تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالب استفتائات

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

10 استفتاء از «آیت‌ الله مكارم‌ شیرازی» درباره‌ی حقوق زنان

 

نوع مطلب :استفتائات ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

به نام خدا

به گزارش ایسنا، آیت الله ‌العظمی مكارم شیرازی در مجموعه استفتائاتی، به 10 سوال درباره‌ی حقوق خانواده پاسخ داده اند:

 

1- آیا بانوان مى‌توانند آموزش فنون نظامى ببینند؟

پاسخ: اگر مستلزم گناهى نباشد اشکالى ندارد.

2- زنى حقّ الزّحمه و اجرة المثل کارهایى که در ایّام زناشویى در منزل شوهرش انجام داده را مطالبه کرده، ولى شوهر ادّعا دارد که همسرش کارها را به قصد تبرّع انجام داده است. در فرض مذکور قول کدام یک مقدّم، و بیّنه بر عهده چه کسى است؟

پاسخ: در محیط هایى که عرف و عادت بر آن است که زن به قصد تبرّع این کارها را انجام مى‌دهد، ادّعاى زن برخلاف آن مسموع نیست. مگر این که ثابت کند به شوهرش اعلام کرده قصد تبرّع ندارد، و شوهرش نیز پذیرفته باشد.

3- همسر سابقم بعد از چندین سال زندگى و على رغم دریافت نفقه، به عناوین مختلف، موجبات اذیّت و آزار بنده را فراهم مى‌كرد و خودش نیز تقاضاى طلاق خلع کرد. بعد از جارى شدن طلاق، کلّیّه حقوق خود را از بنده دریافت كرد و طلاهایى را که براى ایشان خریده بودم، به یغما برد، (اکنون در حدود دو میلیون تومان ارزش دارد،) و بنده را از خانه بیرون و مدّت دو سال و اندى خانه بنده را غصب كرده است. ایشان ملتزم به دین مقدّس اسلام نبوده، و بدون اجازه از خانه خارج شده، و از اداى وظایف خانوادگى شانه خالى مى کرده، و اکنون اجرت المثل چندین ساله را از بنده مطالبه مى‌كند. آیا اجرة المثل به ایشان تعلّق مى‌گیرد؟

پاسخ: زن به غیر از نفقه و مهریّه، حقّ دیگرى به نام اجرة المثل ندارد. مگر این که از اوّل ازدواج شرط کند که کارهاى منزل را مجّانى انجام نمى‌دهد و در صورتى که چنین شرطى نکرده و عادت، و رسم محیط هم تبرّع در این امور است، حقّى ندارد.

4- آیا دین مقیاس عدالت است، یا عدالت مقیاس دین؟ به بیان دیگر، آیا دین به هر چه که عدالت باشد امر مى‌کند، یا هر چه که دین به آن امر کند، عدالت است؟ و به بیان فنّى، آیا عدالت در سلسله علل احکام است، یا در سلسله معالیل آن؟

توضیح بیشتر این که: آیا انسانها، مصادیق بارز ظلم و عدالت را از طریق شریعت مى شناسند، یا عدالت و ظلم براى همه روشن است، و توصیه هاى دین ارشاد به حکم عقل است؟ مستحضرید شیعه نیز مثل معتزله معتقد است که عدالت، مقیاس دین است، و اشاعره دین را مقیاس عدالت مى دانند. حال سؤال این است که اگر شیعه عدالت را مقیاس دین مى داند، چرا در استنتاجات فقهى به احکامى مى رسد که هر عُرفى آن را مصداق بیّن ظلم مى داند. بعضى از احکام نکاح چنین است، توجّه فرمایید:

1ـ اجماعى است که طلاق به دست مرد است، و مرد مى تواند هرگاه که اراده کند زنش را طلاق بدهد، هر چند هیچ عذر موجّهى نداشته باشد! طلاق غیابى و بدون هیچ عذر موجّه، در هر عرفى ظلم محسوب مى شود.

2ـ در بحث عیوب زوجین مى گویند: «اگر مرد بعد از عقد بفهمد زنش کور یا شل است، خوره یا برص دارد، مى تواند عقد را فسخ کند. ولى اگر زن بعد از عقد بفهمد که شوهرش یکى از این عیوب را دارد حق فسخ ندارد; باید بسوزد و بسازد!»

3ـ مرد هر وقت تمایل داشته باشد زن باید خود را در اختیار او قرار دهد; حتّى اگر وسط نماز باشد. ولى زن فقط سالى سه مرتبه حقّ آمیزش دارد، آن هم چنان کوتاه و مختصر که مجال بیان آن نیست.

4ـ اگر مرد در شب عروسى همسرش را ترک کند و مسافرت برود، و بعد از ده سال برگردد (در صورتى که نفقه داده باشد،) زن حق اعتراض ندارد! چگونه مى توان با حفظ مبناى کلامى شیعه، این قبیل احکام را پذیرفت؟ آیا مى گویید همه عقلا اشتباه مى کنند که مى گویند طلاقِ مبنى بر هوس و بدون عذر موجّه ظلم است؟ همه عقلا که براى زن نیز (در شرایط تدلیس مرد در موارد فوق) حق فسخ قائلند اشتباه مى کنند؟

پاسخ: بدون شک فقه شیعه بر اساس ادّله اربعه بنا نهاده شده، که یکى از آنها دلیل عقل است. منتها عقل باید قطعى و جامع جمیع جهات باشد، و در مثالهایى که ذکر کرده اید متأسّفانه اشتباهات فقهیّه متعدّدى وجود دارد. مثلا بند چهارم که نوشته اید: «اگر مرد در شب عروسى همسرش را ترک کند و ده سال برنگردد...» این مسأله از نظر موازین فقهى درست نیست. چنانچه زوجه در عُسر و حرج بیفتد، و لو بعد از شش ماه بوده باشد، ما اجازه طلاق را مى‌دهیم. و تاکنون چه بسیار زنانى که شوهرشان آنها را رها کرده، و از طریق همین فتوا آزادى خود را یافته اند.

و در مورد بند سوّم، اوّلا مرد نمى تواند در شرایط غیر متعارف مانند وسط نماز یا مواردى از این قبیل، از زن تقاضاى تمکین کند، بلکه طبق عرف و عادت باید انجام شود. و ثانیاً در مورد زن نیز در صورتى که ترک آمیزش براى او خطر انحراف جنسى داشته باشد، یا مشکل مهمّى ایجاد کند، هرگز انتظار چهار ماه کشیده نمى شود.

و در بند دوّم، در صورتى که توافق طرفین به صورت شرط ضمن العقد، یا شرط مبنىٌ علیه العقد، بر سلامت بوده باشد، هر عیبى سبب حقّ فسخ مى شود.

باقى مى ماند بند اوّل، هم اکنون در بسیارى از جوامع بشرى زن و مرد حق طلاق را دارند، و مى توانند بدون عذر موجّهى از هم جدا شوند. اگر در مورد زن ظلم محسوب مى شود، در مورد مرد هم ظلم به شمار مى آید. بنابراین ظلم طرفین را در میان عقلا باید پذیرا باشید. از آن گذشته، همان گونه که در دادگاه هاى امروز

هم دیده مى شود، مى توان جلوى طلاقهاى هوس آلود را گرفت. به علاوه با توجّه به این که مرد به هنگام طلاق متحمّل خسارات زیادى مى شود فرضى که شما کرده اید یک فرض غیر واقعى است که مرد بدون هیچ عذرى دست به طلاق بزند، حتماً عذرى دارد؛ البتّه آنچه در بالا گفتیم اجمال مسأله است.

5 ـ با توجّه به مفاد کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، آیا موارد تعارض این معاهده بین المللى با احکام اسلامى را به گونه اى ارزیابى مى‌كنید که با حذف برخى موارد جزئى آن، به گونه اى که با روح کنوانسیون، یعنى رفع هرگونه تمایز، منافات نداشته باشد مى توان موارد تعارض آن را با احکام اسلامى از میان برداشت و به این معاهده پیوست؟

پاسخ: تعارض مفاد این کنوانسیون، به حدّى است که قابل تطبیق بر قوانین اسلامى نیست. ولى در بعضى از موارد راه حل‌هایى وجود دارد امّا به طور کامل هیچ راهى براى آن موجود نیست. چه خوب است مسلمانان جهان براى حفظ مکتب خود با این گونه امور از موضع انفعالى برخورد نکنند، و به جاى خود باختگى در برابر این قرار دادهاى تحمیلى، علماى بزرگ آنها گرد هم بنشینند، و آنچه مورد اتّفاق و اجماع است تبیین کنند، و موارد اختلافى را به اجتهاد مجتهدین واگذارند، و براى همیشه تحمیل کنندگان فرهنگها و مقرّرات بیگانه را از سازش به قیمت مخالفت با ضرورت اسلام مأیوس سازند.

6 ـ از آنجا که برخى از موادّ کنوانسیون مذکور از نظر فقهى قابل نقد است، مستدعى است نظر مبارک خود را نسبت به مورد زیر بیان نمایید: براساس مادّه یک این معاهده، باید هرگونه تمایز، استثنا و یا محدودیّت بر اساس جنسیّت در زمینه هاى سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، مدنى، و یا هر زمینه دیگر لغو شود.

با توجّه به این مادّه تفاوت زن و مرد در مواردى چون، میزان پوشش واجب بدن، نظر و لمس بدن جنس مخالف، دیه، قصاص، شهادت، ارث، طلاق، تعدّد همسران، امامت جماعت، لزوم تمکین جنسى، ولایت بر فرزندان، سرپرستى خانواده، حقّ حضانت، عیوب موجب فسخ نکاح، نشوز، لزوم سپرى شدن عدّه براى ازدواج بعدى، مرجعیّت و قضاوت، تبعیض تلقّى مى‌شود و باید از میان برداشته شود. آیا تساوى زن و مرد در موارد ذکر شده با احکام شرع مطابقت دارد؟

پاسخ: بى شک مساوات کامل، نه تنها مخالف ضرورت فقه شیعه، بلکه مخالف ضرورت اسلام و برخلاف نصّ صریح قرآن و روایات متواتره است و هیچ یک از علماى اسلام، نه در گذشته و نه در حال، اعتقاد به چنین مساواتى نداشته اند. اصولا باید این معنى براى مجامع جهانى تبیین گردد که ملّتها نمى توانند با فرهنگ و مذهب خود وداع کنند، و چشم و گوش بسته تسلیم مقرّراتى شوند که نه در تصویب آن حضور داشته اند، و نه از نظر وجدان و منطق قطعیّت دارد. ممکن است در بعضى از موارد جزئى، گفتگویى در میان علماى اسلام باشد، امّا مساوات کامل به صورتى که گفته شده هیچ موافقى ندارد.

7- با توجه به این که اسلام از برابری حقوق زن و مرد سخن به میان آورده و علت نصف بودن دیه زن را سرپرستی مرد توجیه کرده است، حال با توجه به به این زمانه که زن ها تحصیل کرده و شاغل هستند و از پس مخارج خود و حتی خانواده بر می آیند، آیا این حکم عادلانه می‌باشد؟

پاسخ: ممکن است زنانی برای خانواده خود نان آورتر از مردان باشند ولی می دانیم احکام و قوانین شرع بر محور افراد دور نمی‌زند بلکه کل مردان را با کل زنان بسنجید. جهت آگاهی بیشتر می توانید به «تفسیر نمونه»، جلد اول، صفحه ی 689، ذیل آیه ی 178 و 179 سوره ی مبارکه ی «بقره» مراجعه فرمایید.

8- در مورد حکم قصاص، تساوی حقوق زن و مرد در چیست؟ با توجه به این که در حال حاضر در برخی از خانواده ها نان آور خانواده زن است، مثل خانواده هایی که مرد آن معتاد بوده یا فوت کرده است و سرپرستی بچه ها و تأمین معاش آنها نیز با مادر است یا زن و مردهایی که هر دو شاغل بوده و در برخی از موارد حقوق ماهیانه زن بیشتر از مرد است. اگر مردی این زن، یا این مادر را چه به عمد یا غیر عمد به قتل برساند، باز حکم او قصاص نیست و حتماً باید برای قصاص نیمی از دیه پرداخت شود؟

پاسخ: کراراً گفته ایم احکام و قوانین الهی تابع افراد و اشخاص نیست بلکه تابع نوع است، به این معنا که اگر مجموع مردان جامعه را با مجموع زنان مقایسه کنیم، بازدهی اقتصادی مردان به مراتب بیش از زنان است؛ بنابراین مصلحت شخصی معیار نیست بلکه مصلحت نوعی باید در نظر گرفته شود. در قوانین عرفیّه نیز چنین است، مثلاً می گویند: برای احراز فلان مقام، شخص باید دکترا داشته باشد، در حالی که عدّه ای از لیسانسه ها از عدّه ای از دکترها باسوادترند، حتی عدّه ای از کسانی که اصلاً مدرکی ندارند بسیار بافضیلت تر از گروهی از آن ها هستند که مدارک دانشگاهی دارند. در این گونه موارد معیار فرد نیست، بلکه معیار مجموعه‌هاست.

9- از ابتدایی‌ترین دوران زندگی یعنی تولد نوزاد تا دوران بلوغ و رشد، تربیت فرزند بر عهده ی مادر است. پس چرا بچه متعلّق به مرد است و اگر زنی به دلیل موجّهی از همسرش جدا شود حتی با وجود داشتن تمکّن مالی، حقّ سرپرستی از فرزند خود را ندارد و عواطف شدید مادری نادیده گرفته می شود؟

پاسخ: در مجموع هنگام جدایی زن از مرد، توانایی مردان بر حمایت از فرزندان و رفع نیازهای اقتصادی کودکان بیش از زنان است ولی اگر در مواردی ثابت شود که حضانت پدر مصالح کودک را به خطر می اندازد او را به مادر می‌سپارند.

10- اگر پدری ملک دختر یازده و نیم ساله خود را که توسط مادرش به او واگذار شده است بدون اجازه و اطلاع دختر و همسرش (مادر دختر) با حق ولایت پدری اش بدون رعایت غبطه مال فرزندش به نام خود منتقل کرده و پس از گذشت دو سال کلیه حقوق آن ملک و مالکیت آن را مجدداً بدون رعایت غبطه و اطلاع فرزند و همسرش به شخص ثالثی صلح کند، آیا این عمل و معامله او از نظر شرع مقدس اسلام صحیح است؟

پاسخ: تصرّف در ملک فرزند بدون رعایت غبطه او شرعاً جایز نیست و اگر معامله ای انجام گیرد در فرض سوال باطل است.



تحلیل ماده 1085 قانون مدنی و نقدی بر رأی وحدت رویه شماره 708 دیوانعالی کشور

 

نوع مطلب :مقالات ،استفتائات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


به نام خدا

مهریه

 

مقالهء زیر، که به قلم جناب آقای مرتضی شکیبا گهر (زیرانی) نوشته شده است، تحلیلی است بر ماده 1085 قانون مدنی در خصوص حق حبس در مهریه های عندالمطالبه و همچنین نقدی است بر رأی وحدت رویه 708-22/5/1378 دیوان عالی کشور، متضمن این معنا که تقسیط مهریه نافی حق حبس زوجه نمی باشد.

در این مقاله سعی شده با ذکر ادله حقوقی و اشاره به انگاره های عقلی و عرفی و همچنین ذکر فتاوای 30 تن از مراجع محترم عظام، مغایرت این رآی با اصول شرعی، عقلی و عرفی روشن گردد.

 

تحلیل ماده 1085 قانون مدنی

 

مطالب مرتبط:

آیت الله مکارم شیرازی: زائل شدن حق حبس زوجه، در صورت تقسیط مهریه

رای وحدت رویه شماره 708-1387/05/22 دیوان عالی: تقسیط مهریه نافی حق حبس زوجه نیست

نقدی بر رای وحدت رویه 708 دیوان عالی، درخصوص زائل نشدن حق حبس زوجه پس از تقسیط مهر (توحید بختیاری)

نقدی بر رای وحدت رویه شماره 708 دیوانعالی، درخصوص زائل نشدن حق حبس زوجه پس از تقسیط مهریه(مریم محمودی)



انتقاد آیت‌الله مکارم از زندانی‌کردن جوانان به خاطر مهریه/ ابراز تاسف از برگزاری جشن طلاق

 

نوع مطلب :استفتائات ،آرشیو مهریه ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


به نام خدا
 یکی از مراجع تقلید گفت: افرادی که توانایی پرداخت مهریه را ندارند نباید زندانی شوند.

آیت الله مکارم شیرازی

افزایش طلاق نشان دهنده دوری جامعه از اسلام است
این مرجع تقلید تاکید کرد: با کمال تاسف، با اینکه اسلام این همه از طلاق بدگویی می‌کند ولی اخیرا گزارش دادند که میزان طلاق در حال افزایش و ازدواج در حال کاهش است که این نشان دهنده دوری جامعه از اسلام و ناسالم بودن فرهنگ اجتماعی مسلمانان است.

آیت‌الله مکارم شیرازی تاکید کرد: پیغمبر اسلام درباره طلاق به خانه خرابی تعبیر می‌کنند و این نشان می‌دهد که طلاق چه عواقب خطرناکی دارد.

این مرجع تقلید تاکید کرد: شنیدم برخی جاها مجلس جشن طلاق می‌گیرند. جامعه که ناسالم شود این مراسم را برگزار می‌کنند.

7 عامل طلاق در جامعه
وی به هفت مورد از عوامل بروز طلاق اشاره کرد و گفت: اگر از اینها پرهیز شود طلاق به حداقل می‌رسد.

آیت‌الله مکارم شیرازی ارتباط‌های نامشروع را یکی از عوامل بروز طلاق عنوان کرد و اظهار داشت: وقتی ارتباط های نامشروع در جامعه زیاد شود پیوند ازدواج لرزان و متزلزل می‌شود.

این مرجع تقلید فیلم‌های فاسد و ماهواره‌ها را دومین عامل افزایش طلاق دانست و گفت: ماهواره‌ها درس طلاق به افراد می‌دهند و طلاق را چیز مقبول می‌دانند.

آیت‌الله مکارم شیرازی، توقعات زیاد مالی و...‏، زندگی پرزرق و برق و تجملی، عدم گذشت، عدم توجه به عواقب طلاق و عدم مطالعه کافی در ابتدای ازدواج از دیگر عوامل بروز طلاق عنوان کرد.

وی ادامه داد: در میان مسیحیان می‌گویند طلاق ممنوع است اما زن و شوهر همین جور از هم جدا می‌شوند و بعد هم با افراد دیگری ازدواج می‌کنند اما اسلام نمی‌گوید طلاق حرام است بلکه طلاق را آخرین دوا می‌داند.

نباید قوانین ضد اسلام عملی شود
وی با انتقاد از زندانی کردن جوانانی که استطاعت مالی برای پرداخت مهریه ندارند تصریح کرد: هزاران جوان به خاطر نداشتن مهریه که همسرشان تقاضا کرده‌اند به زندان افتادند.

آیت‌الله مکارم شیرازی خطاب به مسئولان قضایی کشور گفت: برادران عزیز که در قوه قضائیه هستید اصل بر اعصار است نه ایثار. می‌گویند چون این فرد توان پرداخت مهریه را ندارد پس باید زندانی شود. این درست نیست. باید آزادش بگذارید تا معلوم شود که اگر استطاعت مالی دارد و پرداخت نمی‌کند باید او زندانی کرد اما وقتی ثابت نیست که توانایی پرداخت مهریه را ندارد چرا آنها را به زندان می‌اندازید؟

این مرجع تقلید تاکید کرد: نباید در کشور اسلامی چنین قانونی بر ضد اسلام عملی شود چراکه هیچ فقیهی چنین فتوایی نمی‌دهد.