تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالب نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

تکنیک غلط کوچک کردن خود برای بزرگ کردن دیگری

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

متاسفانه یکی از فرهنگ های غلط و رایج جا افتاده در بین ایرانی ها روش کوچک کردن خود برای بزرگ کردن دیگری است. در حالی که در بیان بزرگان و علمای دین هم تاکید بسیار شده است که راه بزرگ کردن امامان و کسانی که دوستشان داریم این است که آنها را همانطوری که هستند تعبیر و تفسیر کنیم نه با کوچک کردن خود و تحقیر خود!
با تحقیر خود ما نه تنها ایشان را بالا نبرده ایم و آنها را در جایگاه حقیقی خود قرار نداده ایم بلکه به جای اینکه او را بالا ببریم خود را پایین آورده ایم و حتی در حق آن شخص بزرگوار هم خیانت بزرگی کرده ایم و او را نیز با خود پایین کشیده ایم!
بعنوان مثال می بینیم برخی افراد در مراسم های مذهبی می گویند "  انا کلب الحسین" یعنی شخص از قول خودش می گوید که " من سگ حسین هستم".
این تحقیری بزرگ است. آرزوی امامان و بزرگواران درگاه الهی افزایش درجات انسان ها بوده است. اگر ما خودمان برای خودمان ارزش قائل باشیم و سعی کنیم در زندگی در رفتار با اطرافیان،فامیل،خانواده و همسرمان فردی خوش برخورد،متدین،به موقع سربه زیر و به موقع سرکش،شجاع و خدا ترس باشیم و سیره ائمه را در زندگی پیاده کنیم یعنی به خود ارزش داده ایم.
هم به خداوند مقرب شده ایم. هم دل ائمه را شاد کرده ایم و هم سایر مردم دنیا با دیدن ابهت ما به ابهت ائمه که الگوی ما هستند پی می برند.
تحقیر هیچ کس هیچ گاه خواسته ائمه نبوده است.
یک چیز باید اینجا گوشزد شود. هر کس شما را به سجده و یا تعظیم بر غیر خداوند امر کند خودش بزرگترین دشمن خداست. 
یزد لعنت الله علیه همیشه مردم را به خود فرا می خواند. اما علی (ع) همیشه می گفت به سمت من بیایید تا شما را به خداوند هدایت کنم. ائمه و اهل بیت و پیامبران الهی همه این گونه بودند!
ببینید عزیزان شما را به خدا تفاوت احترام گذاشتن و محترم شمردن را با رکوع و سجود بدانید!
متاسفانه در زمینه زنان هم سالهایی چنین اشتباهاتی صورت گرفت. آنقدر گفتند زن کرامت دارد زن کرامت دارد که دیگر هر سایت زنانی میرفتی می آمدند و خدا و پیغمبر را از اول تا آخر فمینیست می کردند!
کار به جایی می رسید که می گفتند پیامبر نعوذ بالله بر فاطمه سجده می کرد. حرف ها و حدیث هایی درست شد که نگو و نپرس!
زن ستایی های عجیب و غریبی که کوچکترین مخالفتی با قول و بیان یک زن یا برداشت آن زن از دین و قرآن صورت می گرفت انگ بی دینی بر پیشانی فرد می چسباند!
مخالفت با گفته زنانی که مقاله نویس سایت های خبری بودند توهین به زنان و در نتیجه توهین به خدا قلمداد میشد!
کاربرانی که چند باری در سایت های زنان نظرات مخالف ولو با دلیل و برهان محکم دینی، نظرات مخالف با تفاسیر به رای آن زنان می دادند سریعا یا متحجر خوانده می شدند یا پشت کوهی یا وهابی و طالبانی  و گاهی مورد لطف قرار گرفته و کافر می شدند!
تا صحبت هم می کردی می گفتند پیامبر به زهرا س احترام می گذاشت شما چطور به زنان توهین می کنید؟!!!!
معلوم نیست این زنانی که نه در ظاهر،نه در کردار، نه در جمیع جهات هیچ گونه شباهتی به آن بزرگوار نداشتند چگونه به صرف زن بودن باید چنین کرامتی پیدا می کردند که کوچکترین مخالفتی با آنها فرد مخالف را شایسته اعدام شدن می کرد؟!!!
مثل اینکه ما بیاییم به هنده جگر خوار و زنان بدنام تاریخ هم به صرف زن بودنشان قداست بدهیم و آنها را تکریم کنیم!
پر واضح است که هر درجه و احترامی که انسان بدست می آورد باید یا اعمال و کردار خود او شکل بگیرد. چیزهایی است که اکتسابی است نه انتصابی!
البته اشتباه است که از فعل در زمان گذشته استفاده می کنم چرا که این جو متاسفانه هنوز هم ادامه دارد!

اما ریشه یابی این اشتباه در چیست؟

برای یافتن پاسخ بر گردید به همان ابتدای این مطلب و توضیحاتی که داده شد. در واقع بطور خلاصه می توان گفت عده ای از متدینین که دیدند جامعه مورد تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته و ماهواره ها مدام از حقوق غربی زن صحبت می کنند، برای اینکه در این زمینه از غربی ها کم نیاورند تلاش کردن تا اسلام را با آب و تاب بیشتری مطابق منافع و مطامع زنان معرفی کنند. دست گذاشتند روی بالا بردن زن از دید اسلام. با این کار نه تنها اسلام نزد مخاطبان عزیز نشد! و نه تنها بخاطر زیاده روی و سوء تعبیر زیر سوال رفت بلکه به یک باره در زمانی کوتاه کل فضای اینترنت،سایت های خبری،مطبوعات،تلوزیون،رادیو و فضای جامعه پر شد از زن ستایی ها و کار تا جایی پیش رفت که مرد به موجودی حقیر تبدیل شد! به یکباره اتفاق عجیبی افتاد. اسلامی که تا همین 30 سال پیش هنوز نو و تازه بود در عرض چند سال به یکباره قدیمی و 1400 ساله شد!
و ان اکرمکم عند الله اتقیکم گم شد!

بعد شبهاتی در زمینه حقوق زن و مرد بوجود آمد. سوال این شد که اگر زن اینقدر با کرامت است چرا باید اجازه اش دست شوهرش باشد؟ این مرد که اینقدر خاک بر سر و حمال است و وظیفه اش پول دادن و حمالی برای من است چرا باید اجازه ام دست او باشد؟
اینجا بود که فمینیست ها دست به کار شدند و شبهه روی شبهه گذاشتند. با سپردن امور خانواده در دولت و مجلس به عقل زنان، آرام آرام تمامی حقوق و کرامت های مردان لگد مال شد و دیگر پدر حق نداشت برای خروج دخترش از کشور حقی داشته باشد! و خیلی چیزهای دیگر نظیر این!
ریاست مردان در خانواده که در آیات متعدد قرآن اشاره شده، تبدیل شد به یک قانون عقب مانده پشت کوهی و 1400 ساله و قدیمی اما مهریه هر چند مال همان 1400 سال پیش بود ولی از آنجایی که زن کرامت داشت دو چندان ارزش پیدا کرد!

افتضاح پشت افتضاح و همین طور ادامه پیدا کرد. آرام آرام مسئولیت های زنان همه از نماد های تحجر شد و بدون تضامین قانونی رها شد تا به دست فراموشی سپرده شود!
باور کنید تا چند سال دیگر با این وضعیت کسی یادش هم نخواهد بود که دختر مجرد برای خروج از کشور نیاز به اجازه پدر داشته باشد و زن از شوهرش برای این مورد اجازه لازم داشته باشد! همین طور که برای اشتغال زنان این اتفاق افتاد!

یکی دیگر از بحث هایی که امروز در جامعه جریان دارد بحث عفاف و حجاب است. عزیزان نابغه دینی برای مطرح کردن قداست چادر باز هم ابتکار جدیدی به خرج ندادند. بلکه از شیوه قدیمی و سوخته تحقیر خود استفاده کردند! که تصویر آن را در زیر می بینید!
البته اینها اشتباهاتی است که صورت می گیرد و خدای نکرده ما قصد نداریم که آنها را به این متهم کنیم که عمدا این اشتباهات را مرتکب می شوند!

به نظر شما چرا باید برای بالا بردن ارزش زن و حجاب از تحقیر مردان استفاده کرد؟
آیا اینها مادر این پسران هستند؟ یا به صرف زن بودن باید در مقابلشان زانو زده شود
و این مردان اینگونه تحقیر شوند؟
آیا راه بهتری برای حفظ کرامت انسانی زن و ارزش گذاری برای حجاب به جز تحقیر مردان
وجود ندارد؟ و آیا با این شیوه نباید شاهد حقارت بیشتر مردان و حتی زیر سوال رفتن خود حجاب و زن با توجه به توضیحات فوق شویم؟

-------
زن زدگی و تحقیر مردان




آمار عدم تمکین زنان!

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،آرشیو آمار ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

الزام به تمکین زمانی به وجود می‌آید که زن حاضر به تمکین عام و خاص نسبت به انجام وظایف زناشویی خود و زندگی مشترک نمی‌شود که طی سال‌های اخیر به طور متوسط 28 درصد افزایش یافته است.

به نقل از خبرآنلاین، فرهنگ حاکم مبنی بر الزام زنان به تمکین از شوهران خود در ایران و سایر کشور های اسلامی هر ساله منجر به صدور حکم‌های قضایی زیادی می‌شود. در ایران و در دهه 80 بیش از 370 هزار حکم الزام به تمکین زوجه از زوج صادر شده است که بیشترین آن تا سال 90، مربوط به سال 1389 با 52 هزار و 846 مورد بوده است.
بر اساس قانون مدنی ایران الزام به تمکین زمانی به وجود می‌آید که زن حاضر به تمکین عام و خاص نسبت به وظایف زناشویی خود و زندگی مشترک نمی‌شود و یا به نوع دیگر، خانم محل زندگی مشترک را بدون اجازه همسر خود بر اثر اختلافات به وجود آمده بین یکدیگر ترک می‌نماید.
در این صورت زوج برای اینکه بتواند از سایر حقوق خود استفاده نماید و یا از حقوق به دست آمده برای زن جلوگیری کند دادخواست الزام به تمکین را مطرح می‌کند.
 
پس از حکم الزام به تمکین مرد اجازه ازدواج مجدد را دارد
الزام به تمکین در اصل قانونی است که اختیارات در آن به نفع مردان می‌چربد و زمانی که مرد در دادگاه بتواند الزام به تمکین همسرش را ثابت کند، می‌تواند اجازه ازدواج مجدد را از دادگاه به طور رسمی بگیرد. به طوری که طبق ماده 1108 قانون مدنی "هرگاه زن بدون مانع شرعی از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.” به زوجه تا زمانی که حاضر به تمکین نشود نفقه‌ای تعلق نخواهد گرفت و اگر می‌بایست پرداخت نفقه بر علیه همسر خود اقدام قانونی کند، دادگاه محترم ادعای او را باتوجه به عدم تمکین رد می‌نماید.
از طرف دیگر در قانون مدنی آمده است: مرد با در دست داشتن حکم قانونی مبنی بر الزام زوجه خود به تمکین، می‌تواند تقاضای ازدواج مجدد را از مراجع ذی‌صلاح قضائی بخواهد که در این موقع دادگاه با تشکیل جلسه و دعوت از طرفین برای حفظ حقوق زوج اجازه ثبت و انجام ازدواج دیگر را به زوج می‌دهد و این به خاطر حفظ حقوق و مصالح اجتماعی منطقی و قانونی به نظر می‌رسد.

نوسان آماری الزام به تمکین در دهه 80
پرونده‌های مختوم در رابطه با الزام به تمکین در دهه 80 با نوسان‌های آماری متفاوتی همراه بوده است. به طوری‌که میزان پرونده‌های مختومه در سال 1387 به میزان 34 درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن کاهش داشته و یا در سال 1389 میزان پرونده‌های مختومه نسبت به مدت مشابه سال 1388 افزایش 72 درصدی داشته است.
با توجه به آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران طی سال‌های 1380 لغایت 1389 می‌توان گفت، تعداد الزام به تمکین کشور در سال 1380 از 42915 مورد به 52846 مورد در سال 1389 افزایش یافته است و درصد تغییرات الزام به تمکین سال 1389 نسبت به سال 1380 حدود 23 درصد رشد مثبت داشته است.
همچنین بیشترین درصد تغییرات الزام به تمکین مربوط به سال 1389 با 72 درصد افزایش و کمترین رشد مربوط به سال 1387 و 34 درصد کاهش بوده است. 
این دعوای حقوقی در حال حاضر به علت اینکه ختم به صلح شود و بتواند جلوی حجم پرونده‌های دادگاه‌ها را بگیرد از طرف قانون‌گذار در شوراهای حل اختلاف خانواده باید مطرح گردد در صورتی که رئیس شورای حل اختلاف مربوطه نتواند اصلاح ذات العین نماید و موضوع را حل کند با تنظیم صورت جلسه پرونده را خود به یکی از شعبه‌های دادگاه عمومی ارجاع می‌دهد.
 
جدول پرونده‌های مختوم شده در دادگاه‌های عمومی کشوردر زمینه الزام به تمکین از سال 1380 الی 1389 (منبع جدول: سالنامه مرکز آمار ایران)

سال     تعداد الزام به تمکین    درصد تغییرات نسبت به سال قبل
1380        42915                               0
1381        46832                            9.1
1382        43525                           -7.1
1383        41602                           -4.4
1384        29759                          -28.5
1385        32677                           9.8
1386        30449                         -6.8
1387        19917                        -34.6
1388        30676                         54.0
1389        52846                        72.3
 
توضیح: آمار سال 90 و 91 هنوز منتشرنشده است.


زن پرستی و جنون شهوت در آخرالزمان !

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

نابه‌سامانی عاطفی در روابط خانوادگی

از مهم‌ترین ناهنجاری های خانوادگی در آخرالزّمان ایجاد گسست شدید عاطفی بین اعضای خانواده و از هم گسیختگی خانواده‌هاست. از منظر احادیث اسلامی، در آخرالزّمان بنیاد خانوده‌ها به شدّت سست و آسیب پذیر خواهد شد و فسادها، فتنه‌ها و آفت‌های فراگیر این دوران، در متن تمام خانه‌های شرق و غرب عالم نفوذ خواهد یافت و نه تنها فرزندان که پدران و مادران را نیز فراخواهد گرفت:
«در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است.1 حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.3 در آن هنگام، طلاق و جدایی در خانواده‌ها بسیار خواهد شد.4 در آن زمان، فتنه ها چونان پاره‌های شب تاریک، شما را فرا می‌گیرد و هیچ خانه‌ای از مسلمانان در شرق و غرب عالم نمی‌ماند؛ مگر اینکه فتنه‌ها در آن داخل می‌شوند.»5
هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.

شهوت‌گرایی و لذّت‌جویی

عفّت و نجابت زنان و مردان آخرالزّمانی در تاخت و تاز اسب وحشی شهوت تاراج می‌گردد و روح ایشان به لجنزاری بدبو از بی‌عفّتی و هواپرستی تبدیل می‌گردد:
«همّ و غم مردم (در آخرالزّمان) به سیر کردن شکم و رسیدگی به شهوتشان خلاصه می‌شود، دیگر اهمیت نمی‌دهند که آنچه می‌خورند حلال است یا حرام؟ و اینکه آیا راه اطفای غرایزشان مشروع است یا نامشروع؟!6
زنان در آن زمان، بی ‌حجاب و برهنه و خودنما خواهند شد.7 آنان در فتنه‌ها داخل، به شهوت‌ها علاقه‌مند و با سرعت به سوی لذّت‌ها روی می‌آورند.8 خواهی دید که زنان با زنان ازدواج می‌کنند.9 درآمد زنان از راه خودفروشی و بزهکاری تأمین می‌گردد.10 آنان حرام‌های الهی را حلال می‌شمارند و بدین سان در جهنّم وارد و در آن جاودان می‌گردند.11

بی‌غیرتی خانوادگی

مردان و زنان آخرالزّمانی، دچار نوعی «قحط غیرت» می‌شوند تا جایی که در دفاع از کیان عفّت و نجابت خانواده‌های خود دچار نوعی بی‌حسّی و بی‌میلی می‌گردند و گاه به عمد، ناموس خویش را در معرض دید نامحرمان قرار می‌دهند و حتّی به بی‌عفّتی‌ها و خودفروشی ایشان رضایت می‌دهند:
«مرد از همسرش انحرافات جنسی را می‌بیند و اعتراضی نمی‌کند. از آنچه از طریق خودفروشی به دست می‌آورد، می‌گیرد و می‌خورد. اگر انحراف سراسر وجودش را فرا گیرد، اعتراض نمی‌کند، به آنچه انجام می‌شود و در حقّش گفته می‌شود، گوش نمی‌دهد. پس چنین فردی دیوث است (که بیگانگان را بر همسر خود وارد می‌کند).»12

زن‌پرستی

یکی از آفات و ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، زن‌سالاری تا سر حدّ زن‌پرستی و قبله قرار دادن زنان است:
«(در آخرالزّمان) تمام همّت مرد، شکم او و قبله‌اش، همسر او و دینش، درهم و دینار او خواهد بود.13 مرد از همسرش اطاعت می‌کند، ولی پدر و مادرش را نافرمانی می‌کند.14 در آخرالزّمان زن را ببینی که با خشونت با همسرش رفتار می‌کند، آنچه را که او نمی‌خواهد، انجام می‌دهد، اموال شوهرش را به ضرر وی خرج می‌کند.»15
در آخرالزّمان، خواهی دید که پدران و مادران از فرزندان خود به شدّت ناراضی اند و عاقّ والدین شدن رواج یافته است. حرمت پدران و مادران سبک شمرده می‌شود.2 فرزند به پدرش تهمت می‌زند، پدر و مادرش را نفرین می‌کند و از مرگ آنها مسرور می‌شود.

شیخ ذبیح الله محلاتی در کتاب «کشف الغرور یا مفاسد سفور» ذیل بحث از «اخبار در شرارت و فجور زنان آخر الزمان» اقدام به درج چهارده روایت در این باره کرده است. نخستین آنها همین روایت «کاشفات عاریات کاسیات متبرجات»‌ است. اما یکی از آن روایات، حدیث دهم است که حضرت رسول (ص) فرمودند:
اذا رأیت الفسق قد ظهر و اکتفی الرجال بالرجال و النساء بالنساء و علت الفروج علی السروج [سوار اسب شدن زنان] و رأیت النساء یتخذن المجالس کما یتخذها الرجال و یتکلمون فی حقوق النساء. زنان هم مانند مردان مجالسی تشکیل داده در باره حقوق زن بحث می‌کنند. [کشف الغرور، ص 294]. 23

مانع تراشی در تربیت دینی فرزندان

از دیگر ناهنجاری‌های خانوادگی در آخرالزّمان، کم توجّهی والدین به تربیت دینی فرزندان و مانع‌تراشی برای علم آموزی دینی و گرایش‌های الهی آنان است:
«وای بر فرزندان آخرالزّمان از روش پدرانشان! نه از پدران مشرکشان، بلکه از پدران مسلمانشان که چیزی از فرایض دینی را به آنها یاد نمی‌دهند و اگر فرزندشان نیز از پی فراگیری معارف دینی بروند، منعشان می‌کنند و تنها از این خشنودند که آنها درآمد آسانی از مال دنیا داشته باشند، هر چند ناچیز باشد. من از این پدران بیزارم و آنان نیز از من بیزارند.»16

آشناگریزی و همسایه آزاری

از آسیب‌های خانوادگی دوره آخرالزّمان، قطع رحم، آشناگریزی و همسایه‌آزاری به شیوه‌های گوناگون است:
«هنگامی که پیوند خویشاوندی قطع شود و برای اطعام و مهمانی دادن بر یکدیگر منّت گذارند... .17 همسایه به همسایه‌اش آزار و اذیت می‌کند و کسی جلوگیری نمی‌کند.18 و همسایه را می‌بینی که همسایه‌اش را از ترس زبانش اکرام و احترام می‌کند.»19

حرام‌خوری و آلودگی‌های اقتصادی

در آخرالزّمان بحران اقتصادی حرام به حدّ اعلای خود می‌رسد، خانواده‌ها تقوای اقتصادی را از دست داده و در منجلاب آلودگی‌های اقتصادی همچون ربا، کم فروشی، رشوه‌خواری و گران‌فروشی غوطه‌ور می‌گردند:
«هنگامی که ببینی اگر مردی یک روز گناه بزرگی همچون فحشا، کم فروشی، کلاه‌برداری و شرب خمر انجام نداده باشد، بسیار غمگین و اندوهگین می‌شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است20 و می‌بینی که زندگی مردم از کم‌فروشی و تقلّب تأمین می‌شود.21 در آن زمان ربا شایع می‌شود، کارها با رشوه انجام می‌یابد، مقام و ارزش دین تنزّل می‌نماید و دنیا در نظر آنها ارزش پیدا می‌کند.»22

پی‌نوشت‌ها:
1. اصول کافی، ج8، ص41.
2. همان.
3. بحار الانوار، ج52، ص259، باب 25.
4. إلزام الناصب، ص182؛ منتخب الأثر، ص 433..
5. الملاحم و الفتن، ص 38.
6. اصول کافی، ج8، ص42.
7. من لایحضره الفقیه، ج3، ص390، ح4374.
8. همان.
9. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275، ح 21554.
10. همان.
11. همان.
12. إلزام الناصب، ص195.
13. بشارة الاسلام، ص 132.
14. إلزام الناصب، ص181، یزدی حائری.
15. اصول کافی، ج 8، ص 38.
16. جامع الأخبار، ص 106، فصل 62.
17. بحار الانوار، ج 52، ص 263.
18. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 275.
19. اصول کافی، ج 8، ص 40.
20. وسائل الشّیعه، ج 16، ص 279.
21. اصول کافی، ج 8، ص 40.
22. وسائل الشّیعه، ج 15، ص 348.

23. کشف الغرور، ص 294

منابع: مفید نیوز، خبر آنلاین، وبلاگ پسران و دختران مجرد



هر مرد به 4 زن نیاز دارد!

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،آرشیو تعدد زوجات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

پروفسور «باهر»، جامعه شناس و بنیان گذار رفتارشناسی در ایران است. او متخصص برگزاری سمینارها و نشست های عجیب و غریب در حوزه های مختلف و به ویژه روابط زناشویی است.به گزارش تهران۹۸ به نقل از پایگاه بسیج هنرمندان، آخرین نمونه از این دست همایش های پروفسور باهر همایش طلاق درمانی است که در حال برگزاری است. بهانه گفت وگوی ما با پروفسور باهر اما رویت یک تیتر در فهرست مقاله های او بود: «هر مرد باید ۴ زن داشته باشد!» این تیتر به لحاظ روزنامه نگاری جذابیت بالایی داشت. 
 
این موضوع بهانه ای شد برای گفت وگویی کوتاه اما جالب با پروفسور باهر در بین عنوان مقالات شما چند تیتر دیده می شود که خیلی جالب به نظر می رسند. 
 
می خواهیم رویکرد و نظر شما را راجع به این موضوعات بدانیم. برای مثال عنوان هر مرد باید ۴ زن داشته باشد این یعنی چه؟ شما واقعا معتقدید، هر مرد باید ۴ زن داشته باشد؟! 
 
نه، آن فقط عنوان مقاله است. منظور این است که هرمرد باید تکفل ۴ زن را برعهده بگیرد. در واقع از نظر من هر مرد را ۴ زن می سازد. 
 
● این ۴ زن چه افرادی هستند؟ 
 
مادر، خواهر، دختر و همسر. یک مرد را باید ۴ زن چکش کاری کنند تا بشود یک آقا. این ۴ زن باید در زندگی یک مرد وجود و حضور داشته باشند تا یک مرد نرمال و عادی باشد. 
 
● یعنی چه، یعنی اگر مردی خواهر یا دختر ندارد، آقا نیست؟ 
 
نه، قطعا کم دارد. وجود نداشتن هر کدام از این ۴ زن می تواند در زندگی روحی و عاطفی و از طرفی در زندگی اجتماعی فرد اخلال ایجاد می شود. 
 
● مصداق و نمونه این کمبود ها در کدام رفتارها دیده می شود؟ 
 
اصولا یک مرد باید از ۴ طرف و با ۴ روان شناسی مختلف حمایت شود و اگر هرکدام از این ها کم باشد، مشکلی پیش می آید. شما ببینید چرا عروس و مادر شوهر باهم مشکل دارند؟ به این دلیل که می خواهند، مرد را بالانس کنند و این مشکل طبیعی است. 
 
مثلا مردی که مادر ندارد، همسرش هرچه توانسته زور گفته و این مرد هم قبول کرده ولی اگر هرکدام از این ها حضور داشته باشند آن ها با هم مشکل دارند و مرد رفتاری متعادل پیدا می کند. 
 
هرچیزی که در هستی است، حکمت خودش را دارد. وجود هر چیزی از نظر پروردگار لازم است. از دیدگاه هنرمند، مجسمه موسی (ع) و فرعون یک اندازه اهمیت و قیمت دارند ولی عده ای، یکی را می گذارند بالای ستون و عده ای دیگر آن یکی را می شکنند. هر چه در هستی است، حکمتی دارد و ما باید حکمت آن را متوجه شویم. 
 
● با این اوصاف مردی که ازدواج نکرده و طبیعتا دختری ندارد، خواهری نداشته و مادرش را هم از دست داده چه وضعیتی پیدا می کند؟ 
 
مطمئنا این افراد خیلی مشکل پیدا می کنند. این افراد در دوران میانسالی و کهولت به شدت دچار افسردگی و انزوا می شوند و در دوران جوانی هم به شدت دیکتاتور هستند. این افراد به هیچ عنوان بالانس نیستند و تعادل ندارند. 
 
ولی همه ما در اطراف مان زنان زیادی وجود دارند. 
 
همه ما در طول زندگی مان زنان زیادی را دیده ایم ولی این که کدام تاثیر گذار بوده است و این که ما نسبت به کدام یک از آن ها تعهد داشته ایم مهم است. 
 
● با این شرایط شما در مشاوره های تان حتما به همه توصیه می کنید که ازدواج کنند؟ 
 
بله مکرر پیش آمده که به افراد توصیه می کنیم که این اتفاق بیفتد. در یکی از مراجعات، خانمی که تحصیلات حوزه را به پایان رسانده بود، برای مشاوره پیش من آمد که پس از شنیدن صحبت های او، توصیه کردم که ازدواج کند و پس از چند هفته تماس گرفت و گفت، ازدواج کرده . در بسیاری از موارد ازدواج درمان بسیاری از نابسامانی ها و مشکلات روحی و روانی است. 
 
ما نمی توانیم منکر قوای ۴گانه وجودمان شویم که قوه شهوت هم جزو همین هاست که باید در مسیر صحیح، ابراز و کنترل شود. این نیرو در تمام موجودات زنده وجود دارد، حتی در میان معصومین و پیامبران هم به عنوان انسان های برگزیده وجود داشته است و البته این تضاد میان زن و مرد هم در همه زمان ها وجود داشته. 
 
● این مسئله به قدری مهم و اساسی بوده که راجع به آن ۴ آیه در قرآن خطاب به پیامبر(ص) آمده است. در موضوعی که بین پیامبر (ص) و زنانش پیش آمده بود خدا می فرماید، تو برای راضی کردن زنانت تصمیم گرفته ای حلال خدا را بر خودت و دیگران حرام کنی؟ 
 
در هر حال باید گفت این حالت به صورت طبیعی در بین تمام موجودات زنده جاری و ساری است و نمی توان آن را نادیده گرفت یا از بین برد. در مورد یک گلدان هم می توان دید اگر نسبت به آن بی تفاوت باشی از بین می رود ولی اگر در محلی قرار بگیرد که مورد توجه و مهربانی است شاداب تر و سرحال تر می شود. این مسئله در میان حیوانات هم صدق می کند. برای مثال در مرغداری های بزرگ هم برای این که مرغ ها راحت تر و بهتر تخم بگذارند، تصویر بزرگی از یک خروس در معرض دید مرغ های تخم گذار قرار می دهند. این تاثیر روی نبات و حیوان دیده می شود پس چطور می توان آن را در مورد انسان نادیده گرفت؟ 
 
تمام موجودات زنده حتی جن، زوجیت دارند و فقط ملائک از این مسئله مستثنا هستند و ما به عنوان انسان باید آن را قانونمند کنیم. یعنی نه افراط باشد و نه تفریط، نه تارک الدنیا باشیم مثل بعضی از پیروان کلیسا که ازدواج را ممنوع اعلام می کنند و نه مثل بعضی از مواردی که می بینیم منجر به بی بند و باری های جنسی می شوند. باید حد متعادل هرکدام از این غرایز رعایت شوند و در کنترل باشند. هر آنچه در وجود ما نهاده شده است لازم بوده و مفید است، بنابراین آن هایی که می گویند نفس را باید کشت اشتباه می گویند بلکه باید آن را مهار کرد و در اختیار گرفت، اگر لازم بود تا کشته شود، خداوند آن را می کشت و اصلا اینگونه آدم را خلق نمی کرد. 
 
در نسل جوان به دلیل سست شدن سنت ها یا الگوبرداری از غرب، متاسفانه تمایل به ازدواج کم شده است و در مواردی می بینیم که بیشتر به عنوان هم خانه به زندگی ادامه می دهند، نظر شما در این مورد چیست؟ آیا این مدل زندگی می تواند تامین کننده نیازهای ۲طرف به هم باشد یا نه؟ 
 
به نظر من تازمانی که تمام موارد و لوازم این زندگی رعایت شود و در آن هرزگی رخ ندهد، همان زندگی مشترک است. در امر ازدواج لفظ عقد مهم نیست مثل هر عقد دیگر مثل عقد بیع که همان خرید و فروش است. هیچ کس زمان خرید و فروش عقد بیع را نمی خواند. برای مثال شما یک ساعت برای فروش دارید و من آن را به قیمت ۵۰۰ تومان می خرم. پول را می دهم و ساعت را می گیرم بدون آن که عقد معامله را خوانده باشیم. 
 
در امر ازدواج هم همین طور است. اگر تعهدی نباشد این عقد هم نمی تواند او را پایبند کند. این موارد مهریه و عقدنامه های پیچیده و بگیر و ببند، ازدواج را سخت و ناپایدار می کند. همین هاست که ازدواج را از یک کار «دلی» به یک کار «گِلی» تبدیل می کند. آدم ها باید از نظر قلبی یکدیگر را بخواهند و اگر از روی ترس و اجبار باشد هیچ فایده ای ندارد. مثل مواردی که در گذشته بوده که بچه ها را از بدو تولد به عقد هم در می آوردند و وقتی بزرگ می شدند، بدون این که بخواهند مجبور بودند با هم زندگی کنند. تصور من این است که کم کم راه حل های انسانی برای این مورد پیدا می کنند. متاسفانه امروز می بینیم زوج ها باهم زندگی می کنند ولی دچار طلاق ذهنی هستند. نسل اول که پدران و مادران ما هستند به همین شیوه اجباری و انتخاب بزرگ ترها تن دادند و زندگی کردند، نسل دوم دچار این مشکلات هستند و طلاق های ذهنی و جسمی دارند ولی نسل سوم یک شیوه جدید را پیدا کرده به عنوان همزیستی مسالمت آمیز. 
 
آیا زندگی مشترک بین ۲ نفر به تضمین و پشتوانه ای نیاز ندارد و هرکدام از طرفین که احساس کرد خسته شده یا نیاز به تنوع و تغییر دارد می تواند زندگی مشترک را تمام کند؟ یعنی یک مرد می تواند پس از گذشت یک سال، ۲سال یا ۵ سال و بعد از تمتع از زن می تواند او را بدون هیچ عذر و بهانه ای رها کند؟ 
 
اشکال از همین جا شروع می شود؛ آیا زن در این زندگی تمتعی نبرده است؟ مشکل اینجاست که ما برای زن نرخ تعیین می کنیم در صورتی که زن هم در این ماجرا یک طرف قضیه بوده است. شما ببینید ساختمان بتن آرمه در مقابل زلزله مقاوم تر است یا ساختمان اسکلت فلزی؟ مسلما ساختمانی با اسکلت فلزی با زلزله کمی تکان می خورد بعد می ایستد ولی بتن ترک بر می دارد و می ریزد. 
 
همین شروط و تعهدات سنگین و مهریه های نجومی باعث شده بنیان خانواده مثل بتن آرمه در مقابل مشکلات انعطاف نداشته باشد و بریزد. انعطاف در هستی قاعده است به همین دلیل در اسلام گفته می شود تساهل و تسامح، یعنی گذشت کنید و راحت بگیرید. دلیل آنکه زن و مرد برای طلاق تلاش می کنند این است که زن و مرد هیچ کدام حاضر نیستند ذره ای از موقعیت و خواسته ای که دارند پا عقب بگذارند و همین اصرار بر موقعیت و خواست شان است که زندگی شان را سست می کند یعنی حاضرند تجرد را تحمل کنند، زهر طلاق را بچشند و دربه دری بچه های شان را ببینند ولی ذره ای از موقعیت خودشان عقب ننشینند. 
 
آیا جایگزینی وجود دارد که مردی که خواهر ندارد یا مادرش را از دست داده بتواند این کمبود را جبران کند؟ 
 
بله، هستند افرادی که می توانند این جای خالی را پر کنند. من همیشه در کلاس ها و صحبت هایم گفته ام پشت سر هر مرد موفق، ۴ زن ایستاده اند لزوما تنها همسر او نیست. همیشه افرادی هستند در اطراف ما که بیشتر و بهتر از خواهر به ما کمک کرده و دست مان را گرفته اند، این افراد می توانند جای خالی خواهر نداشته را برای ما بگیرند، ولی در مورد مادر این مسئله کمی سخت تر است. خانم ها اگر در بعد شخصیت مورد توجه قرار بگیرند بسیار موثرتر خواهند بود. 
 
چرا ۴ نفر و نه بیشتر! آیا دلیل خاصی وجود دارد؟ 
 
بله، هرکدام از این نقش ها روان شناسی خاص خودشان را دارند و بخشی از نیاز های ما را برطرف می کنند. برای مثال رابطه بین مادر و فرزند از یک جنس است و رابطه خواهر و برادری از جنس دیگر و همین تفاوت ها باعث می شود انسان در جهات مختلف رشد پیدا کند. 
 
شما در مراوده با همسرتان نیازهای جنسی و غریزی تان را برطرف می کنید و برای برطرف کردن نیاز های عاطفی، عرفانی و روانی به ۳ منبع دیگر احتیاج دارید. هرچند ممکن است همسرتان بتواند در این نقش ها هم موثر باشد ولی در جایی این بازی نقش ها به نهایت می رسد و فرد از اجرای آن خسته می شود. 
 
رابطه عرفانی مقدسی که می تواند تو را در نهایت به خدا برساند رابطه بین شما و مادرتان است. تنها زنی که بدون هیچ چشمداشتی به تو عشق می دهد بدون آن که نفعی برایش داشته باشی، مادر است. می توان گفت در خاک مادر و در افلاک خداوند است که بی چشمداشت به تو عشق می دهد. خواستن بدون توقع را می توان در وجود مادر دید؛ حتی اگر بد هم هستی باز هم عزیزی صد بار اگر توبه شکستی بازآ. 
 
با مادر دعوا می کنی ولی باز هم بر می گردی به آغوش او، برای آرامش روانی بازهم به دامن مادر پناه می بری. حتی افرادی که مادرشان هم فوت کرده در مواقع گرفتاری به عنوان مددو یاری خواب مادر را می بینند. 
 
در مورد زنان هم همین طور است؟ 
 
بله؛ در مورد زن هم همین طور است. یک خانم به ۴ مرد نیاز دارد تا کامل شود. 
پس با این تعاریف شما با تک فرزندی مخالف هستید چون در این صورت یکی از این ۴ عضو ناقص می شود. 
 

باهر: بله؛ از نظر توازن و تعادل ۲دختر و ۲ پسر تعادل و توازن را برقرار می کنند ولی در جامعه و مشکلات امروز یا ۲ فرزند باید باشد یا اصلا بچه ای نباشد. ۲ بچه با فاصله ۳ یا ۴ سال!



چند همسری" موجب طول عمر می شود !

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

تحقیقات و بررسی‌های اخیر انجام شده در دانشگاه انگلیسی "شفیلد" نشان می‌دهد "چند همسری" فواید بسیاری از جمله افزایش طول عمر مردان دارد.

به گزارش شیعه آنلاین، این بررسی‌ها نشان می دهد "چند همسری" یا به اصطلاح فقهی "تعدد زوجات" طولانی تر شدن عمر را 12 % افزایش می دهد.

در همین راستا روزنامه "دیلی میل" چاپ انگلیس نوشت: مردی که دارای بیش از یک زن باشد و خانواده بزرگی داشته باشد، بیشتر مورد توجه قرار می گیرد همین امر باعث افزایش عمر وی می شود.

از سوی دیگر "لانس ورکمن" استاد دانشگاه و کارشناس مسائل روانشناسی در دانشگاه انگلیسی "بثسبا" با تأیید خبر فوق افزود: اگر مرد دو همسر داشته باشد، بیشتر به او رسیدگی می شود، به همین دلیل عمر او طولانی تر می شود.

"ورکمن" در ادامه می افزاید: همین امر در مورد مردان مجرد و متأهل صدق می کند. یعنی مردانی که متأهل هستند بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند، زیرا از سوی زنانشان رسیدگی می شوند.



آیات قرآن درباره برتری مرد

 

نوع مطلب :ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،آرشیو تعدد زوجات ،تفاوت های جسمی و روانی ،نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

زنان، کشتزار مردانند!

 سوره بقره آیه ۲۲۳

نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ فَأْتُواْ حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ.

زنانتان کشتزار شما هستند. هرجا که خواهید به کشتزار خود درآیید. و برای خویش از پیش چیزی فرستید و از خدا بترسید و بدانید که به نزد او خواهید شد. و مومنات را بشارت ده.

حق تعدد زوجه بر مردان:

سوره نساء  آیه 3  

وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ.

اگر شمارا بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد،دو دو و سه و سه و چهار، چهار به نکاح (نکاح در عربی یعنی سپوختن) در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نشوید.

سرپرستی مرد بر زن:

 سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

 الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ...

مردان، از آن جهت که خدا بعضی را بر بعضی برتری داده است. و از آن جهت که از مال خود نفقه میدهند، بر زنان تسلط دارند. پس زنان شایسته، فرمانبردارند و در غیبت شوی عفیفند و فرمان خدای را نگاه میدارند...

کتک زدن زنان :

سوره النساء (زنان) آیه ۳۴

... وَ اللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیًّا كَبِیرًا.

... و آن زنان را که از نافرمانیشان بیم دارید، اندرز دهید و از خوابگاهشان دوری کنید و بزنیدشان. اگر فرمانبرداری کردند، از آن پس دیگر راه بیداد پیش مگیرید. و خدا بلند پایه و بزرگ است.

در اختیار گرفتن کنیز

«وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَیْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَیْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیماً حَكِیماً». (نساء،۲۴)

شهادت ۲زن به جای ۱ مرد

 سوره بقره  آیه ۲۸۲

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْیَكْتُب بَّیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإن كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِیرًا أَو كَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

ای کسانی که ایمان آورده اید، چون وامی تا مدتی معین به یکدیگر دهید، آنرا بنویسید. و باید در بین شما کاتبی باشد که آن را به درستی بنویسید. و کاتب نباید که در نوشتن از آنچه خدا به او آموخته است سرپیچی کند. و مدیون باید که بر کاتب املاء کند و از الله، پروردگار خود بترسد و از آن هیچ نکاهد. اگر مدیون سفیه یا صغیر بود یا خود املاء کردن نمیتوانست، ولی او از روی عدالت املاء کند. و دو شاهد مرد به شهدات گیرید. اگر دو مرد نبود، یک مرد و دو زن که به آنها رضایت دهید شهادت بدهند، تا اگر یکی فراموش کردد دیگری به یادش بیاورد. و شاهدان چون به شهادت دعوت شوند،  نباید از شهادت خود داری کنند. و از نوشتن مدت دین خود، چه کوچک و چه بزرگ، ملول نشوید. این روش در نزد خدا عادلانه تر است، و شهادت را استوار دارنده تر و شک و تردید را زایل کننده تر. و هرگاه معامله نقدی باشد اگر برای آن سندی ننویسند مرتکب گناهی نشده اید. و چون معامله ای کنید، شاهدی گیرید. و نباید به کاتب و شاهد زیانی برسد، که اگر چنین کنید نافرمانی کرده اید. از خدای بترسید. خدا شما را تعلیم میدهد و او بر هر چیزی آگاه است.

سهم زنان از ارث نصف مردان

سوره نساء آیه۱۱

یُوصِیكُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَیْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ یَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِهَا أَوْ دَیْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِیضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِیما حَكِیمًا.

خدا در مورد فرزندانتان به شما سفارش میکند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است. و اگر دختر باشند و بیش از دو تن، دو سوم میراث از آنهاست. و اگر یک دختر بود نصف برد و اگر مرده را فرزندی باشد هر یک از پدر و مادر یک ششم میراث را برد. و اگر فرزندی نداشته باشد و میراث بران تنها پدر و مادر باشند، مادر یک سوم دارایی را برد. اما اگر برادران داشته باشد سهم مادر، پس از انجام وصیتی که کرده و پرداخت وام او یک ششم باشد. و شما نمیدانید که از پدران و پسرانتان کدامیک شما را سودمند تر است. اینها حکم خداست، که خدا دانا و حکیم است.

سوره نساء آیه ۱۷۶

یَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ یُفْتِیكُمْ فِی الْكَلاَلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَكَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَلَهُ أُخْتٌ فَلَهَا نِصْفُ مَا تَرَكَ وَهُوَ یَرِثُهَآ إِن لَّمْ یَكُن لَّهَا وَلَدٌ فَإِن كَانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثَانِ مِمَّا تَرَكَ وَإِن كَانُواْ إِخْوَةً رِّجَالاً وَنِسَاء فَلِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّهُ لَكُمْ أَن تَضِلُّواْ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

از تو فتوی می خواهند ، بگوی که خدا در باره کلاله برایتان فتوی می دهد، : هر گاه مردی که فرزندی نداشته باشد بمیرد و او را خواهری باشد ، به آن خواهر نصف میراث او می رسد اگر خواهر را نیز فرزندی نباشد ، برادر از او ارث می برد اگر آن خواهران دو تن بودند ، دو ثلث دارایی را به ارث می برند و اگر چند برادر و خواهر بودند ، هر مرد برابر دو زن می برد خدا برای شما بیان می کند تا گمراه نشوید ، و او از هر چیزی آگاه است.



5 ویژگی زنان آماده ازدواج

 

نوع مطلب :نکات آموزشی برای حمایت از حقوق مردان ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

خواندن ذهن خانم ها سخت ترین کار دنیاست و زمانی که موضوع ازدواج در میان باشد واقعا ناممکن به نظر می رسد اما نگران نباشید؛ علائمی هست که به شما نشان می دهد آیا او به ازدواج فکر می کند یا نه.

به گزارش نامه به نقل از مجله موفقیت ، خواندن ذهن خانم ها سخت ترین کار دنیاست و زمانی که موضوع ازدواج در میان باشد واقعا ناممکن به نظر می رسد اما نگران نباشید؛ علائمی هست که به شما نشان می دهد آیا او به ازدواج فکر می کند یا نه:

1- زنی که آمادگی ازدواج دارد، برای خودش محدودیت و قیدو بندهایی خواهد داشت.


او می داند که از رابطه چه می خواهد و این آشنایی را باید به کدام سمت ببرد. زنی که آمادگیج ازدواج دارد نمی گذارد شما از وقت ارزشمندش استفاده بیهوده کنید. او می داند که این رابطه یا باید به سمت ازدواج برود و یا همه چیز همین جا تمام شود. 

او برای ازدواجش برنامه ریزی کرده است، خودش را آماده کرده و درباره آن فکر می کند و حرف می زند. از به میان آمدن حرف ازدواج کهیر نمی زند، بلکه با خوشحالی درباره زندگی مشترک، بچه دار شدن، استقلال و زندگی خانوادگی صحبت می کند.

زنی که قوانین خاصی برای خودش ندارد، در نتیجه هیچ برنامه ای برای ادامه رابطه ندارد، هیچ انتظار خاصی از یک مرد نداشته و هیچ شرط و محدودیتی برای او قائل نیست؛ چرا که به ازدواج فکر نمی کند. 

او بدون هیچ هدفی وارد رابطه ای شده که برایش پیش آمده و سیاست فعلی اش این است: «هر چه پیش آید خوش آید.» اگر در هر ساعت از شبانه روز که دلتان خواست می توانید با او تماس بگیرید یا بیرون بروید، اگر برای خودش احترام قائل نیست، اگر پوشش و رفتار درستی ندارد، پس نمی تواند زن زندگی شما باشد.

زن باهوش می داند که اگر قرار است اتزدواجی صورت بگیرد، نباید به این سادگی از قوانینش کوتاه بیاید. زن کم هوش هم که به درد زندگی نمی خورد!

2- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به وضعیت مالی شما اهمیت می دهد

شاید فکر کنید زنان موجودات پول پرستی هستند که شما را فقط برای پولتان می خواهند. این از ساده اندیشی شماست. اگر زنی به هیچ وجه به وضع مالی شما اهمیتی نمی دهد به این معنا است که اصلا به ازدواج با شما فکر نمی کند.

روابط بی هدف و کوتاه مدت نیازی به امنیت مالی ندارد؛ وضعیت مالی شما فقط زمانی اهمیت پیدا می کند که مسئله ازدواج در میان باشد نه به این خاطر که زنان دنبال جیب شما هستند بلکه به این خاطر که آنها به دنبالامنیت هستند، آن هم نه فقط برای خوشدان، بلکه برای فرزندانشان و فرزندان شما.

غریزه مادری قویترین غریزه در زنان است، اگر اینطور نبود بچه های شما به هیچ وجه نمی توانستند زنده بمانند. همین غریزه مادری به زنان می گوید که اگر می خواهند فرزندانشان را به خوبی و در امنیت و آسایش تربیت و بزرگ کنند بایدب رای آنها پدری قدرتمندانتخاب کنند.

در دوران اجداد غارنشین ما، زنان به سمت مردانی جذب می شدند که قدرت بدنی بیشتری داشتند چون تنها در این صورت بود که می توانستند برای خانواده به شکار بروند، با رقبا بجنگند و با دست پر برگردند واز خانواده در برابر دشمنان و حیوانات وحشی و بلایای طبیعی حفاظت کنند و تنها در این صورت بود که زنان می توانستند با خیال راحت در غاذر بنشینند و بچه هایشان را بزرگ کنند!

اما در حال حاضر دیگر نیازی به قدرت جسمی نیست. البته نه اینکه شکار و رقیب و دشمنن دیگر وجود ندارد، بلکه شکل آن عوض شده است. امروزه قدرت مردان تا حد زیادی در توانایی شان در پول درآوردن خلاصه می شود.

البته نیازی نیست از باشگاه بدنسازیتان انصراف بدهید، چرا که حافظه زنان در طول تاریخ هنوز به طور کامل پاک نشده اما در کنارش به فکر قدرت امروزیتان هم باشید.

3- زنی که آمادگی ازدواج دارد، آشپزی بلد است


واقعا شما آقایان چه فکری می کنید؟ مگر می خواهید آشپز استخدام کنید؟ در این صورت بهتر است بروید با رستوران سر کوچه تان قرارداد ببندید.

اما اگر در فکر تشکیل خانواده هستید و می خواهید بدانید «او» به ازدواج فکر می کند یا نه، این یکی از نشانه هایش است. او آشپزی می داند و از خانه داری هم سردر می آورد. به هر حال وقتی خانمی خودش را برای ازدواج آماده می کند، حداقل در کشور ما، در واقع با فداکاری و لطف تمام خودش را برای انجام کارهای خانه و به خصوص آشپزی هم آماده می کند. او می داند مردان می توانند بدون سقف، بدون خواب یا حتی بدون مسابقات فوتبال زنده بمانند اما قطعا بدون غذا می میرند! هیچ زنی هم این را نمی خواهد، حداقل قبل از ازدواج!

4- زنی که آمادگی ازدواج دارد، با زن بودن خودش کنار آمده است

زن بودن مشکلی ندارد اما از آنجایی که زنان همواره در طول تاریخ مورد ظلم و ستم و بی عدالتی قرار گرفته اند و البته بعد از تعالیم جنبش فمنیستی، بسیاری از آنها حداقل در دوره ای از زندگی شان احساس می کنند جنس دوم هستند و با جنسیت خودشان کمی مشکل پیدا می کنند.

این برای زن امروزی یک امر کاملا طبیعی به شمار می رود اما زن سالم بالاخره این بحران را پشت سر می گذارد و زن بودن خودش را با کمال افتخار می پذیرد و به نقاط قوت خودش پی می برد. او می داند اگرچه تفاوت هایی با جنس مرد داغرد اما این تفاوت نها به هیچ وجه نشانه برتری یکی بر دیگر نیست.

زنی که آمادگی ازدواج دارد دیگر به دنبال بحث های بچگانه «زن ها بهترند یا مردها» یا «چقدر مردان به ما ظلم کرده اند» نیست و این مسائل برایش حل شده است. او به جنس مرد به عنوان رقیب یا دشمن نگاه نمی کند و به دنبال گرفتن انتقام کل زنان تاریخ از شما نیست. او از اینکه زن متولدشده خشمگین نیست و از مادر شدن، همسر بودن و وظایفی که به عنوان یک زن برعهده اش است استقبال می کند.

5- زنی که آمادگی ازدواج دارد، به بچه ها علاقه خاصی نشان می دهد

آقایان! این رازی است که مطمئنم از اینکه آن را با شما در میان گذاشته ام تشکر خواهید کرد. خیلی جالب است که تقریبا همیشه علاقه خانم ها به بچه ها با علاقه آنها با ازدواج رابطه دارد. این یک نشانه شگفت انگیز است که بر اساس آن خیلی راحت و بدون دردسر می توانید نظر طرف مقابل تان درباره ازدواج را کشف کنید: وقتی به طور اتفاقی با بچه ها یا خانم های بچه دار برخورد می کنید، واکنش او را زیر نظر بگیرید. اگر با بی حوصلگی و بی توجهی و حتی انزجار به بچه ها واکنش نشان داد، فکر ازدواج با او را فعلا از سرتان بیرون کنید اما اگر با شوق و ذوق تمام با بچه ها ارتباط برقرار و شروع به بازی با آنها کرد و با حسرت به نوزدان خیره شد، زودتر دست به کار شوید.تبریکات صمیمانه ما را هم بپذیرید!


  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2