تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالب فمینیست

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

پشت پرده دادن جایزه فیلدز به مریم میرزاخانی

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee



Image
مریم میرزاخانی استاد دانشگاه آکسفورد در آمریکاست. ایشان از برندگان المپیاد ریاضی و از زنان سرشناس تحصیل کرده در غرب محسوب می شود. زمینه های کاری او بیشتر در زمینه توپولوژی (یکی از زیر شاخه های علم ریاضی) می باشد. 
مریم میرزاخانی شاید چهره علمی مناسبی باشد ولی بیش از یک چهره علمی بودن بیشتر شخصیتی رسانه ای دارد. جالب اینکه هر دو گروه رسانه های داخل و خارج قصد دارند او را به نحوی به خود مرتبط  کنند. اجازه بدین از این مورد سریع تر رد بشیم و وارد مسائل مهمتر بشیم.
مهمتریت دستاورد سال های اخیر میرزاخانی مربوط به برنده شدن جایزه فیلدز در ریاضیات است. این جایزه بالاترین جایزه علمی درریاضیات محسوب می شود و هر چهارسال به ریاضیدانان برجسته که کارهای علمی برجسته ای انجام داده باشند تعلق می گیرد. این جایزه به افتخار جان چارلز فیلدز در کنگره جهانی ریاضیات داده می شود و مخصوص ریاضیدانان زیر ٤٠ سال است. 
هیچ زنی تا کنون موفق به دریافت این جایزه نشده است و میرزاخانی اولین زن برنده این مدال است. بعد از پخش خبر پیروزیه میرزاخانی موجی از جنجال های رسانه ای چه در داخل و خارج به راه افتاد. همینک تمامیه زنان به میرزاخانی همچون یک قهرمان نگاه می کنند.
اما سوال مهم اینجاست که آیا میرزاخانی با لیاقت خودش این جایزه رو برنده شده و یا مسائل سیاسی زیادی پشت پرده وجود داشته!!! درست مانند داوری که از تیم میزبان در یک مسابقه ورزشی حمایت جانب دارانه میکند. آیا در مورد میرزاخانی هم چنین رخ داده است.؟
برای بررسی بیشتر تحقییقات ایشان کارنامه تحقیق ایشون رو در سایت معروف Researchgate بررسی می کنیم. نمیدونم چقدر به impact factorآشنایی دارید. این نسبت ارزش یک مقاله رو مورد سنجش قرار میدهد بطوریکه هرچه عدد ان ببرای مجله ای خاص بالاتر باشد اعتبار مجله بیشتر است.  اما تعداد مقالات علمی این خانم ١٧ عدد بود با مجموع impact ١٩.٠٧ والبته در بسیاری از مقالات ایشون نویسنده اصلی نبودند.
بنده همچنین موفق شدم کارنامه دو تن از ریاضیدانان برنده این جایزه در سال ٢٠١٤ رو هم پیدا کنم. یکی از اونها Hailer نام داشت که ١٠١ مقاله چاپ شده داشت و مجموع impact مقالاتش ٩٩.١٤ بود ودیگری Garces که ١١٢ مقاله چاپ شده با مجموع ٤٣.٩٨ داشت.  البته من سایر برنده ها رو به علت کمبود وقت نتونستم پیدا کنم ولی در اولین فرصت اونهارو براتون لیست خواهم کرد و برای این کار شاید مجبور بشم مستقیم دانشگاه ها و کارنامه هاشون رو چک کنم که ممکنه زمان بر باشه. 
خوب اما نتیجه. آیا جوایز علمی در مورد زنان با سخت گیری بسیار کمتری داده میشه؟ ظاهرا تمامی شواهد جمع شده اینو ثابت میکنه. و آیا این خودش نوعی تبعیض جنسیتی علیه مردان نیست.....
در یک کلام فقط اینو میشه گفت هیچ وقت فریب رسانه ها رو نخورید برای اینکه اونها یک روز شلوار پاره پوشیدن رو نماد آدم های بدبخت و بیچاره و روزه دیگه اونو نماد و سمبل مد و زیبایی قرار میدهند و تو دلشون به ما ها میخندن و در ضمن هرگز فریب مستندات فمنیست ها رو نخورین چون اونها با تبعیض عنوان کسب می کنند و بعد فریاد می زنند که با وجود تبعیض علیه زنان ما موفق شدیم و طالب زیاده خواهی های بیشتر میشن.
ادامه دارد



اسناد عدالت خواهی فمنیست ها!!!!!

 

نوع مطلب :تبعیض علیه مردان ،آرشیو اشتغال و تحصیل ،فمینیست ،مقالات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


اسناد عدالت خواهی فمنیست ها!!!!!
بارها اتفاق افتاده، زنان فمنیست در مجادلات، بحث ها و مناظرات خود به زنان موفقی اشاره می کنند که در موسسات معتبر دنیا دارای پست های مدیریتی هستند و یا زنانی که در عرصه های علمی و ورزشی موفقیت کسب کرده اند. آنان با استناد به چنین اشخاصی سعی می کنند شرایط را به گونه ای نشان دهند که جامعه مسول عقب ماندگی سایر زنان است و در صورتی که شرایط به شکل عادلانه برای هر دو جنس وجود داشته باشد آنگاه زنان در بسیاری از زمینه ها موفق خواهند بود و قادرند با مردان رقابت کنند.بارها و بارها از فمنیست ها جمله برابری زن و مرد در امکانات جامعه را شنیده ایم، بارها و بارها گفته شده جامعه باید برای شایسته سالاری ارزش قائل شود و نه جنسیت گرایی. بارها شنیده ایم که نابرابری و تبعیض نمونه ای از بدوی گری است و در جامعه متمدن جایی برای آن نیست.
 حال بیایید این موجودات مدعی متمدن را کمی بیشتر بررسی کنیم:
 1 بر پایه توافقی در آلمان، شوراهای بازرسی شرکت‌های آلمانی ثبت شده در بورس باید از سال ۲۰۱۶ درصد مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی را به ۳۰ درصد برسانند.
2. ویویان ردینگ، کمیسر قضایی اتحادیه اروپا در تابستان ۲۰۱۳ لایحه‌ای را پیشنهاد کرد که طبق آن تا سال ۲۰۲۰میلادی دست‌کم ۴۰ درصد پست‌های مدیریتی شرکت‌های فعال در قلمرو اتحادیه اروپا باید در اختیار زنان قرار گیرند.
3. بر پایه‌ی قوانین متعدد در کشور نروژ که تصویب برخی از آنها به سال ۲۰۰۳ بازمی‌گردد، هیئت‌های مدیره شرکت‌های بزرگ فعال در این کشور باید تا ۴۰ درصد از زنان تشکیل شده باشد.
4. تعیین سهمیه‌ی اجباری برای مشارکت بیشتر زنان در رده‌های مدیریتی در کشور بلژیک از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بنا بر قانون تصویب شده در این سال، دست کم یک سوم از پست‌های مدیریتی در شرکت‌های ثبت‌شده در بورس و شرکت‌هایی که تحت نظارت دولت قرار دارند، باید به زنان اختصاص داده شود.
5. در کشور هلند در سال ۲۰۱۱ قانونی به تصویب رسید که سهمیه‌ی دست کم ۳۰ درصدی برای زنان را درنظر می گرفت.
6. در فرانسه باید تا سال ۲۰۱۷ دست کم ۴۰ درصد از اعضای هیت‌های مدیره‌ی شرکت‌ها موسسات زن باشند. این قانون در نخستین مرحله اجرا، افزایش سهم زنان در این رده‌ها تا سال ۲۰۱۴ میلادی تا ۲۰ درصد را در نظر گرفته است.
7. در اسپانیا قانون تعیین سهم زنان در پست های مدیریتی در سال ۲۰۰۷ به تصویب رسید. و ....
در واقع بسیاری از جوایز علمی که به زنان داده می شود از این قاعده مستثنی نیست و از همان اصول بالا برای تحمیل زنان کم استعداد به جامعه استفاده می شود. الگوی زنان موفق همچون خود فمنیسم یک سیاست بازی ریاکارانه جهت تضعیف جوامع و کنترل بر آنهاست.
موارد بالا نمونه هایی از کشورهای مدعی آزادی بودند که از تبعیض جنسیتی به عنوان یک عامل ظالمانه در نظام یک کشور یاد می کنند. با دیدن این آمار تازه متوجه می شویم که جهان ما تا چه حد دیوانه است!!!! رفتارهایی عجیب و جنون آمیز که با خواندن آن متوجه می شویم که بعضی از وقایع فیلم های کمدی چندان دور از واقعیت نیست و بلکه خود این دنیای واقعی در حکم یک کمدی بی سر ته است و مدیران آن همان بازیگران نادان این فیلم ها هستند.
این قوانین زمانی به تصویب رسید که سیاستمداران دریافتند توانایی زنان در حدی نیست که بتوانند با مردان رقابت کنند و برای خفه کردن زوزه کشیدن های هیولای فمنیست، شروع به ارائه طرح های بسیار متمدنانه تبعیض جنسیتی در کشورهای خود کردند.
حال در می یابیم زنان فمنیست الگوهای موفقیت خود را چگونه پیدا می کنند. واقعیت این است که هر چه بیشتر در فمنیسم و فمینیست ها کند و کاو کنیم، شیطان صفتی آن ها بیشتر بر همگان نمود پیدا خواهد کرد.


فمینیست ها: از موضع گیری در برابر سهم ارث 2 برابری مردان

 

نوع مطلب :مقالات ،فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

قانون مالیات بر ارث یکی از قوانین جنجالی است که طی سالیان اخیر به تصویب مجلس شورای اسلامی کشور رسیده است و تقریبا اکثر مردم از جزئیات آن بی اطلاع هستند. بر اساس این قانون، اگر متوفی دارای اموال منقولی باشد، وراث موظفند بین 5 تا 65 درصد از این مبلغ را به حساب اداره مالیات واریز کنند. به عنوان مثال، اگر پدر شما خانه خود را بفروشد و قصد خرید خانه دیگری داشته باشد ودر همین حین، فوت نماید دولت بیش از یک سوم این مبلغ را به عنوان مالیات از شما می گیرد و شما عنقریب مجبور خواهید بود با مادر و برادر و خواهرهایتان به مستاجری در خانه ای کوچکتر بسنده کنید.
طبق قانون مالیات بر ارث، از وراث طبق جدول به صورت درصدی از اموال منقول، مالیات اخذ می گردد:

Image
همانطور که در جدول بالا ذکر شده است اگر سهم الارث هر یک از وراث بیشتر از 50 میلیون تومان باشد ارث گیرنده طبقه اول موظف است 35% و ارث گیرنده طبقه دوم و سوم موظف اند 45% و 65% از مقدار ارث تعلق گرفته را به حساب دولت واریز نمایند.
نکته مهم در تصویب اینگونه قوانین دراین است که مقدمه ای است بر تصویب قوانین دیگر مثل مالیات بر اموال غیرمنقول.
شرح کامل این قانون را در فایل زیر مطالعه نمایید (به نظر می رسد جدول درصد مالیات که در این فایل قید شده، اعداد آن جابجا درج شده است):

Downloadهمچنین می توانید چکیده ای از این قانون را در فایل زیر مطالعه نمایید:
Downloadهمچنین مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در بررسی خود درباره این قانون، مهمترین دلیلی که برای تصویب این قانون عنوان داشته است این است که:  "چون نظام ما ولایت فقیه است بر اساس همین یک چیز می توان به همه مال و اموال مردم تسلط داشت و مالیات گرفت. (یعنی اگر نظام ما شاهنشاهی بود، حکومت چنین حقی نداشت)". البته خرج کردن از کیسه دین و نسبت دادن تصمیمات به «ولی فقیه» به طور مستقیم یا غیرمستقیم ایده ای تازه نیست و ده ها سال است که توسط افراد چپی و راستی در بین مسئولین کشور وجود دارد. برنامه ریزان و مدیران بالایی کشور برای ساکت کردن و پیشگیری از اعتراضات مردم، مرتب تصمیمات خود را متوجه رهبری و ولایت فقیه می نمایند تا اگر کسی اعتراضی کرد او را در برابر رهبری و ولایت فقیه و دین و اسلام قرار دهند.  
متن کامل این گزارش را می توانید در فایل زیر مطالعه نمایید:

Downloadاز سوی دیگر نرخ درج شده در جدول مربوط به قانونی است که حدود 5 سال پیش تصویب شده است. عدم بروزرسانی این قانون متناسب با نرخ تورم و تعمیم دادن بر اساس رقم های جدید باعث آسیب پذیری قشر ضعیف جامعه می گردد. بالتبع حکومت از موضوع بیشترین نفع را می برد.

آیا مالیات باعث آبادانی کشور ما می شود؟    
در کشوری که قاچاق کالا بیداد می کند و دست بسیاری از آقازاده ها و کله گنده ها در این موضوع دخیل است و از سویی نیز اراده ای جدی برای برخورد با این مسئله در بین مسئولین وجود ندارد آیا اخذ مالیات (عمدتا از قشر ضعیف جامعه) کار صحیحی است؟ در کشوری که هیچ اراده قوی برای مبارزه با مفاسد اداری و مالی موجود در بدنه نظام وجود ندارد آیا مالیات باعث شکوفایی کشور می شود؟ در کشوری که حمایت از تولید در اولویت آخر مسئولان بالایی و میانی دولت قرار دارد آیا مالیات باعث شکوفایی کشور می گردد؟ 
مرکز پژوهش های مجلس نیز در گزارش خود، تلقی مالیات به عنوان یک ثروت بادآورده را اشتباه دانسته و از خلاف شرع بودن اخذ مالیات از افرادی که نیازمند هستند و گرفتن مالیات باعث می شود دچار فقر شوند را خلاف شرع دانسته است. با این وجود، این قانون بدون اینکه حقوق نیازمندان و فقران را مد نظر داشته باشد و در تبصره هایی یا مواد زیرین آن اشاره ای به این موضوع نماید، اجرای آن را به کلیت مردم بسط داده است. در گزارش مرکز پژوهش های مجلس به این مسئله به خوبی اشاره شده است. 
اخذ مالیات راهی برای قدرتمندان حاضر در بدنه دولت و دستگاه های اجرایی است تا با بودجه بیشتری به دخل و خرج های غلط موجود در برنامه ریزی کلی کشور (برنامه ریزی بودجه) بپردازند و ریخت و پاش های بیشتری برای نزدیکان خود که پیمانکار و کارگزار برنامه های عمرانی-فرهنگی-اقتصادی-اجتماعی شهرداری ها و دولت هستند انجام دهند.

چرا فمینیست ها به این قانون موضع نگرفتند؟   
نکته دیگری که باعث شد، نگارنده این مطلب را بنویسد عدم موضع گیری ژورنالیست های فمینیست در رسانه ها، مجلات و روزنامه هاست. فمینیست ها تقریبا در همه رسانه ها حضور دارند و دختربچه های عقده ای ترشیده موجود در دفتر تحریریه های خبرگزاری های داخلی و زن های مطلقه بیوه که عقده محبت یک مرد را در دل دارند از همراهان و یاوران تفکر فمینیسم ایرانی در رسانه های کشور ما هستند. مردان روشنفکری که بویی از غیرت و مردانگی نبرده اند و توهم توسعه دارند نیز همراهان مذکر فمینیسم ایرانی هستند. این دسته از افراد که عمدتا به عنوان نیروهای مزدور و سربازان پیاده نظام قدرتمندان و ثروتمندان فراماسونر شناخته می شوند فقط در موضوعاتی تحلیل می نویسند که طرف مقابل «جنس مرد» باشد. اینها در عمل، شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر انگلیس» زنان و مادران شهید در ابتدای انقلاب را به شعار «مرگ بر پدر سالاری» و «مرگ بر مردسالاری» تبدیل کردند. 
جنبش عدالتخواهی مردم ایران در بین فمینیست ها به مردستیزی های کودکانه تبدیل شده است. در رسانه های فمینیستی و به قلم خبرنگاران بدذات فمینست، انواع مقالات و مصاحبه های متنوع مردستیز دیده می شود اما دریغ از مطلبی که درد همه مردم و جامعه را داشته باشد وجود داشته باشد. آنها مرتب از دو برابر بودن مقدار ارث مردان انتقاد می کنند و با حسادت بی پروای خود، در زمینه هایی که به نفع شان است شعار برابری سر می دهند ولی در برابر قوانینی این چنینی که بخش عمده ای از سهم الارث را به جیب دولت و از آن طرف به جیب سازمان های فمینیستی و افزایش یارانه و بودجه روزنامه ها می شود سکوت می کنند. اگر مرد به سبب مسئولیت های اقتصادی متعدد تعریف شده در قانون در قبال خانواده و خاصا والدین خویش، ارث بیشتری ببرد مورد حمله ژورنالیست های فمینیست در رسانه های داخلی قرار می گیرد ولی اگر دولت، قانونی را تصویب کند که به موجب آن هم از مرد و هم از زن نیز ارث بیشتری ببرد، هیچ صدای اعتراضی از سوی فمینیست بلند نمی شود.
به عبارت بهتر، فمینیست ها نه تنها مردمی نیستند بلکه مزدوران مواجب بگیر طبقه قدرتمند فاسد در کشور ما هستند که برای آنها قلم فرسایی می کنند، برای آنها تشکل راه می اندازند و جنبش های اعتراضی را سازماندهی می کنند. فمینیست ها موجوداتی زشت و متعفن هستند که هر قدر از مدت حضورشان در مسندهای اجرایی می گذرد بدذاتی شان بیشتر رو می شود و ذات پنهان شان بیشتر آشکار .

منابع:    
1. قانون مالبات های مستقیم:
http://old4.mui.ac.ir/mali/images/stories/residegi/maliathaie-mostaghim.pdf
 2.کاتالوگ آشنایی با مفاد و مقررات قانونی مالیات بر ارث
http://www.intamedia.ir/FileUpload/Advertise/adver306259.pdf
 3.گزارش مرکز پژوهش های مجلس درباره قانون مالبات بر ارث
http://www.cmir.ir/fa/images/shoraye_feghhi/گزارش_بررسی_مالیات_بر_ارث.92.10.24.pdf
 4. توضیحاتی درباره اصلاح مفادی از قانون مالیات بر ارث
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=42069
http://www.yjc.ir/fa/news/4756128/شرایط-جدید-مالیات-بر-ارث-مشخص-شد
 5. نحوه رسیدگی به مالیات بر ارث
http://www.arghamnegar.com/دستورالعمل%20رسیدگی%20به%20مالیات%20بر%20ارث.aspx
 6. صفحه ثبت استعلام مالیات بر ارث
http://www.intamedia.ir/ers/index.asp


فمنیسم خود ویرانگر

 

نوع مطلب :فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

فمنیست همانطور که گفته شده نه یک مکتب برخاسته از تفکر حمایت از مظلوم در برابر ظالم بلکه ناشی از توهمات مشتی زن سلیطه با تفکرات الحادی و پست است. زنانی که بسیاری از آنها دچار عقده های حقارت بوده و این عقده را در رفتارها و عملکردشان بارها اثبات کرده اند. اینکه چرا با وجود توانایی کم و خفت بارشان، فمنیسم همچنان پابرجاست را می توان در سود منفعت طلبان و قدرت مداران جستجو کرد و همچنین آنرا دست مایه صهوینیست ها برای مقاصد پلیدشان دانست. فمنیسم که در ابتدا یک نهال کوچک بود با حمایت مالی سردمداران کفر به یکی از ابزار سیطره کفر بر حقانیت تبدیل شده است.

اما هر تفکر حاصل از توهمات که با ثروت و تبلیغات سوء بنیان گذاشته شده باشد، اساس نداشته و خواه از طریق خود سرمایه دارانی که آنرا علم کرده اند، خواه توسط جامعه حق طلب و پرسش گرا، سرانجامی جز نابودی و انحطاط نداشته و ندارد.

 


اگر در رفتار فمنیست های امروزی دقیق شویم مشاهده خواهیم کرد که هیچ اصول و برنامه رفتاری مشخصی در بین آنها وجود ندارد. نوعی سرگشتگی و انحطاط و البته کمی دیوانگی در بین آنها به وضوح قابل مشاهده است. ممکن است هر کدام از شما در محیط اطراف خود در جامعه با چنین اشخاصی ارتباط برقرار کنید و اگر رفتارشان را زیر نظر بگیرید پی خواهید برد که سرگشتگی آنها و انحطاط فکریشان تا چه اندازه عمیق و ویرانگر است. بسیاری از زنان فمنیست ( البته بنده از بکار بردن لغت مقدس زن برای چنین شیاطین زن نمایی عذر خواهی می کنم) اصولا در خانواده های منحرف و نابسامان بزرگ شده اند و این مکتب را مکانی برای ارضای عقده های حقارت خود می یابند (چیزی که اساس و تاریخچه فمنیسم را تشکیل می دهد). برای نمونه بسیاری از پیروان مکتب فمنیسم، زنانی با انحرافات گوناگون مانند همجنس بازان و یا زنانی که تمایل به برقراری رابطه جنسی با حیوانات دارند را تشکیل می دهند. درست مانند محله های زاغه نشینی که افراد ولگرد ساکن آن به گروه های جنایتکار سازمان یافته روی آورده و خشم و اعتراض خود را از طریق جنایت، به جامعه اعلام  می کنند. اما هر گروه خلافکاری روزی نابود خواهد شد. این نابودی یا از طریق نیروی قهریه جامعه (همچون نیروی انتظامی) ویا از طریق اختلاف بین اعضا (که امری شایع بین گروه های خلاف کار است) رخ میدهد، و جالب است بدانید از این منظر فمنیست ها بسیار شبیه  چنین گروه هایی هستند. اختلاف بین فمنیست ها بسیار گسترده است. فمنیست ها در بسیاری از واکنش ها و عقاید،  نه تنها متفاوت بلکه متضاد یکدیگرند. برای مثال در این چند دهه اخیرانواع فمنیسم بوجود آمده نظیر فمنیست لیبرال، فمنیست مارکسیستی، فمنیست رادیکال،  فمنیست سوسیالیستی و ....

گویی هر کدام از فمنیست ها، به دیگری به مثابه یک دشمن خونی می نگرد که قصد جان وی را دارد. از این رهیافت درک میکنیم که فمنیسم در هر جامعه، در هر فرهنگ ، در هر طبقه اجتماعی  و در هر خانواده فمنیستی، به شکلی متفاوت خود را بروز داده است و تنها دلیل این همه تمایز و تفاوت تنها در این نهفته است که ویژگی های حقارت هر شخص با دیگری متفاوت و راه نمایش آن  نیز متفاوت  خواهد بود.

نکته دیگر اینکه، وابستگی فمنیسم به سرمایه سود جویان بسیار شدید است، و هرزمان فمنیسم موفق نشود اهداف آنان را محقق سازد، به مانند صدام به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.

از طرفی دیگر نتیجه زیاده روی های بیش از حد فمنیسم در تبلیغات ضد مرد، سرانجام دامن خود آنها را خواهد گرفت. خشونت امروزه در بسیاری از نقاط دنیا علیه زنان گویای چنین مطلبی است. جبر تاریخ اثبات کرده است در مواردی که طرز تفکر خاصی بر جامعه چیره شود و عده ای خسران ببینند، گروه مورد تعرض با خشونتی چندین برابر به انتقام روی آورده و مجازاتی سخت بر پیروان مکتب ظلم اعمال می کنند. برای مثال شیطان پرستی نوعی رفتار انتقام جویانه برای دوره قرون وسطی می باشد که در آن کلیسا ستم های زیادی بر مردم روا داشت.

بنا بر دلایل بالا و بسیاری دلایل دیگری که در این مجال نمی گنجد، نابودی فمنیسم سناریویی است که از پیش قطعی تصور می شود، و این سرانجامی است بر مکتب های منحرف و الحادی که با کینه ای تاریخی به مبارزه با حقانیت روی می آورند. 



لخت شدن زنان ایرانی در سوئد

 

نوع مطلب :فمینیست ،اقدامات فمنیستی در ایران و جهان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


لخت شدن زن


به نقل از هافینگتون پست، اعضای احزاب کمونیستی و همچنین سازمان مقابله با تبعیض زنان در گردهمایی که از طریق فیس بوک برنامه ریزی شده بود، چندین زن را به خیابان کشانده و آن‌ها هم در مخالفت با حجاب پیراهن‌های خود را در آورده و به صورت عریان خود را در خیابان‌ها به نمایش عموم گذاشتند.
بر اساس این گزارش مراسم عریان شدن در این روز به خاطر سالروز زن بوده که در تاریخ ۸ مارس ۲۰۱۲ نامگذاری شده است. این افراد روی بالاتنه برهنه خود شعارهای را با رنگ درج کرده بود که به حجاب اسلامی نه گفته است.

این اقدام چند زن کمونیست ایرانی در مخالفت با حجاب اسلامی در خیابان‌های استکهلم پایتخت سوئد، جهت پیروی از اقدامات گروه‌های فمینیستی در اکراین است که در تظاهرات، مخالفت خود را با در آوردن لباس و لخت شدن در ملاء عام، نشان می دهند.


منبع : Awalnews.ir


پاسخ فیس‌بوکی مولاوردی: معاون رییس جمهور هم برای دریافت گذرنامه به اجازه همسر نیاز دارد

 

نوع مطلب :اخبار ،فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


 شهیندخت مولاوردی

جامعه > خانواده - ایرنا نوشت:

معاون رییس جمهوری در امور زنان و خانواده گفت: اصلاح قانون گذرنامه در خصوص لزوم اجازه همسر برای خروج از کشور زنان هنوز در صحن علنی مجلس مطرح نشده است.

شهیندخت مولاوردی، در صفحه فیس بوک خود در پاسخ به سوال کاربری مبنی بر اجازه همسر برای دریافت گذرنامه افزود: اکنون اخذ اجازه همسر برای خروج از کشور طبق ماده 18 قانون گذرنامه در حال اجرا است.

وی اظهار داشت: زمانی که سر دفتر بودم، اولین مراجعه کننده به دفترخانه فردی بود که متقاضی گواهی امضا همسرش برای خروج از کشور بود.

معاون رییس جمهوری ادامه داد: نکته جالب این است که خود من هم که نامه وی را تنظیم و ثبت کردم، برای خروج از کشور باید به سردفتر دیگری برای تایید گواهی امضا همسرم مراجعه کنم.

به گفته وی ، راهکاری که اکنون وجود دارد، وکالت بلاعزل برای خروج از کشور به زنان است که الان هم در تمام دفترخانه ها انجام می شود.

معاون رییس جمهوری اضافه کرد: ریشه تصویب این قانون بحث نان آور بودن مرد، قوامیت وی و جایگاهی است که او در سال های متمادی به عنوان سرپرست خانواده دارد. این از موضوعاتی است که سال ها در باره آن بحث است و هنوز به جایی نرسیده، هرچند در سال گذشته که بحث اصلاح قانون گذرنامه بعد از 42 سال در کمیسیون امنیت ملی مطرح بود، شاهد ارائه لایحه ای از سوی دولت بودیم که بحث خروج دختران زیر 40 سال و اجازه از پدر در آن مد نظر قرار گرفته بود.

به گفته مولاوردی، ماده 18 در آن لایحه دست نخوره باقی مانده و در صحن علنی مجلس نیز هنوز اصلاح قانون گذرنامه مطرح نشده است.

وی یادآور شد: این مساله در کمیسیون امنیت ملی و یکی از کمیته های داخلی آن در دست بررسی است هر چند به دلیل بحث های فراوان روی مباحث لزوم اخذ اجازه برای دختران زیر 40 انتقاداتی جدی صورت گرفت و منجر به حذف آن شد.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

در شرایطی که در شهرهای بزرگ چیزی به نام خانواده باقی نمانده و از هر 3 ازدواج در تهران یکی به طلاق منتهی می شود مسولان با اعمال عقده های شخصی خود هنوز در حال نابودی خانواده ها هستند با این روند به زودی میتوانید شاهد آن باشید که همسرتان بدون اجازه شما با دوستان و از جیب شما به مسافرت خارج از کشور برود و یا اینکه اگر طلاق میخواست و حضانت فرزند به مرد می رسید با کودک شما به خارج فرار کند و مهریه را از طریق وکیل پیگیری کند تا شما را به زندان بیاندازد.



در پست های قبلی بیان کردیم که انتخاب خانم مولاوردی به عنوان معاون زنان ریاست جمهوری سوای اشتباه بودن خود معاونت زنان، اشتباهی بزرگتر است. چرا که بر خلاف شعار دولت این شخص به هیچ عنوان با شعار اعتدال دولت محترم همخوانی ندارد و ما در خصوص این شخص و حتی خانم ابتکار که از امکانات دولتی برای اهداف فمینیستی و ضد خانواده استفاده می کنند {لینک معاون رئیس جمهور و استفاده از امکانات دولتی در جهت فمینیسم}در این بحران رشد منفی جمعیت و بالا بودن آمار طلاق از رئیس جمهور محترم ناخرسندیم! و از خدای متعال می خواهیم در مقابل این فتنه ها خانواده های ایرانی را حفظ کند و مسئولین و رئیس جمهور بیدار شوند و نسبت به تغییر این وضعیت اقدامات اساسی انجام دهند! 

هر دوی افراد مذکور در سایت های غیرمجاز فیسبوک فعالیت های مستمر دارند و در انظار عمومی و مطبوعات داخلی و خارجی مطالب و بحث های مخرب و منافی دین و ارزش های جامعه را مطرح می کنند که بازتاب آنها در جامعه بسیار فاجعه بار خواهد بود.

لینک مطلب فمینیستی در خبر آنلاین : [پاسخ فیس‌بوکی مولاوردی: معاون رییس جمهور هم برای دریافت گذرنامه به اجازه همسر نیاز دارد ]

البته خود یکی از اعضای سایت ما در خبر آنلاین نظری داد و ذیل مطلب نوشت که زنی که ریگی به کفشش نباشد نیازی ندارد بدون اجازه و اطلاع شوهرش از کشور خارج شود و مطرح کردن این چنین حقوقی اصلا مطالبه زنان خوب نیست و معمولا مربوط به گروه خاصی از زنان می شود! که متاسفانه خبر آنلاین این نظر را بنا به دلایل نامشخص نشان نداد اما به راحتی نظر یک احمق را که گفته بود این قانون ضد زن است نشان داد! که مایه تعجب است!!!

مطلب ذیل برگرفته از وبلاگ ضد فمنیسم و فعالان دروغین زنان می باشد.

*********

معاونت زنان و خانواده عنوان بدی نیست اما باید دانست که در این معاونت آیا واقعا اصلا خانواده مطرح است یا خیر ، با توجه به دولت جدید و معاون جدید این پست کاملا به وضوح مشخص است که صحبت ها در مورد همه چیز است جز خانواده. و متاسفانه بسیار تفسیر به رای های مختلف در اسلام در این زمینه در این معاونت مطرح می شود که نهایتا چند نتیجه را در پی دارد ، 1-گرفتن غیرت و مردانگی مردان و تشویق مردان به بی تفاوتی و بی غیرتی و بی مسئولیتی 2- از بین بردن حقوق واقعی زنان 3- از هم پاشی خانواده رسمی و افزایش شدید مادران مجرد و ازدواج های بدون ثبت و روابط نامشروع 4- ناامنی و فساد در جامعه ( همانطور که خیلی از کشورهای اورپایی به کشورهای مادران مجرد معروف اند)
متاسفانه معاونت بارها صحبت هایی مطرح کرده در مورد قوامیت مرد و برخی قوانین در باب تمکین زن که کاملا دور از اسلام بود و توقع می رود حتما تجدید نظر در این بحث ها صورت گیرد.

امروز اجازه خروج از کشور که از ارکان بارز تمکین است زیر سوال رفته و دلیل این بود که چون برخی زنان استقلال اقتصادی دارند و نیازی به تمکین نیست و قوامیت منتفی است. اولا در این تعریف قوامیت کاملا غلط تعریف شده است و قوامیت معادل نان آوری در نظر گرفته شده است. طبق تفسیر المیزان علامه طباطبایی قوامیت مردان بر زنان تنها معطوف به روابط زن و شوهری نیست و خیلی فراتر از این امر است و در سطح اجتماعی است و لذا مردان قطعا در قیامت خیلی مسئولیت بیشتری دارند و اگر با نام حقوق زن از این مسئولیت ها شانه خالی کنند می بایست پاسخگو باشند(که متاسفانه بسیاری از مردان مسئول امروزه سکوت اختیار کردند و همه چیز را در خیلی زمینه ها به زنان واگذاردند). و به همین دلیل است که طبق تفسیر اصلا جایز نیست زنان پست های حکومتی گیرند و یا حکومت کنند اما خیلی از پست ها مثل همین معاونت زنان و خانواده گاهی از یک حکومت بیشتر بر زندگی مردم تسلط دارد که متاسفانه دست زنان است فقط به این دلیل که نام زن روی ان گذاشته شده و اتفاقا بدترین قوانین بر علیه خود زنان در این معاونت مطرح می شود که خود دلیل برخی روایات دال بر عدم مشورت با زنان را تایید می کند. البته هر چند وجود دارند تعداد زیاد زنانی که با این استدلال های نظیر این معاونت کاملا مخالف اند اما متاسفانه حتی از انها هم برای این پست ها استفاده نمی شود. لذا دادن این پست ها در سطح اجتماعی به زنان طبق تفاسیر ایشان جایز نیست که البته دلایلی به شرح زیر برای این امر وجود دارد.[1.2]

1- زنی که پست کلانی بگیرد و بر تعداد  زیادی مرد و زن امر و نهی کند در چهاردیواری خانه امکان تمکین اش نزدیک به صفر است(اصلا هیچ گاه خانه نیست حتی برای تمکین و حتی در صورت وجود در خانه باز احتمال تمکین نزدیک به صفر است) همانطور که همین معاون امروز برای اجرای یکی از بارزترین ارکان تمکین دچار ناراحتی شدید شده بود و خیلی سنگین برایشان تمام شده بود.

2- کم کم  در این جامعه وارونگی صورت می گیرد و هرج و مرج جنسی ، مردان بی تفاوت و بی غیرت می شوند فقط با نام این که زن استقلال اقتصادی دارد که در طول تاریخ هم به نحوی داشتند حتی همان زمان صدر اسلام و اگر استدلال معاونت درست بود نمی بایست در ان زمان آیه قوامیت اصلا نازل میشد. در ضمن یک حدیث از امام علی داریم که غیرت مرد از ایمان است و غیرت زن از کفر ، اگر زنی مسلمان مسئله خروج از کشور زن را تبعیض می داند اصولا درک صحیحی از بسیاری از احادیث و آیات قران ندارد زیرا برای مثال برای این حدیث امام علی نیز حتما تبعیض وجود دارد چون با توجه به طرز فکر بچه گانه ، وقتی زن و مرد معادل در نظر گرفته شوند مانند سنین کودکی مشخص است که خیلی از آیات و احادیث تبعیض آمیز است در صورتی که چنین نیست.

3- اصلا از لحاظ حقوق اسلامی  زن برای همان اشتغال بیرون از خانه که منجر به استقلال اقتصادی اش می شود می بایست شوهر خود را راضی نماید تا چه رسد از این موضوع به عنوان سلاح برای درجات بعدی عدم تمکین  استفاده کند.

فرض که اصلا حرف ایشان درست ، اگر زنی خود مستقل بود نیاز به تمکین نیست و در چنین صورتی چون تمکین نمی کند پس مرد هم موظف به نفقه نیست اما آیا در چنین حالتی چیزی جز این است که نخود نخود هر که رود خانه خود؟ ، این رویه بسیار تلخ و فردگرا است و اصولا کانون خانواده در جنین حالتی یخچال است و در این سیستم که مرد اصلا کاملا بی تفاوت و بی غیرت باید باشد تا مثلا متمدن در نظر گرفته شود. باید دانست این مرد نه عشق دارد و نه ایمان جون طبق فرموده امام علی غیرت مرد از ایمان اوست. که البته مسلما با شرط معافیت زن از تمکین قانونی برای معافیت مرد از نفقه و مهریه و حتی همان اجر المثلی که ناشی از درآمد زن است اقدامی صورت نمی گیرد و حتی بابت کار زن و درآمد وی باید در موقع طلاق مرد مالیات دهد اما همین کار زن می بایست زن را از گونه های مختلف تمکین معاف کند؟

آیا این قوانین به نفع زنان است؟

بهتر است از این بعد نیز به قضیه نگاه شود تا گمان نشود این مقاله تنها مدافع یک جنس است. اصولا حقوق و زندگی زن و مرد از هم جدا نیست و مسلما در صورت تضعیف جنس مذکر و یا موقعیت نامناسب آن موقعیت جنس دیگر هم نامناسب خواهد بود زیرا  زن و مرد جدا از هم نیستند و اگر توازن به هم بخورد و نقش ها جابجا شوند و یا ... قطعا هر دو در عذاب خواهند بود.

با این پیشنهادات و صححبت هایی که در معاونت زنان می شود ، بر فرض که تمام این پیشنهادات برای ژست بین المللی و یا ژست جاهلانه امروز و یا اصلا به خیال خام خدمت به زنان به قانون تبدیل شود ، مسلم است قانون وقتی قانون است که قابل اجرا باشد و افراد در جامعه آن را بپذیرند. و گر نه این که با زور قانونی تصویب شود  آن قانون تنها نوشته می شود اما اجرا نمی شود  و جای هیچ افتخاری در عمل ندارد. مسلم است با وضع چنین قوانینی آمار ازدواج ثبت شده به شدت پایین خواهد آمد همانطور که در هر کشوری که قوانین ضد مرد بیشتری تصویب شد این مسئله شدت گرفت و قطعا در سیستم ازدواج بدون ثبت حالا چه اعمال مذهبی انجام شود و یا چه به صورت دوست پسر و دختری باشد ، جای گرفتن  ابتدایی ترین حقوق هم نیست. لذا در عمل خیانت جای خدمت صورت می گیرد.  البته مورد دوست پسر و دوست دختری که اصلا گسترش فساد است که ذاتا این قوانین با تشویق این کارها خود مفسد فی الارض نیز است.مطمئننا هر زن مومنی که شوهر مومنی دارد هیچ باک و ترسی از تمکین که ندارد بلکه آن را با تمام وجود انجام می دهد و قطعا این زنان بسیار متنفرند از این بسیاری از بحث هایی که گاهی در این معاونت مطرح می شود.

نتیجه ای که می شود از این مسئله گرفت این است که لپ کلام تمام این حرفها مشخص است ، عدم تمکین ، مهم نیست اگر زنانی نخواهند تمکین کنند به هزاران دلیل و تفسیر به رای های مختلف و ساختگی و جعلی این کار را می کنند اما عکس العملش نیز سردی مردان و بی تفاوتی مردان خواهد بود. مگر غیر از این است که حتی خود خدا هم فرموده که "اگر هر بنده ای از من روی گرداند من هم او را فراموش خواهم کرد" و حتی همان شیطان که سجده نکرد رانده شد ، این مسائل چیز جدیدی نیست و فقط صورتی عوض کرده و خود را زیر نیرنگ ها و فریب ها و انبوهی از تفاسیر به رای های جعلی پنهان کرده است.

از یک طرف این معاونت از همان ابتدای شروع کار خود در صدد اشتغال شدید زنان بوده و از طرفی آن را حربه و وسیله ای می داند برای عدم تمکین و از طرفی هم محدویت مرد رو مرتب زیاد تر هم می کند و عملا خانواده را در نابودی قرار می دهد و فساد را زیاد   ، واقعا بسیار وحشتناک است که وقتی به فکر عواقب آن به ویژه در نسل آینده بیفتیم ، آیا واقعا اینان چه میراثی برای آیندگان و نسل بعد از خود خواهند گذاشت؟



فمنیسم اسلامی : از شعار پراکنی تا واقعیت آن

 

نوع مطلب :فمینیست ،مقالات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

فمنیسم اسلامی که نتیجه موج سوم فمنیسم است نوعی فمنیسم پست مدرن می باشد. که قصد تفسیر آیات و روایات اسلامی را به نحوی که با اهداف فمنیسم سازگار شود. جدا از سیاسی بودن این پروسه و جدا از نیت سو افرادی که به قصد استثمار کشورهای اسلامی چنین برنامه هایی را تدوین می کنند، با نگاه دقیق به اسلام و فمنیسم در می یابیم که تفاوت بین این دو به قدری ریشه ای است که مصالحه بین این دو عملا نابودی دیگری را رقم می زند. واقعیت این است که فمنیسم یک ضد دین تمام عیار است و آموزه های آن تقریبا در همه موارد با آموزه های اسلام در تضاد است. در ذیل مواردی از تفکر و اهداف اسلام که در تضاد کامل با فمنیسم است ارائه شده است.

سوره طه (آیه 50) یکی از سوره هایی است که به نظام مندی خلقت توجه دارد. از این آیه می توان به وضوح فهمید، خداوند حکیم از خلقت جهان با ویژگی های متفاوت هدفی خاص داشته است. این تفاوت ها در عرصه طبیعت هرگز نباید به عنوان کاری عبس و بیهوده در نظر گرفته شود. این آموزه کاملا در تضاد با آموزه های فمنیسم است که اعتقاد دارد ظلم به زنان ناشی از طبیعت زنان است. در واقع با این طرز فکر به نوعی کفر مبتلا شده است که بصورت غیر مستقیم قصد تخریب تصویر خداوند به عنوان قادر مطلق و شرع مقدس اسلام به عنوان کاملترین دین ها را نه تنها در نظر مسامانان بلکه کل مردم جهان را دارد.

نکته دیگر مربوط می شود به تفاوت های تکوینی در خلقت. تفاوت در خلقت نوعی شاهکار خلقت محسوب می­شود. هر موجودی در هر جایگاهی، هدف ویژه ای دارد که رسیدن به آن خصوصیات ویژه ای را می طلبد. در آموزه های فمنیسم این تفاوت ها بطور کامل مورد نقد قرار می گیرد. در واقع خود اندیشه برابری زن و مرد که با غرض ورزی خاصی به آن پرداخته می شود خود گویای رد تفاوت های موجود بین مخلوقات خداوند است. اگر فمنیسم رخصت کامل یابد و برخی موانع سساسی و اجتماعی را پشت سر نهد حتی به شعار برابری، آمیزش جنسی انسان با حیوان را نیز جایز می شمرد. رفتاری که به عنوان یکی از پست ترین انحرافات در تاریخ اخلاقی بشر شناخته می شود از نظر آنان به عنوان مظهر مدرنیته و آزادی شناخته خواهد شد.  

تفسیر متون دینی نیاز به تخصص دارد که از عهده تنها عده ای خاص که دارای تخصص ویژه ای هستند بر می آید. تفسیر به رای که این گروه خاص از فمنیست ها قصد انجام آنرا دارند تنها سبب ایجاد شبهات بیشتر، تفسیر اشتباه از دین و سوء استفاده عده ای استعمارگر را مهیا خواهد کرد. از طرفی تناقضاتی که از این طریق ایجاد می شود مقدمات آسیب رساندن به اصل دین را نیز فراهم می کند. آنچه کاملا واضح است، انگیزه های سیاسی و استعماری این گروه است. از آنجاییکه فمنیسم و استعمار غرب در رسیدن به اهداف خود در بسیاری از مواقه با مقاومت نیروهای محلی که با انگیزه ای بالاتر از کسب معاش مواجه بوده مجبور به تغییر چهره شده تا با همرنگ کردن خود با بافت دینی-فرهنگی غالب، از درون اینگونه مقاومت ها را تضعیف سازد. این روندی است که به وضوح در مورد فمنیسم اسلامی می توان دید.

اسلام موهبتی الهی است برای سعادت بشر و فمنیسم وسیله ای در دستان شیطان برای نابودی نوع بشر، ترکیب این دو پارادوکسی حیرت آور و گزنده است مانند که اهداف سیاسی و استعماری آن بوضوح قابل شناسایی است. چطور می توان خداوند و شیطان، خیر وشر، آخرت طلبی و دنیا پرستی را با یکدیگر اقدام کرد که فمنیسم اسلامی سعی در ترکیب این مفاهیم دارد!

با توجه به اهداف فمنیسم و ماهیت استعماری فمنیسم اسلامی امید است مسئولین کشور با عزمی راسخ تر به مقابله با مسئله فمنیسم و مخصوصا فمنیسم اسلامی بپردازند و جامعه اسلامی را از گزند بدخواهان آن حفظ نمایند.



  • تعداد کل صفحات:8 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...