رد میشد.چون دوشیزه بود.
تو جلسه دادگته تمکین لایحه ای دست نویس به قاضی داد.اون لایحه مربوط به استفاده از حق حبس بود.که تا مهریش رو کامل نگرفته می تونه تمکین نکنه.
درخواستش هم قانونی بود.قاضی هم گفت حق داره.خواستش قانونیه.


آخر جلسه دادگاه رفتم پیش قاضی گفتم آقای قاضی من 300 سکه رو چطوری پرداخت کنم؟اصلا من با ایشون تو عقدم.درسته این؟ایشون حتی نفقه هم خواسته.تمکین نکنه.نفقه بگیره.مهریه هم بگیره؟آیا این قانون درسته؟
قاضی گفت : قانون مشکلی نداره تقصیر خودته.این جمله رو طلا بگیرید.قاضی رک گفت:

تو خیلی بیجا کردی وقتی نداشتی 300 تا سکه بدی زیر عقد نامه و و این مهریه رو امضا کردی.چرا اون موقع فکر اینجا رو نکردی؟

خدا پدر اون قاضی رو بیامرزه.حرفش رو برای شما نقل قول کردم که حرف ایشون منتشر بشه و انگار خودتون بجای من بودید و این حرف رو ازش میشنیدین.

حرف قاضی، لحن صحبتش نصیحت وارانش ، چهره اش، حتی حالت چشمان قاضی و حسرتی که خوردم و آهی که تا ته وجود و روحم در اون لحظه کشیدم، هنوز در خاطرم هست.

بگذریم...

من هم دادخواست اعسار و تقسیط دادم و مراحل اداریش را طی کردم و طی جلسه دادگاه اعسار و تقسیط هم باز حرف های تکراری...


یک سال گذشت و در کش و قوس های اداری بودیم و بعد از یک سال در حالی که سرباز شده بودم بازداشت شدم و به زندان رفتم و در اوین کارتکس شدم(ثبت سوء سابقه).

برای من 20 سکه پیش پرداخت و ماهانه نیم سکه تقسیط کردند.
اون زمان سکه 720 تومن تومن بود.20 تا سکه کم نیست به هر حال به مدت 6 ماه زندان بودم.

این وسط درخواست نفقه کرد.من فکر می کردم درخواستش رد میشه.چون دوشیزه بود و ما زمان عقد بودیم.
اما طبق قانون حق حبس برای دختر دوشیزه درخواستش قانونی بود و من محکوم میشدم و شدم!

حق حبس یعنی دختر دوشیزه می تونه با استفاده از این حق،مهریه و نفقش رو بگیره و تازمانی که مهریهش بهش کامل پرداخت نشده،می تونه نیاد سر زندگی و تمکین نکنه.

مهریه عند الاستطاعه هم شامل حق حبس نمیشه.
کلمه حق حبس هم به معنی حق زندان نیست.خیلی درگیر این واژه نباشید و به توضیح من اکتفا کنید.

بهر حال
ماهیانه 200 هزار تومان درخواست نفقه کرده بود( در زمان عقد!).من هم محکوم شدم.
من به خیال خودم گفتم خب کاری نداره مهریه رو نمی دم و سالها میخوابم تو زندان و طلاقش نمی دم.واقعا به سیم آخر زده بودم.

اما نفقه رو نمی شد ندی و سال به سال هم زیاد میشد.چون نفقه رو ندی محکومیت کیفری محسوب میشه و حبس داره(حبس یعنی یه مدتی رو باید بشینی تو زندان.بر خلاف مهریه و سایر جرایم مالی که صرفا مالی هست و بهش میگن ماده 2 که هر وقت پول رو دادی آزادی.)

برای نفقه هم درخواست اعسار و تقسیط دادم و خوشبختانه تونستم به ماهی 50 هزار تومن تبدیلش کنم تا بتونم پرداخت کنم و جرم کیفریش شامل حالم نشه.

این وسط با دو حکم محکوم شده بودم و بعد از 2 ماه که هیچ پرداختی نکردم از طریق نفقه برای طلاق اقدام کرد.چون اگر مرد نفقه نپردازه زن می تونه طلاق بگیره.و بعد از طلاق هم نفقه بگیره و هم مهریه!

لازمه بگم نتوسنت از طریق نفقه طلاق بگیره.چون من قسط را  پرداخت می کردم.همون ماهی 50 تومان را.
اما چون نفقه به لحاظ قانونی مهمه و با تقسیط شدنش در حقیقت عقب میفتاد و سال به سال هم نرخش مثل سکه  بالا میره، داستان رو به لحاظ قانونی یکم پیچیده کرد.

اون تلاش کرد به قانون بگه بجای ماهی 200 تومان (که 150 هزار تومان از طرف دادگاه تایید شد) ، شوهرم داره ماهی 50 میده و الان دو سال گذشته (می بینید؟2 سال تمام من درگیر بودم که 6 ماهش زندانی بودم)، و مبلغ نفقه من رفته بالا و ایشون همون 50 تومان رو داره میده.این نوعی پرداخت نکردن نفقه میشه و مطابق ماده فلان و تبصره فلان از این طریق من حق دارم طلاق بگیرم و سایر طلب هایم را هم بعد از طلاق دنبال می کنم.

البته موفق نشد!

در همین وضعیت که بودم محکومیت سوم هم اومد.فرار از دین.(DEIN,Deyn).دین یعنی وظیفه و چیزی که باید ادا کنی و بپردازی.
من یک حساب داشتم و حساب رو به نام کس دیگه انتقال داده بودم و از اونجا که بعد از نامه دادگاه درباره محکومیت مهریه این کار را کردم،از همین استفاده کرد و من به جرم فرار از دین برام قرار وصیغه 10 میلیونی تعیین شد.
یعنی مرخصی و همه چی دیگه امکانش نبود......چی بگم.....بگذریم.....به طور معجزه واری راضیشون کردیم که 30 سکه بگیرند و کار تموم بشه و تمام پرونده ها بسته بشه.
علاوه بر 30 سکه که با بدبختی دادیم و حتی هر روز حرفشون رو عوض می کردند،برای محکومیت های دیگه و آزادی از اونها مجبور شدیم مبالغی بدیم که حدود 5 میلیون تومان شد.سرویس طلا و ... همه دستشون باقی موند.

حالا با روحیه خسته و بهم ریخته باید ادامه سربازیمو می رفتم!اگه زندان نبودم یک ماه دیگه سربازیم تموم شده بود.
در آخر هم من سرباز موندم و سوء سابقه ام(بخصوص بخاطر فرار از دین) و بدهی ها و قرض هایم به بقیه.

و روزی صد هزار بار خدا رو شکر می کنم که این ارتباط شوم ادامه پیدا نکرد و خدا با این سختی ها به من خیلی چیزها رو فهموند.


شاید بعضی ها بگن مهریه دیگه زندان نداره.نه دوست عزیز.نفقه که داره.مهریه هم قسطی که میشه.قسط ندی که زندان داره و خیلی جزئیات دیگه که هر کس 2 تا خبر تو تلویزیون میشنوه فکر می کنه همه چیز رو فهمیده.


هیچ کس اول ازدواجش 1 درصد هم احتمال نمیده در صورت بروز اختلاف طرف مهریش را اجرا بذاره و حتی هیچ کس تصور نمی کنه کارش به طلاق بکشه.اما این اتفاقات میافته.

خیلی ها هم میگن تو یدونه اینطوری شدی.تو فکرت اشتباه بوده.تو دقت نکردی و در خیال خودشون اطمینان دارن که خودشون اونطور نمیشن.
اما باید بهتون بگم من هم به کسانی که درباره برحذر بودن از انتخاب اشتباه و به مهریه و دادگاه کشیدن به من می گفتن همین فکر رو داشتم و سرم اومد...



مهریه سلاح حبس آوری برای مردان!!!

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

ازدواج همیشه امری خداپسندانه و لازم است ولی وقتی بحث جنگ نابرابر مطرح می شود باید آگاه باشید. آیا تا به حال به این موضوع توجه کرده اید که چرا اکثر مردان در برابر خانم هایشان همچون موش مطیع و سر به زیر هستند. به نظر می رسد ٬ بخاطراین است که زنان دارای قدرت کنترل و جذبه می باشند !!! خیر دوست عزیر این ترس به دلیل به اجرا گذاشتن مهر و میله های زندان است.

همانطور که می دانید پیشگیری بهتر از درمان است ٬ قبل از اینکه عاشق شوید و عشق چشمانتان را کور کند به نکات زیر توجه کنید.
مهریه ای که خداپسندانه باشد در حالت نرمال ۱۴ سکه طلا می باشد و در بهترین شرایط ۱۴ شاخه گل سرخ.
تا حد امکان از مهریه هایی که به سکه طلا ارتباط دارد پرهیز کنید زیرا با توجه به افزایش قیمت طلا در بازار جهانی هیچ بعید نیست همین ۱۴ سکه ناقابل در سال آینده به سلاح مرگبار تبدیل شود و شما را روانه زندان کند.
برای اینکه همیشه پادشاه خانه باشید پیشنهاد ما این است که مهریه همسرتان را در یک گاوصندوق کوچک در اتاق خوابتان نگهداری کنید تا در صورت بروز مشکلاتی از قبیل جروبحث ٬ دعوا ٬ گرو کشی و مطرح شدن داستان مهریه با اشاره ای به گاوصندوق مربوطه و ارائه کردن لبخندی ملیح به بحث و جدل خاتمه دهید.
اگر مهر همسر شما ۱۴ شاخه گل سرخ می باشد داشتن گلدانی پر از گل های سرخ پیشنهاد می شود.مطمئن باشید همسر شما هیچ وقت در این صورت از شما جدا نخواهد شد زیرا خانم ها می دانند که در هر صورت در مورد قضیه ازدواج سود کرده اند.

اما پیشنهاد ما به آن دسته از دوستان که مهریه سنگین را ضامن زندگی زناشویی خود کرده اند این است که تا حد ممکن سعی نمایند با زن عزیریشان چشم در چشم نشوند و از نگاه های مستقیم پرهیز نمایند زیرا ممکن است یک نگاه مستقیم در چشمان زن محترمشان باعث شود که همسر محترم حس نماید که شوهر قصد گستاخی داشته و تصمیم بگیرد مهریه را به اجرا بگذارد . بهترین راه برای اینکه بتوانید در این شرایط سالم بمانید این است که به محض اینکه وارد خانه می شوید سرتان را بندازید پایین و با گردنی کج شب را تا سحر سپری نمایید و در اول صبح از خانه خارج شوید. البته فراموش نکید که شما فقط مجاز به استفاده از جملاتی از این قبیل خواهید بود :‌
بله عزیزم ٬ حتما عزیزم ٬ هرچی شما بگید عزیزم ٬ چرا که نه عزیزم و بطور کلی هر جمله زیبایی که با عزیزم خاتمه یابد.

با اینکه ما هرروزه شاهد ماجراهای طلاق و به اجرا گذاشتن مهریه هستیم ولی باز شما می بینید که مقدار مهریه رو به افزایش است که این موضوع برمی گردد به شگردهای جبهه مقابل...
شگردهای خانم ها در جهت راضی کردن آقایان در قبول مهریه های بالا به قرار زیر می باشد:

  • استفاده از جمله معروف کی داده کی گرفته ( که ما به شما می گوییم کسی نداده ولی به زور از شما می گیرند)
  • باریک کردن چشمان و مژه زدن
  • صحبت کردن به صورت موشی و گربه ای
  • استفاده کردن از جمله شرطی معروف : اگه میخوای عشقت به من ثابت کنی و ...


به هر صورت در این راه پر پیچ خم شما باید آگاه باشید و همیشه بخاطر داشته باشید دوران شیرین نامزدی و اوایل ازدواج خیلی زود سپری می شود و روز رستاخیز فرا می رسد.




حضور فیزیکی زنان در جامعه پیشرفت نیست

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

در برخی سایت ها و در اظهارات برخی فعالان نادان و کوردل حقوق زنان مشاهده می شود که برخی این استدلال را به کار می برند که در گذشته کارها یدی سنگین مثل کشاورزی و ... بوده است و امروزه نه ، و به همین دلیل زنان می توانند به صورت فیزیکی در جامعه و در کارها شرکت کنند و لزوم تقسیم کار خانه و بیرون مثل سابق وجود ندارد و حتی زنان می توانند به پست ها و مقامات کلان برسند!

در پاسخ باید گفت ، که تمام مشاغل امروز به نوعی از گذشته بوده اند مثل مهندسی و پزشکی و ... ، ولی در سالهای اخیر هست که زنان به اجبار با این حرفها به سمت مشاغل مختلف  به صورت فیزیکی به جامعه کشیده می شوند و در ضمن در گذشته امکان کار زنان نیز زیاد بوده است و این گونه نبوده که نتوانند کار کنند ، از جمله از همان کشاورزی و مزرعه داری گرفته تا بسیاری از مشاغلی که توان بدنی بالایی نمی خواستند ، زیرا تمام مردان هم توان بدنی بالایی نداشتند  و زنان هم  لحاظ فیزیکی و ظاهری ازعهده انان بر می امدند. در گذشته هم متفکر و فیلسوف و طبیبو حکیم و عارف و ... بود که همگی انان مرد بودند زیرا کار زنان در خانه حکیمانه بود و نیازی به جاودانگی نامشان در تاریخ نداشتند.

نکته دوم این که بسیاری از مشاغل و رشته های دانشگاهی امروز در حین این که از لحاظ بدنی  سنگین نیستند اما به طور پنهان کشنده زنانگی هستند ، که انان را شکسته می کنند و به طور کلی ظاهر و فیزیک زنانه مناسب را از آنان سلب می کنند که نمونه آن در رشته های بسیار فکری و خشن بسیار مشهود است و یا مشاغل و رشته های بسیار منطق گرا که احساساتی بودن زنانه را می کشند ، که زیبایی زنانه را از زن سلب می کنند ، در پست مردانه شدن زنان امروزی این حقیقت گفته شده است که مربوط به همین امروز است که به قول عده ای مشاغل یدی سنگین نیستند.

مقصود این نیست که گفته شود تمام مشاغل برای زنان نامناسب است ، اما این میزان مشاغل مناسب نیز در گذشته وجود داشته است اما با تغییر و تحول امروز و حضور افراطی فیزیکی زنان در جامعه همخوانی ندارد.

بسیاری از مشاغل در گذشته در خانه انجام می شده است ، که امروزه نیز به لطف تکنولوژی برای انجام بسیاری از کارها مکان مهم نبوده و کار می تواند در خانه انجام شود و درآمد نیز کسب شود ، البته  علاوه بر همان مشاغل خانگی سابق , مشاغلی مانند برنامه نویسی و تولید برنامه و انیمیشن و تهیه تبلیغات در خانه و نوشتن کتب  و ترجمه کتب و متون و آماده سازی نمونه های آزمایشگاهی مثل متالوگرافی و سنتز و ...و ایجاد مطب برای زنان و کودکان جهت گرایش های زنانه تر پزشکی و کارهای هنری دستی و آرایشگری و حتی تحصیل.

و ادعای دیگری که در برخی سایتها برای زور و اجبار کردن کشاندن فیزیکی زنان در جامعه مطرح می شود این است که می بایست از استعدادهای زنان استفاده شود و جامعه با عدم استفاده استعداد زنان عقب مانده می ماند. در پاسخ به این ادعا باید گفت اولا پیشرفت جوامع به این مسئله ربط نداشته بلکه شاید اثر عکس در پیشرفت داشته باشد ، نمونه اش غرب هست که چند صد سال پیشرفته است اما سه دهه است که زنان به طور افراطی به صورت فیزیکی در جامعه حضور داشتند و طی همین مدت هم خیلی از کشورهای غربی به دلیل همین مسئله و کاهش جمعیت دچار افت علمی و صنعتی شدند و دست به دامان گرفتن دانشجو و نیروی کار متخصص و غیر متخصص از کشورهای دیگر شدند.

دوم این که جذب نیروی زن در بسیاری از مراکز اجتماعی به دلیل هدف شوم خاص و جایگزین کردن آنان با مردان ، استعدادکشی آن مردان و نیز خود زنان نیست؟ ، اگر بحث استفاده از استعداد است چرا این استعداد تنها برای زنان و ان هم در بیرون مطرح شود؟ ، و در ضمن حضور فیزیکی افراطی زنان در جامعه که باعث شود تجرد زیاد و زایش بسیار کم شود(این مسئله بیشتر در غرب و به ویژه اسکاندیناوی صدق می کند) ، به این معنی نیست که استعداد خیلی از افرادی که می توانستند به دنیا آیند گرفته شود تا علم به آنها منتقل شود؟ و یا به این معنی نیست که تجرد خیلی از افراد انگیزه آنان را برای پیشرفت قطع می کند و استعداد آنان را می کشد؟ و آیا استفاده از استعداد زنان تنها با حضور فیزیکی آنان در جامعه امکان پذیر است یا این گونه تنها برای سود بیشتر استعداد واقعی زنان کشته می شود؟ آیا زنانی که در خانه هستند و با تربیت فرزندان و یا مشاغل خانگی و  ... فعالیت می کنند به جامعه خدمت نمی کنند و سهمی در پیشرفت جامعه ندارند و تنها باید در جامعه حضور فیزیکی داشته باشند؟

افزایش چشمگیر سرطان های خاص زنان به ویژه در دختران مجرد بین 20 تا 30 سال در ایران به گزارش سلامت نیوز نیز از عوارض حضور فیزیکی زنان در جامعه به دلیل همان تشدید ترشح هورمونهای مردانه و عدم بارداری (که احتمال خیلی از سرطانها را کم می کند) به دلیل عدم جلوگیری از پیشرفت زن که صرفا مادی است (به دلیل نگاه ماتریالیستی که زن را مثل مرد نان آور می کند و مسیر زندگی اش مثل مرد تعریف می شود.) ، این گزارش در آینده در وبلاگ قرار می گیرد. این موضوع نشان دهنده این است که امروزه چون مشاغل یدی سنگین نیستند زنان می بایست نان آور شوند و دارای شغل و ... ناشی از جهل است ، زیرا استرس کاری و ... خیلی کشنده تر از مشاغل یدی سنگین برای زنان است.



آخر من یک دخترم

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. منکلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادیشده بود که در نقاشی‌هایم هم متوجه نقص عضو او نمی‌شدم و همیشه او را بادو چشم نقاشی می‌کردم. فقط در اتوبوس یا خیابان وقتی بچه‌ها و مادر وپدرشان با تعجب به مامان نگاه می‌کردند و پدر و مادرها که سعی می‌کردندسوال بچه خود را به نحویکه مامان متوجه یا ناراحت نشود، جواب بدهند،متوجه این موضوع می ‌شدم و گهگاه یادم می‌افتاد که مامان یک چشم ندارد.یک روز برادرم از مدرسه آمد و با دیدن مامان یک‌دفعه گریه کرد. مامان اورا نوازش کرد و علت گریه‌اش را پرسید. برادرم دفتر نقاشی را نشانش داد.مامان با دیدن دفتر بغضی کرد و سعی کرد جلوی گریه‌اش را بگیرد. ماماندفتر را گذاشت زمین و برادرم را درآغوش گرفت و بوسید. به او گفت: فردامی‌رود مدرسه و با معلم نقاشی صحبت می‌کند. برادرم اشک‌هایش را پاک کرد ودوید سمت کوچه تا با دوستانش بازی کند. مامان رفت داخل آشپزخانه. خم شدمو دفتر را برداشتم. نقاشی داداش را نگاه کردم و فرق بین دختر و پسر بودنرا آن زمان فهمیدم.موضوع نقاشی، کشیدن چهره اعضای خانواده بود. برادرم مامان را درحالی ‌کهدست من و برادرم را دردست داشت، کشیده بود. او یک چشم مامان را نکشیدهبود و آن را به صورت یک گودال سیاه نقاشی کرده بود. معلم نقاشی دور چشممامان با خودکار قرمز یک دایره بزرگ کشیده بود و زیر آن نمره 10 داده بودو نوشته بود که پسرم دقت کن هر آدمی دو چشم دارد.با دیدن نقاشی اشک‌هایم سرازیر شد. از برادرم بدم آمد. رفتم آشپزخانه ومامان را که داشت پیاز سرخ می کرد، از پشت بغل کردم. او مرا نوازش کرد.گفتم: مامان پس چرا من همیشه در نقاشی‌هایم شما را کامل نقاشی می‌کنم.گفتم: از داداش بدم می‌آید و گریه کردم.مامان روی زمین زانو زد و به من نگاه کرد اشک‌هایم را پاک کرد و گفتعزیزم گریه نکن تو نبایستی از برادرت ناراحت بشوی او یک پسر است. پسرهاواقع بین‌تر از دخترها هستند؛ آنها همه چیز را آنطور که هست می‌بینند ولیدخترها آنطورکه دوست دارند باشد، می‌بینند. بعد مرا بوسید و گفت: بهتراست تو هم یاد بگیری که دیگر نقاشی‌هایت را درست بکشی. فردای آن روز مامان و من رفتیم به مدرسه برادرم. زنگ تفریح بود. مامانرفت اتاق مدیر. خانم مدیر پس از احوال‌پرسی با مامان علت آمدنش را جویاشد. مامان گفت: آمدم تا معلم نقاشی کلاس اول الف را ببینم. خانم مدیرپرسید: مشکلی پیش آمده؟ مامان گفت: نه همینطوری. همه معلم‌های پسرم رامی‌شناسم جز معلم نقاشی؛آمدم که ایشان را هم ملاقات کنم.خانم مدیر مامان را بردند داخل اتاقی که معلم‌ها نشسته بودند. خانم مدیراشاره کرد به خانم جوان و زیبایی و گفت: ایشان معلم نقاشی پسرتان هستند.به معلم نقاشی هم گفت: ایشان مادر دانش آموز ج-ا کلاس اول الف هستند.مامان دستش را به سوی خانم نقاشی دراز کرد. معلم نقاشی که هنگام واردشدنما درحال نوشیدن چای بود، بلند شد و سرفه‌ای کرد و با مامان دست داد.لحظاتی مامان و خانم نقاشی به یکدیگر نگاه کردند. مامان گفت: از ملاقاتشما بسیار خوشوقتم. معلم نقاشی گفت: من هم همینطور خانم. مامان با بقیهمعلم‌هایی که می‌شناخت هم احوال‌پرسی کرد و از اینکه مزاحم وقت استراحتآنها شده بود، عذرخواهی و از همه خداحافظی کرد و خارج شدیم. معلم نقاشیدنبال مامان از اتاق خارج شد و درحالیکه صدایش می لرزید گفت: خانم مننمی دانستم ...مامان حرفش را قطع کرد و گفت: خواهش میکنم خانم بفرمایید چایتان سرد میشود. معلم نقاشی یک قدم نزدیکتر آمد و خواست چیزی بگوید که مامان گفت:فکر می کنم نمره 10 برای واقع بینی یک کودک خیلی کم است. اینطور نیست؟معلم نقاشی گفت: بله حق با شماست. خانم نقاشی بازهم دستش را دراز کرد واین بار با دودست دست‌های مامان را فشار داد. مامان از خانم مدیر همخداحافظی کرد.آن روز عصر برادرم خندان درحالی‌که داخل راهروی خانه لی‌‌لی می‌کرد، آمدو تا مامان را دید دفتر نقاشی را بازکرد و نمره‌اش را نشان داد.معلم نقاشی روی نمره قبلی خط کشیده بود و نمره 20 جایش نوشته بود. داداشخیلی خوشحال بود و گفت: خانم گفت دفترت را بده فکر کنم دیروز اشتباه کردمبعد هم 20 داد. مامان هم لبخندی زد و او را بوسید و گفت: بله نقاشی پسرمن عالیه! و طوری که داداش متوجه نشود به من چشمک زد و گفت: مگه نه؟من هم گفتم: آره خیلی خوب کشیده، اما صدایم لرزید و نتوانستم جلویگریه‌ام را بگیرم.داداشم گفت: چرا گریه می‌کنی؟ گفتم آخه من یه دخترم!.



توصیه امام علی(ع) برای مردم آخرالزمان

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

یکی از چیزهایی که متاسفانه مشاهده می کنیم که امروزه باب شده است این است که برای فرار از دین و بی قیدی سخنان نبی مکرم اسلام و امامان و بزرگان دین را منسوخ شده می دانند و آن را محدود به مقطع خاصی از زمان و در ابعاد جغرافیایی خاص می بینند.

ما قبلا در این وب در خصوص ماجرای پرفسور بوکای فرانسوی و مسلمان شدنش صحبت کردیم ماجرای اینکه فرعون او را مسلمان کرد ذکر کردیم. او دانشمندی بود که با دیدن پیشگویی قرآنی که 14 قرن پیش نازل شده بود و علم بشر هنوز از درک آن عاجز است و همیشه هم همین طور خواهد بود،مسلمان شد.

چه بسیار از برادران پیرو اهل تسنن که با دیدن کرامات و علم ائمه اطهار به مذهب شیعه گرویدند و چه بسا پیروان ادیان دیگر که با دیدن معجزات قرآن و مطالعه زندگی و سیره ائمه اطهار مسلمان شدند.

ما گواهی بر منسوخ نبودن قرآن در ماجرای مسلمان شدن بوکای فرانسوی آوردیم

حال اینجا روایتی را مطرح می کنیم از توصیه امام علی (ع) برای مردمان آخر الزمان!

خواسته این است که عزیزان بنگرید که آیا سیره رفتاری و ارزش های امامانی که  تا این حد دید وسیعی داشته اند و تا این اندازه دلسوز بوده اند که حتی فکر زمانهای آینده را هم کرده اند و دلشان به حال ما و همه بشریت سوخته است می تواند منسوخ و کهنه شود؟!!!

و این منسوخ دانستن سیره این عزیزان جز فریب دادن خود و مخفی کردن ضعف ایمان نیست!

و اما وصیت امام علی (ع) برای مردم آخر الزمان:

امیرالمؤمنین علیه‏ السّلام فرمود: زمانی بر مردم می‏آید که عمل زشت برتری (کامل) پیدا می کند و خودسازی نموده و جلوه ‏گری می نماید. پرده از روی محرمات برداشته شود، زنا آشکار می‏ گردد و مال یتیمان را حلال دانسته و می‏ خورند، کم‏ فروشی می نمایند و شراب را به جای آب انگور حلال دانند و رشوه را به عنوان هدیه حلال شمرند. خیانت در امانت را جایز می‏دانند، مردها شبیه به زنها و زنها شبیه به مردها شوند.

به حدود و احکام نماز اعتنا نمی‏ کنند، در آن زمان برای غیر خدا (سیاحت، تجارت، ریا، سیاست و غیره) حج انجام می دهند.

در آن زمان گاهی ماه شب اول آن قدر بزرگ (دیده) شود که به نظر، دو شب آید و گاهی در شب اول دیده نشود، پس چون ماه دیده نشود روز اول ماه رمضان را روزه نگیرند و روز عیدفطر را روزه بگیرند.

در آن زمان مراقب باشید، مراقب باشید، مبادا خداوند ناگهان انتقام گیرد، همانا در پس آن زمان مرگ سریع و عجیبی خواهد بود به گونه‏ ای که مرد، هنگام صبح سالم است و شب به خاک سپرده می‏شود، شب زنده است و صبح مرده. در آن زمان پیش از آن که به بیماری -منتهی به- مرگ مبتلا شوند واجب است وصیت خود را بکنند و نماز را در اول وقت به جا آورند مبادا تا آخر وقت اجل مهلت ندهد.

هر کدام از شما که آن زمان را درک کند شب نخوابد مگر با طهارت (وضو) و اگر بتواند در تمام احوال با طهارت باشد زیرا نمی‏داند ملک الموت چه وقت به سراغ او می ‏آید.

من شما را ترساندم اگر بترسید و فهماندم اگر بفهمید و پند دادم اگر پند بگیرید، در نهان و آشکار از خدا بترسید و (سعی کنید) مسلمان بمیرید زیرا که هر کس غیر از اسلام، دینی قبول کند از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است.



طلبکاری ما در حقوق زن حقوق بشر

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


در مسأله‏ ى زن از دنیا طلبکاریم؛ ما مدعى دنیائیم.

حالا مؤسسات وابسته به سازمان ملل یا غیر آنها یا فلان

 مجموعه‏ ى روزنامه‏ نگار بیایند به اسم حقوق بشر، موضوع

 حجاب و بعضى از این قبیل چیزها را زیر سؤال بکشند و اظهار

 طلبکارى کنند، این واقعیت قضیه را عوض نمیکند. ما از دنیا


 طلبکاریم.

 

دنیا که عرض میکنم، یعنى دنیاى غرب. ما هستیم که به دنیا

 خطاب میکنیم و میگوئیم: شما به بشریت عموماً و به زن

 خصوصاً خیانت کرده‏ اید؛ با کشاندن زن و مرد به وادى ابتلائات

 جنسى و برافروختن و دامن زدن به آتش زیاده‏ روى‏ هاى

 جنسی بى‏ قانون و بى‏ نظم در جامعه، با آوردن زن به شکل

 متبرج به وسط میدان.

معلوم است که زن، آن بخش زیباى آفرینش بشر است. این

 بخش زیبا به طور طبیعى با اندکى در پرده بودن همراه است؛

 این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانى است. این پرده

 را دریدن و آنچه را که باید با نظم و قانون پیگیرى شود - آن نیاز

 غریزى انسانى، چه در زن و چه در مرد - بى ‏قانون و بى‏ نظم در

 جامعه رواج دادن، بزرگترین خیانتى است که در درجه‏ ى اول به

 زن و در درجه‏ ى بعد به همه‏ ى بشریت - زن و مرد - انجام

 گرفته؛ این کار را سیاستهاى غربى کرده‏ اند.

 

البته اولین ضرر و بزرگترین ضرر را هم خودشان برده ‏اند. الان

 مسأله‏ ى همجنس‏گرائى در دنیاى غرب یکى از ابتلائات است.

 البته به رو نمى‏ آورند؛ اما حقیقت قضیه این است که امروز براى

 اندیشمندان و آنها یکى از دردهاى بزرگ و غیرقابل علاج شده

 است؛ چاره‏ اى هم ندارند.

آنطور حرکت کردن، آنطور ادبیاتِ پرده‏ درانه و عریان در زمینه‏ ى

 مسائل جنسى و ارتباط زن و مرد را به میان آوردن، آنطور جنس

 زن را - یعنى همان بخش زیبا و لطیف و مستور و در پرده‏ ى

 وجود بشر را - براى شغل، براى تبلیغات، براى کار، به میدان

 کشاندن، از لبخند او، از زیبائى‏ هاى او، از جسم او، از چهره‏ ى

 او براى ترویج فلان جنس بى‏ ارزش و پست، براى به دست

 آوردن پول استفاده کردن، این چیزها را هم دنبال خودش دارد؛

 طبیعى است.


این کارها را دنیاى غرب کرده، این کارها را سیاستهاى غربى

 کرده ‏اند؛ مربوط به ادیان هم نیست، مربوط به مسیحیت و

 یهودیت هم نیست؛ مربوط به سیاستهاى جدیدى است که از

 حدود صد و پنجاه سال پیش - حالا دقیق نمیتوانم عرض کنم 
-
 در دنیا رایج شده



  • تعداد کل صفحات:4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4