تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالب آرشیو آمار

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

22 میلیون جوان مجرد

 

نوع مطلب :آرشیو آمار ،آرشیو اشتغال و تحصیل ،اخبار ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به وجود 22 میلیون نفر جوان مجرد در کشور گفت: این تعداد آمار بالایی است که در جامعه را با پیری مواجه کرده و تهدید شیوع روابط نامشروع را به دنبال دارد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم حجت‌الاسلام ناصر رفیعی در جمع زائران حرم کریمه اهل‌بیت(س) با بیان اینکه خداوند، اقوال قوم‌های عاد، ثمود و فرعونیان را در سوره مبارکه فجر به عنوان عبرت برای مشرکان بیان می‌کند گفت: این سه قوم به دلیل طغیان در روی زمین که امروز به عنوان خطرناک‌ترین تهدید در جوامع مطرح است، مورد خشم و نفرت خداوند قرار گرفتند.

وی افزود: امروز دشمن به دنبال جنگ نظامی نیست‌ بلکه به ترویج فساد در میان کشورهای اسلامی روی آورده است و عرصه‌هایی چون اخلاق، اقتصاد و... را در برگرفته تا روح دین در جامعه از بین رفته و مردم به سمت نابودی بروند.

رفیعی با اشاره به وجود 22 میلیون جوان مجرد در کشور گفت: این تعداد آمار بالایی است که ناهنجاری‌هایی چون روابط نامشروع و پیری جامعه را به دنبال دارد.



کاهش سن شروع روسپی‌گری به کمتر از ۱۴سال

 

نوع مطلب :آرشیو آمار ،در راهروی دادگاه خانواده ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

به نام خدا

سعید مدنی جامعه‌شناس می‌گوید: میزان تحصیلات روسپیان تازه نسبت به گذشته بالا رفته است.

 

روسپیگری

 

تازه‌ترین آمار و تحقیقات صورت گرفته درباره روسپیان حاکی از آن است که میانگین ورود دختران به بازار کارگری جنسی به‌شدت کاهش پیدا کرده و به کمتر از ۱۴ و ۱۵ سال رسیده است.

به گفته سعید مدنی جامعه‌شناس؛ این آمار که در مجله اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران منتشر شده نشان می‌دهد، در سال ۴۷ میانگین سن زنان کارگر جنسی ۳۰ سال اما در سال‌های اخیر میانگین سنی ورود زنان به بازار کارگری جنسی به کمتر از ۱۴ و ۱۵ سال رسیده است.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

یکی دیگر از آثار ورود زنها به جامعه و گرفتن هر روزه حقوق نامشروع برای آنها سر باز کرد . همانطور که در خبر بالا به نقل از تابناک خواندید رابطه مستقیمی بین افزایش تحصیلات و حضور زنها در جامعه با افزایش تعداد زنهای خیابانی مشهود است.

هرچه زنها در جامعه حضور بیشتری داشته باشند تقاضای مردان برای بدست آوردن آسان زنها را بالا می برند و هرچه مردان بیشتر تقاضای بی اخلاقی را داشته باشند باعث میشود تا عرضه زنهای خیابانی افزایش یابد .

مسولیت این فساد دامنگیر در جامعه با کسانی است که حضور بی حد و مرز زنان در جامعه را رقم زدند.



آمار عدم تمکین زنان!

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،آرشیو آمار ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

الزام به تمکین زمانی به وجود می‌آید که زن حاضر به تمکین عام و خاص نسبت به انجام وظایف زناشویی خود و زندگی مشترک نمی‌شود که طی سال‌های اخیر به طور متوسط 28 درصد افزایش یافته است.

به نقل از خبرآنلاین، فرهنگ حاکم مبنی بر الزام زنان به تمکین از شوهران خود در ایران و سایر کشور های اسلامی هر ساله منجر به صدور حکم‌های قضایی زیادی می‌شود. در ایران و در دهه 80 بیش از 370 هزار حکم الزام به تمکین زوجه از زوج صادر شده است که بیشترین آن تا سال 90، مربوط به سال 1389 با 52 هزار و 846 مورد بوده است.
بر اساس قانون مدنی ایران الزام به تمکین زمانی به وجود می‌آید که زن حاضر به تمکین عام و خاص نسبت به وظایف زناشویی خود و زندگی مشترک نمی‌شود و یا به نوع دیگر، خانم محل زندگی مشترک را بدون اجازه همسر خود بر اثر اختلافات به وجود آمده بین یکدیگر ترک می‌نماید.
در این صورت زوج برای اینکه بتواند از سایر حقوق خود استفاده نماید و یا از حقوق به دست آمده برای زن جلوگیری کند دادخواست الزام به تمکین را مطرح می‌کند.
 
پس از حکم الزام به تمکین مرد اجازه ازدواج مجدد را دارد
الزام به تمکین در اصل قانونی است که اختیارات در آن به نفع مردان می‌چربد و زمانی که مرد در دادگاه بتواند الزام به تمکین همسرش را ثابت کند، می‌تواند اجازه ازدواج مجدد را از دادگاه به طور رسمی بگیرد. به طوری که طبق ماده 1108 قانون مدنی "هرگاه زن بدون مانع شرعی از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.” به زوجه تا زمانی که حاضر به تمکین نشود نفقه‌ای تعلق نخواهد گرفت و اگر می‌بایست پرداخت نفقه بر علیه همسر خود اقدام قانونی کند، دادگاه محترم ادعای او را باتوجه به عدم تمکین رد می‌نماید.
از طرف دیگر در قانون مدنی آمده است: مرد با در دست داشتن حکم قانونی مبنی بر الزام زوجه خود به تمکین، می‌تواند تقاضای ازدواج مجدد را از مراجع ذی‌صلاح قضائی بخواهد که در این موقع دادگاه با تشکیل جلسه و دعوت از طرفین برای حفظ حقوق زوج اجازه ثبت و انجام ازدواج دیگر را به زوج می‌دهد و این به خاطر حفظ حقوق و مصالح اجتماعی منطقی و قانونی به نظر می‌رسد.

نوسان آماری الزام به تمکین در دهه 80
پرونده‌های مختوم در رابطه با الزام به تمکین در دهه 80 با نوسان‌های آماری متفاوتی همراه بوده است. به طوری‌که میزان پرونده‌های مختومه در سال 1387 به میزان 34 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن کاهش داشته و یا در سال 1389 میزان پرونده‌های مختومه نسبت به مدت مشابه سال 1388 افزایش 72 درصدی داشته است.
با توجه به آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران طی سال‌های 1380 لغایت 1389 می‌توان گفت، تعداد الزام به تمکین کشور در سال 1380 از 42915 مورد به 52846 مورد در سال 1389 افزایش یافته است و درصد تغییرات الزام به تمکین سال 1389 نسبت به سال 1380 حدود 23 درصد رشد مثبت داشته است.
همچنین بیشترین درصد تغییرات الزام به تمکین مربوط به سال 1389 با 72 درصد افزایش و کمترین رشد مربوط به سال 1387 و 34 درصد کاهش بوده است. 
این دعوای حقوقی در حال حاضر به علت اینکه ختم به صلح شود و بتواند جلوی حجم پرونده‌های دادگاه‌ها را بگیرد از طرف قانون‌گذار در شوراهای حل اختلاف خانواده باید مطرح گردد در صورتی که رئیس شورای حل اختلاف مربوطه نتواند اصلاح ذات العین نماید و موضوع را حل کند با تنظیم صورت جلسه پرونده را خود به یکی از شعبه‌های دادگاه عمومی ارجاع می‌دهد.
 
جدول پرونده‌های مختوم شده در دادگاه‌های عمومی کشوردر زمینه الزام به تمکین از سال 1380 الی 1389 (منبع جدول: سالنامه مرکز آمار ایران)

سال     تعداد الزام به تمکین    درصد تغییرات نسبت به سال قبل
1380        42915                               0
1381        46832                            9.1
1382        43525                           -7.1
1383        41602                           -4.4
1384        29759                          -28.5
1385        32677                           9.8
1386        30449                         -6.8
1387        19917                        -34.6
1388        30676                         54.0
1389        52846                        72.3
 
توضیح: آمار سال 90 و 91 هنوز منتشرنشده است.


مردان بیکار یا زنان بی کار!!!

 

نوع مطلب :آرشیو آمار ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

جدول وضعیت بیکاری و تعداد بیکاران زن و مرد استان های کشور در سال 91

استانتعداد بیکارنرخ بیکاریتعداد بیکار زنتعداد بیکار مرد
آذربایجان شرقی16409112.5539647124444
آذربایجان غربی12075211.112286897884
اردبیل6129113.431696844322
اصفهان24155013.8082501159049
البرز11678314.933399482789
ایلام2979317.341028019512
بوشهر3155311.68710824444
تهران48283311.64150840331992
چهارمحال و بختیاری2942911.84870420725
خراسان جنوبی129096.4445688341
خراسان رضوی1814288.6967260114167
خراسان شمالی2564210.61883016811
خوزستان16534712.8046716118630
زنجان4005911.391409725961
سمنان140249.13395410069
سیستان و بلوچستان4846010.47821540245
فارس24756216.7715318182244
قزوین4802312.091488333139
قم4133811.301262228716
کردستان7000514.021815951846
کرمان567967.761773039066
کرمانشاه11400116.182880285198
کهگیلویه و بویراحمد1822912.27140011828
گلستان449828.882181723164
گیلان14229915.6042148100151
لرستان11294220.212851684426
مازندران1007299.774519655533
مرکزی4955710.391623033327
هرمزگان4416411.471167032494
همدان573259.751101546310
یزد3024710.25725122996
جمع کل بیکاران2944143-----8743072069836
در این وضعیت که بیکاری مردان 4 برابر زنان است و هدف کشور افزایش جمعیت است عجیب است که دولت شعارهایی بنا به ایجاد اشتغال برای زنان می دهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

کوتاه اما خواندنی

 

نوع مطلب :درد دلهای مردانه ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،آرشیو آمار ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

شغل بی‌کلاس همسر
زنی به دلیل بی‌کلاسی شغل شوهرش خواستار طلاق شد. وی با حضور در شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده ۲ درخواست طلاق خود را ارائه کرد و گفت: «۱۰ سال پیش زمانی که با همسرم ازدواج کردم، کارمند یک شرکت خصوصی بود اما بعد از چند سال اخراج شد و مدتی بیکار بود تا اینکه در گاراژ یکی از دوستانش به طور موقت مشغول به کار شد. همسرم قرار بود به طور موقت در آن گاراژ راننده کامیون باشد و به دنبال شغل بهتری از لحاظ موقعیت اجتماعی باشد اما او سراغ کار دیگری نرفت و همین شغل جایگزین شغل اصلی او شد.»

مردی که ۱۵ سال کتک می‌خورد
«وقتی در را باز کردم، همسرم با چماق به طرفم حمله‌ور شد، من که دو پا داشتم، دوپای دیگر قرض کردم و به خانه مادرم پناه بردم». این بخشی از اظهارات مردی بود که برای رهایی از دست همسرش به دادگاه خانواده پناه برده بود. وی اظهار داشت که پیش از این یک بار دیگر به دادگاه مراجعه کرده بود اما چند روز بعد از دادگاه همسرش استکان چای داغ را روی صورتش پاشیده و با خونسردی گفته بود: «این کار را کردم تا یاد بگیری دیگر برای فرار از زندگی و مشکلات به فکر طلاق و دادگاه نباشی!»

مرد ادعا کرد که بعد از ۱۵ سال بر سر هر مسأله کوچکی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد؛ به طوری که هیچ جای سالمی در بدنش نیست و همه‌ اعضای بدنش حداقل یک بار زیر ضربه‌های سنگین مشت و لگد همسرم شکسته است.

زنی که راننده تاکسی شد
در اردیبهشت ماه سال جاری، مردی که همسرش راننده تاکسی شده است، با طرح این ادعا که روحیات زنانه همسرش از بین رفته، دادخواست طلاق داد. این مرد ۶۰ ساله در مقابل رئیس شعبه دادگاه خانواده مدعی شد از زمانی که همسرش راننده تاکسی شده، همه رفتارهایش تغییر کرده و اگر بر خلاف عقیده او صحبت شود، مرد را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد.

 سن دروغین
مردی جوانی که مدعی بود همسرش در زمان ازدواج سن واقعی‌اش را به وی نگفته است، با حضور در دادگاه خانواده درخواست طلاق کرد. این مرد به رییس دادگاه گفت: «زمانی که من به خواستگاری همسرم رفتم، وی سن خود را ۱۸ سال معرفی کرد، در حالی که سن واقعی‌اش بیشتر بود.» وی بیان کرد که به دلیل اعتماد هیچ‌گاه شناسنامه همسرش را ندیده بود، اما پس از گذشت دو سال اتفاقی این شناسنامه را دیده و سن واقعی وی را فهمیده است.

این مرد جوان تأکید می‌کرد که نمی‌تواند با کسی که درباره‌ چنین مساله‌ مهمی دروغ گفته، زندگی کند.


ترس از صاحب‌خانه
روز جمعه، مردی به دادگاه خانواده شهید محلاتی مراجعه کرد و دادخواست طلاق خود را به قاضی یکی از شعب ارائه داد. این مرد بیان کرد که پس از گذشت هشت سال از زندگی مشترک، هنوز مستأجر است و همسرش اجازه خرید خانه را به او نمی‌دهد؛ چرا که معتقد است که نباید پول‌هایشان را خرج خرید خانه کنند و بهتر است پولی که جمع آوری کرده‌اند را در بانک بگذارند. این مرد گفت که من همیشه در زندگی کوتاه آمده و هر کاری همسرم می‌خواهد، انجام می‌دهم، ولی دیگر از این وضع خسته شدم.


در آمریکا از هر5 دختر مجرد؛ تنها 1 نفر باکره است!

بررسی آمار و ارقام جرایم اجتماعی هر جامعه نشان دهنده عملکرد فرهنگی آن جامعه است. لذا شرط پذیرش هر فرهنگی بررسی اثرات آن است.

به گزارش افکار نیوز ، هرچند نمی توان فرهنگ غربی را به طور کل رد کرد اما مطمئنا در خصوص اخلاق جنسی ، به گواه آمار و ارقام رسمی این کشورها در سراشیبی سقوط قرار دارند. آمریکایی زده گانی که فرهنگ آمریکایی را آرزوی خود می دانند ، بد نیست به آمار و ارقام زیر توجه نمایند:
 

* گزارش‌های ثبت شده پلیس آمریکا در سال ۲۰۰۶ نشان دهنده دویست‌و سی‌و دوهزار و نهصدوشصت مورد تجاوز به زنان بوده است.
 

* در سال ۲۰۰۶ تقریباً هر چهار روز یک بچه در آمریکا به دلیل آزار و اذیت جنسی کشته شده است.
 

* دپارتمان سلامت و خدمات انسانی آمریکا 135 هزار مورد گزارش تجاوز به کودکان را در سال ۲۰۰۶ ثبت کرده.
 

* مردم آمریکا در سال ۲۰۰۷ شاهد تولد یک‌میلیون‌ وهفت‌صدوچهارده‌هزار و ششصدوچهل‌سه کوک نامشروع بودند.
 

* سال ۲۰۰۷ از هر ۱۰ کودک متولد شده ۴ کودک نامشروع یا بدون پدر بود و این مقدار ۲۶٪ بیشتر از سال ۲۰۰۲ بود.

* در آمریکا ۸۶٪ از بارداری های دختران نوجوان (کمتر از بیست سال) ۶۰٪ از بارداری‌های دختران جوان (۲۰ تا ۲۴ سال) و ۳۳٪ از زنان (۲۵ تا ۲۹ سال) بدون ازدواج رخ می‌دهد.
 

* از هر پنج دختر دبیرستانی (۱۴ تا ۱۷ سال) آمریکایی یک نفر به سوال «آیا تاکنون مجبور به ارتباط جنسی شده اید؟» جواب مثبت می‌دهد.
 

* در آمارهای سال ۲۰۰۹بین کشور های جهان بیشترین تعداد تجاوز را به ترتیب آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه و سوئد داشته اند.
 

* از هر پنج دختر مجرد ۱۵ تا ۲۴ ساله آمریکایی تنها یک نفر باکره است.
 

* در آمریکا ۴۱٪ مادران تنها، اصلاً ازدواج نکرده اند و ۷۰٪ خودکشی‌های زود هنگام از میان بچه های مادران تنهاست.
 

* در آمریکا از سال ۱۹۴۰ تا سال ۱۹۹۴ میزان بچه‌های متولد شده در دوران تجرد (حرام‌زاده) نسبت به کل نوزادان از ۱۱٪ به ۳۰٪ رسیده است
 

* از میان هر سه زایمان زنان آمریکایی ۲۰ تا ۳۰ سال یک نوزاد نامشروع متولد می‌شود.
 

* در سال ۱۹۹۵ از میان زنان کمتر از ۳۰ سال آمریکایی که ازدواج نکرده بودند ۴۰٪ حداقل یک بارداری نامشروع داشت.



خشونت های زنان علیه مردان؛ چرا و چگونه؟!

 

نوع مطلب :ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،آرشیو آمار ،پایان نامه و تحقیق ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

در بخش حوادث، ماجرای زنی را روایت می کند که در قتل همسرش مشاركت داشته و علت این امر را عدم علاقه و ازدواج اجباری بنا به خواسته دایی خود عنوان می کند.
ریحانه ذوالفقاری
 
"بررسی و شناخت خشونت های زنان علیه مردان"، عنوان پژوهشی است که از بررسی خشونت های گزارش شده طی شش ماهه آخر سال 1382 در روزنامه های كشور مانند جام جم، ایران و همشهری به دست آمده است.
 
در این پژوهش که در دانشگاه پیام نور تهران انجام شده است، تلاش گردیده تا به سه سوال زیر پاسخ داده شود:
 
1.    خشونت های زنان علیه مردان بررسی شده درروزنامه های كشور از مهر ماه لغایت اسفند 1382 كدامند؟
2.    چه عواملی موجب افزایش خشونت زنان علیه مردان درسال های اخیر شده است؟
3.    پدیده خشونت زنان علیه مردان چه پیامدهای اجتماعی برای جامعه خواهد داشت؟
 
در این تحقیق به طور خاص خشونت های زنان علیه مردان عنوان نشده است، بلکه یافته های حاصل از بررسی خشونت های مطرح شده، در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
از عوامل خشونت زنان علیه مردان به تحریک زنان توسط مردان، بی اعتنایی به ارزش های اخلاقی و پست انگاشتن نقش های زنانه اشاره شده است و از دلایل افزایش خشونت دختران به رسانه های خشن، نادیده انگاشتن نهاد خانواده، عدم فرهنگ سازی براساس حقوق اسلامی و انسانی، تشنجات خانوادگی و دختران جوان و وسعت اوقات فراغت بدون برنامه ریزی عنوان شده است.
 
خشونت فقط مختص مردان نیست
مقاله حاضر با بیان این گزاره که خشونت فقط مختص به خشونت مردان علیه زنان نیست بلكه عكس این قضیه نیز در جوامع امروزی یافت میشود، به مقاله ای اشاره کرده و جرایم زنان را به سه قسمت تقسیم می کند: 1- زنان همه انواع بزهكاری را مرتكب می شوند، 2- احساس فشار و هراس از داغ «بزهكاری» برای زنان كاملاً جدی است، 3- زنان دو برابر منحرف تلقی میشوند؛ یكی به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین اجتماعی و دیگر به سبب «غیرزنانه» و «غیرطبیعی» بودن كاری كه انجام داده اند. زیرا برخلاف قواعد رفتار زنانه دست به عمل خلاف زده اند. باید در مورد این فرض كه خشونت منحصراً از ویژگی های تبهكاران مرد است، محتاط باشیم.(1)
باید عنوان کرد علاوه بر مسائل روانشناختی، مشکلات ساختاری و مدیریتی نیز در بروز رفتارهای پرخاشگرانه مؤثر هستند. گذر از جامعه سنتی به سوی جامعه مدرن و تضادهایی كه فرد در این شرایط با آنها درگیر میشود، میتواند به عنوان دلیل كلی روند رفتارهای پرخاشگرانه و بسیاری از آسیب های اجتماعی مطرح باشد که یکی از این تضادها که در پژوهش حاضر بررسی شده، به افزایش سن ازدواج دختران و الگوگیری از جوامع اروپایی می پردازد. در ادامه آمده است: در جوامع دیگر، اگر ازدواج كمتر شده، گره هایی روانشناختی افراد از راه های دیگری باز میشود، ولی ما از یك طرف می خواهیم در یك جامعه سنتی زندگی كنیم و از سوی دیگر زن را به مرحله پیشرفته ای از كار و زندگی اجتماعی سوق دهیم.
 
نمونه هایی از خشونت زنان علیه مردان
تعریف خشونت ((Violence، در این پژوهش این گونه است: خشونت به مثابه عملی است كه به صورت عمد یا غیرعمد، نامتجانس با رفتار دیگران باشد.
خشونت در همه جوامع شرقی و غربی وجود دارد و عواقب جدی بر قربانی خود می گذارد؛ از جمله استرس های روانی شدید، بی خوابی ، اضطراب، و حتی مراجعه به بیمارستان ها برای درمان.
در روزنامه ایران(2) مطلبی تحت عنوان "پشیمان نیستم" منتشر شده در بخش حوادث، ماجرای زنی را روایت می کند که در قتل همسرش مشاركت داشته و علت این امر را عدم علاقه و ازدواج اجباری بنا به خواسته دایی خود عنوان می کند. همچنین در روزنامه جام جم(3) زنی كه همسرش را به علت مصرف مواد مخدر به قتل رسانده است، گزارش شده است.
 
دختران خشن
دختران خشن مبحثی است که در این پژوهش به آن اشاره شده است: ویلی هال یكی از گزارشگران خبرگزاری آسوشیتدپرس در مقاله ای با عنوان «افزایش خشونت نزد زنان و دختران آمریكایی» می نویسد، بنا به اظهارات مقامات مسئول امریكا، روز به روز بر تعداد دختران و زنانی كه دست به جنایات هولناك می زنند، و نه تنها از كارهای خود پشیمان نیستند بلكه ظاهراً سرشار از لذت میشوند، افزوده می شود كه این بسیار خطرناك است. اغلب این زنان مادران كودكان هستند. به راستی چه بلایی بر سر این كودكان خواهد آمد؟
ویلی هال در ادامه مقاله خود ماجرای دختر كه 12 ساله ای را مطرح می سازد كه در یك مهمانی توسط یكی از دخترهای همكلاسی خود به ضرب گلوله از پای در آمد.
بسیاری از كارشناسان دلیل افزایش خشونت نزد زنان و دختران جامعه آمریكایی را واقعیت خشن جامعه می دانند.
 
رسانه های خشن
رسانه های خشن می تواند یکی از دلایل بروز خشونت در جامعه باشد. در این مقاله رویکرد جدید رسانه را به خشونت زنان با ذکر مثالی توضیح داده و درباره چگونگی نمود خشونت در رسانه ها از نمود مثبت خشونت زنان به عنوان الگوی زنان دیگر جامعه انتقاد می کند.
هنگامی كه خشونت زنان در قالب ارزش های شجاعت زنانه به مخاطلبان ارائه میشود، این رفتار برای مخاطب نوعی هنجار به حساب می آید.
در سریالی تحت عنوان خواب و بیداری که در سال 82 از یكی از شبكه های تلویزیون پخش شد، قهرمان داستان زنی به نام ناتاشا بود که حتی از ابراز خشونت با والدین خود دریغ نمی کرد که با تکیه کلام های خشن و حرکات رزمی و فعالیت های نابهنجار اجتماعی برای بینندگان جالب به نظ می آمد.
برخی از پژوهشگران بر این باروند كه یكی از عوامل اصلی افزایش بروز خشونت، گسترش نمایش خشونت در تلویزیون و فراوانی نوارهای ویدیویی و سی دی های حاوی صحنه های كشتار زد و خوردها و ماجراهای خونین و مرگبار است كه میتواند به منزله الگویی برای بینندگان باشد. حتی برخی از كارشناسان انحرافات اجتماعی دیگر از جمله اعتیاد، سرقت و راهزنی را به تماشای برنامه های خشونت آمیز تلویزیون و سینمایی مربوط می دانند.
 
دلایل خشونت زنان علیه مردان
از دلایل خیزش زنان علیه مردان نادیده گرفتن حقوق طبیعی آنان و یا سكون جامعه از لحاظ اجتماعی در همان مرحله سنتی با توجه به پیشرفت های صنعتی است.
از دیگر عوامل خشونت زنان تحریک زنان توسط مردان است. " تحریك زنان توسط رفتار مردان در طی زندگی زناشویی است. میرشریفی در طی تحقیقی كه در شماره 2284-17- تیر روزنامه اطلاعات انجام داده، بیان نمود كه مردان بیشترین تقصیر را در بروز اختلافات زناشویی و كمترین علاقه را برای حل آن دارند؛ بدین ترتیب مردان با رفتارهای آزاردهنده خود باعث بروز زمینه های خشونت در زنان شده و بدون اینكه بخواهند مشكل را حل نمایند به رفتارهای ضد ارزش خود ادامه می دهند." درحقیقت به نوعی خشونت زنان علیه مردان، پاسخی به رفتار های خشونت آمیر مردان است.
دخترانی كه مجبور به ازدواج با فردی غیردلخواه شده اند و همچنین اعتیاد همسر نیز از عوامل خشونت زنان علیه مردان دانسته شده است.
 
طلاق؛ ‌اعمال خشونت زنان علیه مردان
در پژوهش مذکور طلاق را یکی از راه های اعمال خشونت زنان عنوان کرده است. "یكی از راه هایی كه در مورد این مسئله باید متذكر شد، مسئله طلاق است که به نظر می رسد یكی از ابزارهای خشونت زنان علیه مردان به شمار می رود."
همچنین در بررسی خشونت های ثبت شده زنان علیه مردان، مشخص شده است كه تعدادی از زنان با توجه به قانون مهریه و به اجراء گذاشتن مهریه پس از عقد، اقدام به آزار مردان نموده اند.
از پیامدهای خشونت زنان علیه مردان، استمرار بخشیدن به یك زندگی نابهنجار، آموزش خشونت به فرزندان و ایجاد جامعه ای خشن است.
همچنین با توجه به آنکه خشونت زنان نسبت به مردان بیشتر در حالتی تدافعی است، به نظر می رسد عدم آشنایی زنان با حقوق قانونی خود باعث می شود آنها در رویارویی با مشکلات به خشونت روی آورند.
 
پی نوشت
1. عزیزی حمیدرضا، جرائم زنانه، روزنامه جام جم، شماره 1380، مرداد 82
2. ایران، سال دهم، شماره 2681، 8 دی 82
3. جام جم، شماره 1036، 4 آذر 82

خشونت علیه مردان؛ خشونتی ناپیدا
نفیسه طهوری
 
 
پژوهش بر روی خشونت های خانگی حتی در اشکال رایج تر آن نظیر خشونت علیه زنان و کودکان، از موضوعات نسبتاً نو در حوزه جامعه شناسی به شمار می آید و پیشینه آن تنها به دو سه دهه گذشته باز می گردد. در این بین مطالعه پیرامون خشونت خانگی علیه مردان، سابقه ای به مراتب کوتاهتر داشته و تا به امروز کمتر به این موضوع پرداخته شده است.
پذیرش این واقعیت که مردان در چارچوب روابط زناشویی بسته به شرایط و موقعیتی که در آن قرار می گیرند، می توانند هم عامل خشونت باشند و هم قربانی خشونت، باعث می شود که زن آزاری و شوهرآزاری نه به صورت جداگانه، بلکه به صورت پدیده های مرتبط با هم دیده شوند که به لحاظ تجربی با هم منافاتی ندارند.
 
هر چند طرح این مسئله در شرایطی که هنوز حقوق زنان به طور عامل اعاده نشده صرفاً باعث ایجاد سردرگمی و ابهام در میان فعالان سیاسی و اجتماعی خواهد شد، اما شناخت و آگاهی مردان از مسئله خشونت و مصادیق آن می تواند به حساس شدن آنان به خشونت نسبت به زنان نیز منجر شود. همچنین روایت مردان از رفتارهای خشونت آمیز همسرانشان را می توان بستر مناسبی برای ارزیابی زنان از رفتارهای مثبت و منفی بر روی همسرانشان تلقی نمود.
برای دستیابی به شناخت جامع از مسئله خشونت های خانگی باید فارغ از هرگونه جهت گیری عاطفی، سیاسی و با رعایت بی طرفی علمی آن را بر مبنای تجربه های زنان و مردان درک نماییم.
خشونت در گذشته فقط به جرم و جنایت در فضای عمومی اطلاق می شده است و اگرچه تعریف خشونت تمام رفتارهایی را که به صدمات جسمی و روانی بر روی افراد منتهی می شود شامل است، اما معمولاً فقط خشونت های فیزیکی در کانون توجه حقوق دانان و قانون گذاران قرار داشته است.
امروزه مصادیق خشونت فراتر از آزار و اذیت فیزیکی است و می تواند در اشکال غیرفیزیکی و پنهان تری هم اعمال گردد و رفتارهایی نظیر تهدید، تحقیر، تمسخر و فحاشی را نیز در برمی گیرد.
آمارها نشان می دهد 10% قربانیان خشونت های خانگی را مردان تشکیل می دهند. زنان بیشتر از روش های روانی و مردان بیشتر از روش های فیزیکی برای اعمال خشونت استفاده می کنند و پاسخ مردان نسبت به خشونت به دلیل برخورداری از منابع قدرت (فیزیکی، مالی، اجتماعی و قانونی) بسیار شدیدتر از زنان است و حتی ممکن است تا مرحله قتل همسر پیش بروند.
یکی از مطالعاتی که در زمینه خشونت علیه مردان صورت گرفته است، پژوهشی است با عنوان «مطالعه جامعه شناختی تجربه  زیسته ی مردان از خشونت خانگی علیه آنان» که توسط احسان خیرخواه زاده انجام گرفته است.
 
این پژوهش با به کارگیری روش کیفی بر محدودیت های روش های کمی غالب آمده و چگونگی درک و تصور مردان از رفتارهای خشونت آمیز همسرانشان را براساس روایت خود آنها و نه بر مبنای مفاهیم و مقولات تحمیلی، مورد مطالعه قرار داده است.
هدف پژوهشگر شناخت مصادیق خشونت خانگی علیه مردان و پیامدهای آن و همچنین دلایل انکار مردان از خشونت هایی است که علیه آن ها صورت می گیرد و در ادامه به استراتژی های مقابله ای مردان در هنگام مواجهه با خشونت علیه آنان می پردازد.
پژوهشگر با استفاده از روش نمونه گیری نظری- هدف مند با 50 مرد متأهل مصاحبه عمیق انجام داده و سپس مصاحبه ها را مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.
بنابر اظهارات مصاحبه شوندگان، رفتارهای خشونت آمیز در 7 گروه طبقه بندی شده اند: خشونت های روانی- کلامی، اجتماعی، مالی، جنسی، فیزیکی، حقوقی و کوتاهی نمودن در امور خانه داری. که مصاحبه شوندگان شایع ترین و موثرترین نوع خشونت علیه آنان را خشونت روانی- کلامی دانسته اند.
دلایل انکار خشونت توسط مردان از نظر خود آنها، فرهنگ مردسالار و غرورمدارانه، علاقه به زن و زندگی و فرزندان است.
 
مصاحبه شوندگان معتقد بودند مردانی که وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند و یا از نظر مالی به همسر خود وابسته اندو یا با مشکلات اخلاقی یا سوءمصرف مواد مخدر یا الکل مواجه اند، بیشتر در معرض خشونت های خانگی قرار دارند. یعنی مردان، قربانیِ خشونت شدن را ناشی از جایگاه فرودست و تضعیف پایگاه قدرت خود در خانواده می بینند. همچنین مردان در برخورد با رفتارهای آزاردهنده و خشونت آمیز از سوی همسر خود، استراتژی های متنوعی به کار می بندند. آنان در ابتدا سعی می کنند مسئله را با مدارا و گفتگو حل نمایند. قطع موقت ارتباط، خروج از خانه، واکنش های تلافی جویانه، رفتارهای سرکوب گرایانه و در نهایت طلاق از دیگر اقدامات مردان در چنین شرایطی است. این استراتژی ها بسته به طول عمر زندگی مشترک، سن، تحصیلات، شغل، درآمد و زمینه های فرهنگی متفاوت است. به طور مثال، در میان مردان تحصیل کرده که معمولاً دارای رویکرد مدرن نسبت به خانواده و نقش و جایگاه زن و شوهر هستند، نشان دادن واکنش های پرخاشگرایانه از قبیل فحاشی کردن، داد و فریاد و کتک زدن کمتر صورت می گیرد.
به نظر پژوهشگر دلیل این که مردان با وجود داشتن حق طلاق به ادامه زندگی توأم با خشونت مبادرت می ورزند، این است که طلاق هزینه های مالی، روحی، عاطفی و اجتماعی فراوانی به مرد تحمیل می کند.
انجمن حمایت از حقوق مردان:
بدیهی است آمار ارائه شده متعلق به گذشته است و قطعا امروز افزایشی چشم گیر داشته و همانطور که در آمار ها میبینیم افزایش شدید آمار طلاق در سال گذشته نشانه زنانه شدن جامعه و نابودی خانواده است.