تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالب مقالات

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

اسناد عدالت خواهی فمنیست ها!!!!!

 

نوع مطلب :تبعیض علیه مردان ،آرشیو اشتغال و تحصیل ،فمینیست ،مقالات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


اسناد عدالت خواهی فمنیست ها!!!!!
بارها اتفاق افتاده، زنان فمنیست در مجادلات، بحث ها و مناظرات خود به زنان موفقی اشاره می کنند که در موسسات معتبر دنیا دارای پست های مدیریتی هستند و یا زنانی که در عرصه های علمی و ورزشی موفقیت کسب کرده اند. آنان با استناد به چنین اشخاصی سعی می کنند شرایط را به گونه ای نشان دهند که جامعه مسول عقب ماندگی سایر زنان است و در صورتی که شرایط به شکل عادلانه برای هر دو جنس وجود داشته باشد آنگاه زنان در بسیاری از زمینه ها موفق خواهند بود و قادرند با مردان رقابت کنند.بارها و بارها از فمنیست ها جمله برابری زن و مرد در امکانات جامعه را شنیده ایم، بارها و بارها گفته شده جامعه باید برای شایسته سالاری ارزش قائل شود و نه جنسیت گرایی. بارها شنیده ایم که نابرابری و تبعیض نمونه ای از بدوی گری است و در جامعه متمدن جایی برای آن نیست.
 حال بیایید این موجودات مدعی متمدن را کمی بیشتر بررسی کنیم:
 1 بر پایه توافقی در آلمان، شوراهای بازرسی شرکت‌های آلمانی ثبت شده در بورس باید از سال ۲۰۱۶ درصد مشارکت زنان در رده‌های مدیریتی را به ۳۰ درصد برسانند.
2. ویویان ردینگ، کمیسر قضایی اتحادیه اروپا در تابستان ۲۰۱۳ لایحه‌ای را پیشنهاد کرد که طبق آن تا سال ۲۰۲۰میلادی دست‌کم ۴۰ درصد پست‌های مدیریتی شرکت‌های فعال در قلمرو اتحادیه اروپا باید در اختیار زنان قرار گیرند.
3. بر پایه‌ی قوانین متعدد در کشور نروژ که تصویب برخی از آنها به سال ۲۰۰۳ بازمی‌گردد، هیئت‌های مدیره شرکت‌های بزرگ فعال در این کشور باید تا ۴۰ درصد از زنان تشکیل شده باشد.
4. تعیین سهمیه‌ی اجباری برای مشارکت بیشتر زنان در رده‌های مدیریتی در کشور بلژیک از سال ۲۰۱۱ آغاز شده است. بنا بر قانون تصویب شده در این سال، دست کم یک سوم از پست‌های مدیریتی در شرکت‌های ثبت‌شده در بورس و شرکت‌هایی که تحت نظارت دولت قرار دارند، باید به زنان اختصاص داده شود.
5. در کشور هلند در سال ۲۰۱۱ قانونی به تصویب رسید که سهمیه‌ی دست کم ۳۰ درصدی برای زنان را درنظر می گرفت.
6. در فرانسه باید تا سال ۲۰۱۷ دست کم ۴۰ درصد از اعضای هیت‌های مدیره‌ی شرکت‌ها موسسات زن باشند. این قانون در نخستین مرحله اجرا، افزایش سهم زنان در این رده‌ها تا سال ۲۰۱۴ میلادی تا ۲۰ درصد را در نظر گرفته است.
7. در اسپانیا قانون تعیین سهم زنان در پست های مدیریتی در سال ۲۰۰۷ به تصویب رسید. و ....
در واقع بسیاری از جوایز علمی که به زنان داده می شود از این قاعده مستثنی نیست و از همان اصول بالا برای تحمیل زنان کم استعداد به جامعه استفاده می شود. الگوی زنان موفق همچون خود فمنیسم یک سیاست بازی ریاکارانه جهت تضعیف جوامع و کنترل بر آنهاست.
موارد بالا نمونه هایی از کشورهای مدعی آزادی بودند که از تبعیض جنسیتی به عنوان یک عامل ظالمانه در نظام یک کشور یاد می کنند. با دیدن این آمار تازه متوجه می شویم که جهان ما تا چه حد دیوانه است!!!! رفتارهایی عجیب و جنون آمیز که با خواندن آن متوجه می شویم که بعضی از وقایع فیلم های کمدی چندان دور از واقعیت نیست و بلکه خود این دنیای واقعی در حکم یک کمدی بی سر ته است و مدیران آن همان بازیگران نادان این فیلم ها هستند.
این قوانین زمانی به تصویب رسید که سیاستمداران دریافتند توانایی زنان در حدی نیست که بتوانند با مردان رقابت کنند و برای خفه کردن زوزه کشیدن های هیولای فمنیست، شروع به ارائه طرح های بسیار متمدنانه تبعیض جنسیتی در کشورهای خود کردند.
حال در می یابیم زنان فمنیست الگوهای موفقیت خود را چگونه پیدا می کنند. واقعیت این است که هر چه بیشتر در فمنیسم و فمینیست ها کند و کاو کنیم، شیطان صفتی آن ها بیشتر بر همگان نمود پیدا خواهد کرد.


فمینیست ها: از موضع گیری در برابر سهم ارث 2 برابری مردان

 

نوع مطلب :مقالات ،فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

قانون مالیات بر ارث یکی از قوانین جنجالی است که طی سالیان اخیر به تصویب مجلس شورای اسلامی کشور رسیده است و تقریبا اکثر مردم از جزئیات آن بی اطلاع هستند. بر اساس این قانون، اگر متوفی دارای اموال منقولی باشد، وراث موظفند بین 5 تا 65 درصد از این مبلغ را به حساب اداره مالیات واریز کنند. به عنوان مثال، اگر پدر شما خانه خود را بفروشد و قصد خرید خانه دیگری داشته باشد ودر همین حین، فوت نماید دولت بیش از یک سوم این مبلغ را به عنوان مالیات از شما می گیرد و شما عنقریب مجبور خواهید بود با مادر و برادر و خواهرهایتان به مستاجری در خانه ای کوچکتر بسنده کنید.
طبق قانون مالیات بر ارث، از وراث طبق جدول به صورت درصدی از اموال منقول، مالیات اخذ می گردد:

Image
همانطور که در جدول بالا ذکر شده است اگر سهم الارث هر یک از وراث بیشتر از 50 میلیون تومان باشد ارث گیرنده طبقه اول موظف است 35% و ارث گیرنده طبقه دوم و سوم موظف اند 45% و 65% از مقدار ارث تعلق گرفته را به حساب دولت واریز نمایند.
نکته مهم در تصویب اینگونه قوانین دراین است که مقدمه ای است بر تصویب قوانین دیگر مثل مالیات بر اموال غیرمنقول.
شرح کامل این قانون را در فایل زیر مطالعه نمایید (به نظر می رسد جدول درصد مالیات که در این فایل قید شده، اعداد آن جابجا درج شده است):

Downloadهمچنین می توانید چکیده ای از این قانون را در فایل زیر مطالعه نمایید:
Downloadهمچنین مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در بررسی خود درباره این قانون، مهمترین دلیلی که برای تصویب این قانون عنوان داشته است این است که:  "چون نظام ما ولایت فقیه است بر اساس همین یک چیز می توان به همه مال و اموال مردم تسلط داشت و مالیات گرفت. (یعنی اگر نظام ما شاهنشاهی بود، حکومت چنین حقی نداشت)". البته خرج کردن از کیسه دین و نسبت دادن تصمیمات به «ولی فقیه» به طور مستقیم یا غیرمستقیم ایده ای تازه نیست و ده ها سال است که توسط افراد چپی و راستی در بین مسئولین کشور وجود دارد. برنامه ریزان و مدیران بالایی کشور برای ساکت کردن و پیشگیری از اعتراضات مردم، مرتب تصمیمات خود را متوجه رهبری و ولایت فقیه می نمایند تا اگر کسی اعتراضی کرد او را در برابر رهبری و ولایت فقیه و دین و اسلام قرار دهند.  
متن کامل این گزارش را می توانید در فایل زیر مطالعه نمایید:

Downloadاز سوی دیگر نرخ درج شده در جدول مربوط به قانونی است که حدود 5 سال پیش تصویب شده است. عدم بروزرسانی این قانون متناسب با نرخ تورم و تعمیم دادن بر اساس رقم های جدید باعث آسیب پذیری قشر ضعیف جامعه می گردد. بالتبع حکومت از موضوع بیشترین نفع را می برد.

آیا مالیات باعث آبادانی کشور ما می شود؟    
در کشوری که قاچاق کالا بیداد می کند و دست بسیاری از آقازاده ها و کله گنده ها در این موضوع دخیل است و از سویی نیز اراده ای جدی برای برخورد با این مسئله در بین مسئولین وجود ندارد آیا اخذ مالیات (عمدتا از قشر ضعیف جامعه) کار صحیحی است؟ در کشوری که هیچ اراده قوی برای مبارزه با مفاسد اداری و مالی موجود در بدنه نظام وجود ندارد آیا مالیات باعث شکوفایی کشور می شود؟ در کشوری که حمایت از تولید در اولویت آخر مسئولان بالایی و میانی دولت قرار دارد آیا مالیات باعث شکوفایی کشور می گردد؟ 
مرکز پژوهش های مجلس نیز در گزارش خود، تلقی مالیات به عنوان یک ثروت بادآورده را اشتباه دانسته و از خلاف شرع بودن اخذ مالیات از افرادی که نیازمند هستند و گرفتن مالیات باعث می شود دچار فقر شوند را خلاف شرع دانسته است. با این وجود، این قانون بدون اینکه حقوق نیازمندان و فقران را مد نظر داشته باشد و در تبصره هایی یا مواد زیرین آن اشاره ای به این موضوع نماید، اجرای آن را به کلیت مردم بسط داده است. در گزارش مرکز پژوهش های مجلس به این مسئله به خوبی اشاره شده است. 
اخذ مالیات راهی برای قدرتمندان حاضر در بدنه دولت و دستگاه های اجرایی است تا با بودجه بیشتری به دخل و خرج های غلط موجود در برنامه ریزی کلی کشور (برنامه ریزی بودجه) بپردازند و ریخت و پاش های بیشتری برای نزدیکان خود که پیمانکار و کارگزار برنامه های عمرانی-فرهنگی-اقتصادی-اجتماعی شهرداری ها و دولت هستند انجام دهند.

چرا فمینیست ها به این قانون موضع نگرفتند؟   
نکته دیگری که باعث شد، نگارنده این مطلب را بنویسد عدم موضع گیری ژورنالیست های فمینیست در رسانه ها، مجلات و روزنامه هاست. فمینیست ها تقریبا در همه رسانه ها حضور دارند و دختربچه های عقده ای ترشیده موجود در دفتر تحریریه های خبرگزاری های داخلی و زن های مطلقه بیوه که عقده محبت یک مرد را در دل دارند از همراهان و یاوران تفکر فمینیسم ایرانی در رسانه های کشور ما هستند. مردان روشنفکری که بویی از غیرت و مردانگی نبرده اند و توهم توسعه دارند نیز همراهان مذکر فمینیسم ایرانی هستند. این دسته از افراد که عمدتا به عنوان نیروهای مزدور و سربازان پیاده نظام قدرتمندان و ثروتمندان فراماسونر شناخته می شوند فقط در موضوعاتی تحلیل می نویسند که طرف مقابل «جنس مرد» باشد. اینها در عمل، شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر انگلیس» زنان و مادران شهید در ابتدای انقلاب را به شعار «مرگ بر پدر سالاری» و «مرگ بر مردسالاری» تبدیل کردند. 
جنبش عدالتخواهی مردم ایران در بین فمینیست ها به مردستیزی های کودکانه تبدیل شده است. در رسانه های فمینیستی و به قلم خبرنگاران بدذات فمینست، انواع مقالات و مصاحبه های متنوع مردستیز دیده می شود اما دریغ از مطلبی که درد همه مردم و جامعه را داشته باشد وجود داشته باشد. آنها مرتب از دو برابر بودن مقدار ارث مردان انتقاد می کنند و با حسادت بی پروای خود، در زمینه هایی که به نفع شان است شعار برابری سر می دهند ولی در برابر قوانینی این چنینی که بخش عمده ای از سهم الارث را به جیب دولت و از آن طرف به جیب سازمان های فمینیستی و افزایش یارانه و بودجه روزنامه ها می شود سکوت می کنند. اگر مرد به سبب مسئولیت های اقتصادی متعدد تعریف شده در قانون در قبال خانواده و خاصا والدین خویش، ارث بیشتری ببرد مورد حمله ژورنالیست های فمینیست در رسانه های داخلی قرار می گیرد ولی اگر دولت، قانونی را تصویب کند که به موجب آن هم از مرد و هم از زن نیز ارث بیشتری ببرد، هیچ صدای اعتراضی از سوی فمینیست بلند نمی شود.
به عبارت بهتر، فمینیست ها نه تنها مردمی نیستند بلکه مزدوران مواجب بگیر طبقه قدرتمند فاسد در کشور ما هستند که برای آنها قلم فرسایی می کنند، برای آنها تشکل راه می اندازند و جنبش های اعتراضی را سازماندهی می کنند. فمینیست ها موجوداتی زشت و متعفن هستند که هر قدر از مدت حضورشان در مسندهای اجرایی می گذرد بدذاتی شان بیشتر رو می شود و ذات پنهان شان بیشتر آشکار .

منابع:    
1. قانون مالبات های مستقیم:
http://old4.mui.ac.ir/mali/images/stories/residegi/maliathaie-mostaghim.pdf
 2.کاتالوگ آشنایی با مفاد و مقررات قانونی مالیات بر ارث
http://www.intamedia.ir/FileUpload/Advertise/adver306259.pdf
 3.گزارش مرکز پژوهش های مجلس درباره قانون مالبات بر ارث
http://www.cmir.ir/fa/images/shoraye_feghhi/گزارش_بررسی_مالیات_بر_ارث.92.10.24.pdf
 4. توضیحاتی درباره اصلاح مفادی از قانون مالیات بر ارث
http://www.ettelaat.com/etiran/?p=42069
http://www.yjc.ir/fa/news/4756128/شرایط-جدید-مالیات-بر-ارث-مشخص-شد
 5. نحوه رسیدگی به مالیات بر ارث
http://www.arghamnegar.com/دستورالعمل%20رسیدگی%20به%20مالیات%20بر%20ارث.aspx
 6. صفحه ثبت استعلام مالیات بر ارث
http://www.intamedia.ir/ers/index.asp


تضاد با حرفهای دیروز

 

نوع مطلب :مقالات ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

در این روزها در روزنامه ها خیلی مطالب را می خوانیم که خیلی تضاد با با گذشته بسیار نزدیک دارد. بخصوص مطالبی که در حوزه زنان مطرح می شود. می توان دلایل آن را به خوبی درک کرد اما باید دید این سیاست ژست متفاوت بودن با گذشته  مملکت را به چه سمتی می برد.

مثلا این که در بسیاری از روزنامه ها که وابسته به احزاب خاص هستند مرتب در مورد تبعیض علیه زنان و غیر منطقی بودن ان می نویسند. اما باید دید که اگر استدلالهای مندرج در این نشریات درست باشد چگونه می توان قرآن را پذیرفت؟ ، زیرا قرآن بسیار با این استدلال ها تضاد دارد مگر با تفسیر به رای هایی که همگی می دانند ساختگی است. خوشبختانه قرآن کتابی است که تحریف نمی شود و همین امر خود فلسفه بزرگی دارد ، و آن بدین شرح است که همیشه افراد یا جامعه ای که بر خلاف آن عمل می کنند را رسوا می کند. چنانچه در جامعه ای از دستوارات قرآن اجتناب شود ، رسوایی آن جامعه نشان داده می شود. و همین طور این مسئله برای افراد هم صدق می کند.

در دنیای امروز به دلیل غلبه مادیات و عناوین و القاب ساختگی دنیای مدرن بر انسان و نیز جو رسانه ای و ارتباطی ناسالم ، دین بسیار کمرنگ شده است. خوب مسلما کشور ما هم از آنجایی که در این جهان وجود دارد مورد حمله این جو است. و متاسفانه این جو مسموم مطبوعات و رسانه های ما را تا حد زیادی فاسد کرده است. اما نکته بدتر و تلخ تر این است که عده ای این روزها به کلی آرمانهای دیگری برای انقلاب بیان می کنند که  خیلی با آرمانهای اولیه انقلاب تضاد دارد و به خیال خودشان با این کار در بین مردم محبوبیت کسب می کنند و ... ، اما بهتر است طی نکات زیر به فاجعه بودن این سیاست اشاره شود.

1- این سیاست خود دین و معیارهای دین و معیارهای انقلاب را چنان ضعیف جلوه می دهد که گویی چاره ای جز تسلیم ندارد. و نه تنها خیلی از ملحدان را به دین بر نمی گرداند بلکه تنها تمسخر انان را بر می انگیزد که  گویی عده ای تنها برای قدرت دارند دست و پا می زنند و رنگ عوض می کنند و اتفاقا این تمسخر برای بسیاری از مسئولین و افراد سرشناس جامعه مشخص است.                                                                                                                              

2- عوارض دیدگاه هایی که امروز در حوزه زنان مطرح می شود واضح در جامعه دیده می شود و بسیار بیش از فواید آن است. همانطور که در قرآن کریم اشاره شده مشروبات الکلی که عوارض آن بر فواید آن  غلبه دارد حرام است و این امر هم کاملا همان استدلال را می طلبد.                                                                                                              

3- ازبین رفتن زنان و مردان جامعه و به دنبال آن خود جامعه با دیدگاههایی در حوزه زنان که امروزه در اکثر روزنامه ها و سایتهای خبری مطرح می شود ، تحقق می یابد. در کشوری که زنان به مشاغل اجتماعی تمام وقت و پر مسئولیت و سنگین تشویق می شوند خود به خود مردان نیز از آن مسئولیت ها شانه خالی می کنند و با زنانه شدن فضای جامعه و البته مردانه کردن زنان و زنانه کردن مردان جامعه قطعا نابود خواهد شد و فضای جامعه به سمتی می رود که تمام توقعاتی که از مردان دیروز می رفت از زنان امروز نیز خواهد رفت و این قطعا برای خیلی زنان مهلک است. وای به حال مملکتی که مردان خود را از دست دهد و در صدد باشد مردان جامعه را به حاشیه بکشاند ، این موضوع بخصوص در زمانهای بحرانی مثل هشت سال دفاع مقدس خیلی خوب نمود پیدا می کند. هر کس اگر تجسم کند شهیدان و جانبازان و افرادی مثل شهید چمران ها و ... را که چه کسانی بودند و چه جوانمردی داشتند ، و مقایسه کند با مفهوم وارونه جوانمردی امروز که چیزی جز نامردی نیست خود به خود متوجه اوضاع نگران کننده امروز می شود. امروزی که مردان دادن رول و موقعیت قرآنی و مقدس  خود را به زنان و خالی کردن شانه از مسئولیت های خود را افتخار قلمداد می کنند. زمانی عده ای از جانبازان برای خیلی از کارهای بیرون از منزل با وجود نقص جسمی خود آن اندازه غیرت داشتند که خود  از خانه بیرون روند و کاری کنند اما گویی عناوین و القاب امروز مثل دیپلم ها ، مدال ها و یونیفرم ها چنان شیطانی در نظر زنان زیبا شده و آنان را فریب داده که گویی غیرتی که همیشه از مرد توقع داشتند را کنار گذاشته و خواستار مردان با حالت زنانه و تواضع زنانه هستند. در واقع وقتی مردی از خانه برای کارها علیرغم نقص جسمانی اش بیرون می رفت نشان دهنده غیرت آن مرد بود و غیرت مرد نیز طبق فرمایش حضرت علی از ایمان نشئت می گیرد و اما برای زن از کفر ، اما امروزه وقتی جایی و سازمان و یا وزارتخانه و یا ارگانی زنی را به عنوان مثال سخنگو و مسئول و ... می کند ، خودتان مقایسه کنید که چقدر تفاوت دارد با کار جانبازان دهه شصت و هفتاد

4- دین برای کسی اجبار نیست. حتی برای عده ای که ملاکهای امروز را در تضاد با دین می دانند. مسلما اقوامی مانند لوط و ثمود و ... هم در روزگار خود ملاکهای مدرن و بروزی برای خود داشتند که با فرمایشات پیامبرانشان سازگاری نداشت ، اما هیچ گاه پیامبران آنها نیامدند دینی به مردم قوم خود معرفی کنند که متناسب با احوال اسف بار قومشان باشد. تا به وسیله آن بخواهند آنان را جذب دین کنند.

 

وقتی نظامی از درون خود را با تفکرات دیکته شده خارج نابود کرد ، مسلما از بیرون هم نابود خواهد شد و آیا این جیزی است که مسئولین و مراجع تقلید می خواهند؟ این که امروز در نظر برخی زنان رول مردان که حضور فعال در اجتماع و نان اوری است زیبا جلوه کرده به دلیل برخی عناوین و القاب ها و یا مدال ها و مدرک ها ، این قابل قبول است که غصب کردن جایگاه مرد در جامعه حق زن است؟ و یا در اصل هم نابود کننده زن است و هم نابود کننده مرد و یاد آور همان سیب سرخی است که آدم و حوا خوردند. 

فمنیسم اسلامی : از شعار پراکنی تا واقعیت آن

 

نوع مطلب :فمینیست ،مقالات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

فمنیسم اسلامی که نتیجه موج سوم فمنیسم است نوعی فمنیسم پست مدرن می باشد. که قصد تفسیر آیات و روایات اسلامی را به نحوی که با اهداف فمنیسم سازگار شود. جدا از سیاسی بودن این پروسه و جدا از نیت سو افرادی که به قصد استثمار کشورهای اسلامی چنین برنامه هایی را تدوین می کنند، با نگاه دقیق به اسلام و فمنیسم در می یابیم که تفاوت بین این دو به قدری ریشه ای است که مصالحه بین این دو عملا نابودی دیگری را رقم می زند. واقعیت این است که فمنیسم یک ضد دین تمام عیار است و آموزه های آن تقریبا در همه موارد با آموزه های اسلام در تضاد است. در ذیل مواردی از تفکر و اهداف اسلام که در تضاد کامل با فمنیسم است ارائه شده است.

سوره طه (آیه 50) یکی از سوره هایی است که به نظام مندی خلقت توجه دارد. از این آیه می توان به وضوح فهمید، خداوند حکیم از خلقت جهان با ویژگی های متفاوت هدفی خاص داشته است. این تفاوت ها در عرصه طبیعت هرگز نباید به عنوان کاری عبس و بیهوده در نظر گرفته شود. این آموزه کاملا در تضاد با آموزه های فمنیسم است که اعتقاد دارد ظلم به زنان ناشی از طبیعت زنان است. در واقع با این طرز فکر به نوعی کفر مبتلا شده است که بصورت غیر مستقیم قصد تخریب تصویر خداوند به عنوان قادر مطلق و شرع مقدس اسلام به عنوان کاملترین دین ها را نه تنها در نظر مسامانان بلکه کل مردم جهان را دارد.

نکته دیگر مربوط می شود به تفاوت های تکوینی در خلقت. تفاوت در خلقت نوعی شاهکار خلقت محسوب می­شود. هر موجودی در هر جایگاهی، هدف ویژه ای دارد که رسیدن به آن خصوصیات ویژه ای را می طلبد. در آموزه های فمنیسم این تفاوت ها بطور کامل مورد نقد قرار می گیرد. در واقع خود اندیشه برابری زن و مرد که با غرض ورزی خاصی به آن پرداخته می شود خود گویای رد تفاوت های موجود بین مخلوقات خداوند است. اگر فمنیسم رخصت کامل یابد و برخی موانع سساسی و اجتماعی را پشت سر نهد حتی به شعار برابری، آمیزش جنسی انسان با حیوان را نیز جایز می شمرد. رفتاری که به عنوان یکی از پست ترین انحرافات در تاریخ اخلاقی بشر شناخته می شود از نظر آنان به عنوان مظهر مدرنیته و آزادی شناخته خواهد شد.  

تفسیر متون دینی نیاز به تخصص دارد که از عهده تنها عده ای خاص که دارای تخصص ویژه ای هستند بر می آید. تفسیر به رای که این گروه خاص از فمنیست ها قصد انجام آنرا دارند تنها سبب ایجاد شبهات بیشتر، تفسیر اشتباه از دین و سوء استفاده عده ای استعمارگر را مهیا خواهد کرد. از طرفی تناقضاتی که از این طریق ایجاد می شود مقدمات آسیب رساندن به اصل دین را نیز فراهم می کند. آنچه کاملا واضح است، انگیزه های سیاسی و استعماری این گروه است. از آنجاییکه فمنیسم و استعمار غرب در رسیدن به اهداف خود در بسیاری از مواقه با مقاومت نیروهای محلی که با انگیزه ای بالاتر از کسب معاش مواجه بوده مجبور به تغییر چهره شده تا با همرنگ کردن خود با بافت دینی-فرهنگی غالب، از درون اینگونه مقاومت ها را تضعیف سازد. این روندی است که به وضوح در مورد فمنیسم اسلامی می توان دید.

اسلام موهبتی الهی است برای سعادت بشر و فمنیسم وسیله ای در دستان شیطان برای نابودی نوع بشر، ترکیب این دو پارادوکسی حیرت آور و گزنده است مانند که اهداف سیاسی و استعماری آن بوضوح قابل شناسایی است. چطور می توان خداوند و شیطان، خیر وشر، آخرت طلبی و دنیا پرستی را با یکدیگر اقدام کرد که فمنیسم اسلامی سعی در ترکیب این مفاهیم دارد!

با توجه به اهداف فمنیسم و ماهیت استعماری فمنیسم اسلامی امید است مسئولین کشور با عزمی راسخ تر به مقابله با مسئله فمنیسم و مخصوصا فمنیسم اسلامی بپردازند و جامعه اسلامی را از گزند بدخواهان آن حفظ نمایند.



بیدار باش مردم و مسئولین در مقابل فتنه زنان

 

نوع مطلب :مقالات ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

به نام خدا

چند ماه پیش لایحه جدید گذرنامه از سوی دولت تحویل مجلس شد. علت این امر ناکارآمد بودن قانون قبلی با شرایط روز بیان شد.

مثل همیشه لایحه مورد بررسی کمیسیون های مختلف مجلس قرار گرفت. اصلی ترین کمیسیونی که این لایحه با آن تناسب داشت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بود.

 با توجه به رشد روز افزون پدیده شوم، غیر شرعی و ضد خانواده فمینیسم که مخصوصا از سوی فعالین حقوق زن در ایران ترویج و تبلیغ می شود و ارتباط تنگاتنگ آن با سکولاریست های غرب و صهیونیسم و نهضت های فراماسونری با آنها  که به شدت در حال تغییرات فکری و بدبین کردن زنان این مرز و بوم به مرجعیت می باشند و تهدیدی که در حال حاضر و آینده در ربودن، اغفال و سوء استفاده های مفسده انگیز از زنان این مرز و بوم موجود می باشد، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس برای دفع این تهدید از اسلام و زنان و دختران سرزمین اسلامی تبصره ای را به این لایحه افزود مبنی بر محدودیت سن 40 سال (که همان حدود سن رشیده شدن زن در ایران می باشد) برای زنان و دختران مجرد که با اذن ولی و یا حاکم شرع از کشور خارج شوند.

فمینیسم چادری شیطان است

 به محض عنوان شدن این مطلب حمله شدید فمینیست های خارج از کشور و منافقین و گروه های فعال حقوق زن در ایران آغاز شد.

سپس کمیسیون امنیت ملی تحت فشارهای فراکسیون زنان مجلس شرط سن را حذف کرد و قرار شد کلیه اناث این کشور برای خروج از کشور از اذن ولی خود استفاده کنند تا قدر قابل توجهی از عواقب منفی خروج دختران از کشور کاسته شود.
اما فراکسیون زنان مجلس و مرکز زنان ریاست جمهوری و گروه های فعال حقوق زن در کشور دست به مخالفت، صدور بیانیه ها و شلوغکاری های تبلیغاتی و فشار به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس زدند و حتی سید باقر حسینی نماینده مجلس که از مدافعین این تبصره بود بارها مورد فشار فراکسیون زنان قرار گرفت و در چندین سایت و خبرگزاری زنان مواخذه شد.

دایره فعالیت های شوم فراکسیون زنان که گوشه ای از کوچکترین اهدافش حتی از بین بردن حق مرد برای اجازه خروج همسرش از کشور ، حق طلاق و سایر حقوق فقهی و شرعی مرد می باشد، به اینجا ختم نشد و درخواست جلسه با کمیسیون امنیت ملی و تقویت فشارها با مساعدت و معاونت آقای لاریجانی ریاست مجلس را داد و نتیجه جلسه حذف این تبصره و خارج شدن آن از دستور کار مجلس شد که طی نامه ای به آقای لاریجانی رسیده است.
قبلا بر سر تعداد اندک نمایندگان زن در مجلس رایزنی هایی با آقای لاریجانی از سوی فراکسیون زنان صورت گرفته بود که متاسفانه آقای لاریجانی بطور ناباورانه همچنان با زنان همکاری می کند و قوانین زیادی با مساعدت ایشان در مجلس تصویب می شود از جمله قانون جدید فرزند خواندگی که به دختران مجرد حق حضانت فرزند را می دهد و دارای عواقب شوم و متعددی در آینده خواهد شد که امیدواریم در شورای نگهبان تصویب نشود.

نکته جالب اینجاست که آقای لاریجانی با اینکه نماینده مردم قم هستند بیشترین مساعدت را با گروه های سکولار فمنیستی دارند نمونه دیگر این هماهنگی زمانی بود که لایحه ازدواج مجدد مرد که اذن زن را برای ازدواج منتفی می کرد و به جای آن اثبات عدالت به دادگاه را جایگزین می کرد در صحن علنی رای آورد و ایشان ناگهان بعد از رای آوردن این بند از قانون حمایت از خانواده را از دستور خارج و به کمیسیون ارجاع کرد! و نتیجه این شد که قانون حمایت از خانواده سال 53 که امام فرموده بودند هرکس طبق این قانون طلاق بگیرد حرام است و در صورت ازدواج مجدد مرتکب زنا شده به قوه خود باقی ماند و محدودیت جدید اثبات عدالت در دادگاه نیز به آن افزوده شد تا سنگ دیگری در راه ازدواج مجدد و احکام شرع انداخته شود و راه برای گسترش فساد به جای چند همسری باز تر شود.


در هر صورت بحث روز همین تبصره خروج دختران از کشور است و حذف این ماده با حمایت دکتر لاریجانی در حالی است که در دهه 70، قاچاق زنان و اغفال شدن دختران ایرانی و ناموس شیعه توسط باندهای مافیایی مخوفی که برای زنان و دختران ما دام پهن کرده بودند  و با آموزه های فمینیسم غربی و فمینیسم مشتق غربی (فمینیسم اسلامی) که توسط فعالین حقوق زن در ایران ترویج می شود به معضلی ملی تبدیل شده بود اما امروز فاطمه رهبر از نمایندگان مجلس ادعا میکند که با بررسی های ایشان تنها 76 نفر از دخترانیکه از کشور خارج شده اند سوئ رفتار داشته اند!!!
و سایت های زنان که عمده خبرهایش بیانات و فعالیت های فعالین حقوق زنان در ایران است نسبت به تفکیک جنسیتی دانشگاه ها که خواست مراجع محترم  تقلید و روحانیون گرام بود ابراز مخالفت می کنند و از سوی دیگر با تبصره خروج دختران از کشور که برای جلوگیری از ناموس فروشی وضع شده بود مخالفت می کنند و در کنار آن در نشریات و سایت هایشان تیترمی نویسند "مهاجرت دختران از کشور به دلیل شرایط نابرابر تحصیل و محرومیت از برخی رشته های تحصیلی و جلوگیری از استخدام زنان در برخی زمینه های شغلی"
تا بدینوسیله با ترساندن مسئولین هم دختران را بی اذن و هرزه وار روانه خارج از کشور کنند تا مورد استفاده اجنبی ها قرار گیرند و هم تفکیک جنسیتی را از بین ببرند و ضعیف کنند تا مفاسدش گسترش یابد و هم حضور لجام گسیخته زنان در عرصه های شغلی و اجتماعی را تقویت کنند که منجر به بر هم خوردن توازن بازار کار و بیکاری مردان و فقر و فساد و شیوع فحشا در جامعه شده است و ...


در چنین شرایطی آقای لاریجانی ریاست محترم مجلس بطور غیر منتظره با زنان مجلس مذاکراتی ترتیب داده اند و ضمن همکاری برای حذف تبصره خروج دختران از کشور به زنان قول هایی برای استفاده کامل زنان از امکانات مرکز پژوهشها را میدهند تا با پول بیت المال فمنیسم گسترش یابد این در حالی است که چندی پیش فاطمه رهبر و سایر زنان مجلس طرخی را برای اینکه 30 درصد مجلس به زنان اختصاص یابد را به جریان انداخته بودند که در آن زنان با رای کم و مقبولیت اندک میتوانستند نماینده مجلس شوند و مردان لایق با مقبولیت بیشتر پشت دربهای مجلس می ماندند و این یعنی جنسیت سالاری به جای شایسته سالاری؟!!
چرا باید به صرف جنسیت برای یک عده سهمیه قائل شوند و به خاطر سهمیه عده ای از خدمت به مردم محروم شوند تا تعداد یک جنسیت خاص در مجلس به حدی که یک عده دوست دارند برسد؟
و به آقای لاریجانی می گوییم برادر گرامی شما قبل از اینکه رئیس آن مجلس باشید خدمتگذار مردم و ولی فقیه هستید. شما خدمتگذار مشتی فعال حقوق زن نیستید.

آیا مشکلات عدیده ای که همین تعداد اندک زن ایجاد کرده اند و حقوقی که از مرد ضایع کرده اند و طی سالهای فعالیتشان زمینه ساز طلاق و نابودی بنیان خانواده  گشته اند کم بوده است؟

و وای به روزی که تعدادشان بیشتر هم بشود!


اینکه هیچ توجهی به سخن مراجع از سوی فعالین حقوق زن صورت نمی گیرد و تنها به صورت نمادین به شکل گزینشی با دین و فقه برخورد کنند و هر آنچه که باب میلشان نبود را با سفسطه و مغالطه مطرود کرده و نادیده بگیرند مبین چه چیزی است؟
نمایندگان گرامی مجلس، ریاست محترم مجلس و سایر مسئولین سه قوه، عاجزانه و دلسوزانه از شما عزیزان خواهشمندیم کودکانه فریب نیرنگ های زنان و خدعه های آنها را نخورید و به فتنه های آنان دامن نزنید.
به خدا خانواده و جامعه و سیستم های کشور در نتیجه فعالیت های مخرب زنان در حال نابودی و فروپاشی است. شما را به خدا بیدار شوید و فتنه های زنان را دفع کنید تا به مرز نابودی کامل همه  و همه چیز نرسیده است.
شما را به خطبه 79 نهج ابلاغه توصیه می کنیم که حضرت فرمود حتی از خوبان زنان هم پیروی نکنید تا شما را به کارهای ناروا امر نکنند و طمع نورزند!
بخدا قسم این فعالیت ها و این حرکات که از جانب زنان صورت می گیرد و حمایت هایی که توسط برخی مسئولین از آنها می شود  دو چیز را زیر سوال می برد!


1- جهان شمول و زمان شمول بودن دین اسلام و احكام آن
2- عدالت علما و مراجع عالیقدر دین از زمان معصومین تا علمای حاضر

 

این مطلب باز نشر شد در {خبرگزاری حیات (سایت ایثار و شهادت)}



رد پای فمینیسم و زن سالاری در اتوبوس های بی آر تی شهر تهران

 

نوع مطلب :مقالات ،آرشیو اشتغال و تحصیل ،ارشیو خانواده و جامعه و سبک زندگی ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

 ورود سامانه اتوبوس های تندرو حمل و نقل، موسوم به بی آر تی (Bus Rapid Transit) به شرکت واحد اتوبوسرانی (به عنوان یکی از شرکت های زیر مجموعه شهرداری تهران)، تغییراتی در شیوه حمل و نقل مسافرین ایجاد شده است که نسبت به گذشته، آن را متفاوت نموده است.

در این مقاله خواهیم کوشید به چند نمونه از تغییرات و تاثیرات آنها بر جامعه و نکاتی در باب آن بپردازیم.

 

سامانه بی آر تی

بی آر تی - عکس


1. طول مساوی بخش مردان با زنان در اتوبوس های BRT  
در طرح جدید شهرداری تهران درباره اتوبوس های BRT، طول هر دو قسمت خانم ها و آقایان با هم برابر شده است و اگر از انتهای اتوبوس تا مانع تفکیک کننده دو قسمت، و از همان مانع تفکیک کننده تا محل کناری راننده را اندازه بگیریم متوجه برابر بودن طول دو بخش خواهیم شد. البته تعداد صندلی های قسمت آقایان با 20 عدد، دو عدد بیشتر از قسمت خانم ها با 18 عدد است که با توجه به برابر بودن طول هر دو قسمت، متوجه تنگ تر و محدودتر بودن قسمت آقایان اتوبوس های BRT نسبت به قسمت خانم ها می شویم. *(در این بررسی، اتوبوس های جدید BRT خط 5 اتوبوس های تندرو تهران، مسیر پایانه بیهقی-پایانه علم و صنعت مد نظر قرار گرفته است).

2. سر و صدای فراوان قسمت عقب اتوبوس های BRT به دلیل فعالیت مداوم موتور 
نشستن در عقب اتوبوس به علت قرارگیری موتور قدرتمند نسل جدید اتوبوس ها، با سر و صدای فراوانی همراه است. با توجه به اینکه در محیط های اجتماعی عمدتا کارهای سنگین به آقایان سپرده می شود و امور آسان و اداری به خانم ها واگذار می شود، انتظار می رفت تا قسمت جلو به آقایان و قسمت عقب به خانم ها تعلق گیرد تا مردان ایرانی که مسئولیت های فراوانی بر دوش خود دارند، با آرامش خاطر بیشتری از خانه به محیط کار و از محل کار به منزل رفت و آمد داشته باشند. لیکن گویا، اینجا نیز کفه ترازو به نفع زنان سنگینی می کند! تا آنجا که یکی از رانندگان با تبسمی تلخ، در پاسخ به چرایی این تقسیم بندی گفت:"خانم ها مقدم تر هستند!".

3. یک درب برای آقایان و دو درب برای زنان 
در کنار محدودیت جا برای آقایان که عمدتا در ساعات پایانی روز در سرویس های رفت و برگشت اتوبوس های BRT به شدت مشاهده می شود، مسئله یک دربه بودن قسمت آقایان است. عمدتا ساعات ازدحام قسمت خانم ها در پایان ساعات اداری (از 15:30 الی 19) است ولی در تمامی اوقات، بلا استثنا قسمت آقایان شلوغ تر از قسمت خانم هاست و این موضوع جای تعجب بسیاری دارد که چرا با وجود آنکه تردد مردان در اتوبوس های BRT در طول شبانه روز بیشتر از زنان است، دو درب به قسمت زنان و یک درب به قسمت مردان اختصاص داده شده که این موضوع نیز در کنار دیگر پارامتر های بیان شده، مشکوک به نظر می رسد.

4. نشستن زنان در قسمت مردان بلا اشکال، ولی نشستن مردان در قسمت زنان گناه کبیره است! 
موضوع دیگری که عمدتا در بین خانم ها دیده می شود این است که اگر پسری به خاطر کمبود جا برای ایستادن و نشستن به قسمت زنان اتوبوس بیاید، جیغ و داد آنها (و متعاقب آن راننده) در می آید ولی همین زن ها به خودشان اجازه می دهند به قسمت محدود آقایان تعدی و تجاوز کنند و صندلی هایی که قرار است، مسافرین مرد در ایستگاه های بعدی روی آنها بنشینند، بدون هیچ شرم و حیایی، و با پررویی اشغال می کنند.

5. ارادت ویژه رانندگان و پرسنل مرد شرکت واحد اتوبوسرانی به مسافرین زن 
موضوع تاسف برانگیز دیگری که نگارنده به کرات مشاهده کرده ام، تبعیض در مواجهه متولیان با هم نوعان مرد نسبت به جنس مونث است. مثلا به عینه دیده شده است که وقتی مردی به رانندگان یا مسئولین خط های BRT به خاطر نبود اتوبوس یا اهمال نظارت در حرکت منظم اتوبوس ها شکایت می کند با زنان با آرامش و علاقه بیشتری برخورد می کنند ولی در مقابل مردان، بسیار جدی و اخم آلود برخورد می کنند و حتی در هنگام فحاشی، در مقابل زنان سکوت می کنند ولی در مقابل مردان شروع به بد و بیراه گفتن زشت تری می کنند.
جالب این است که اگر زن ها مسئول شوند، کمتر دیده می شود که برخورد نرم و محبت آمیزی با جنس مخالفشان داشته باشند ولی متاسفانه مردان ایرانی، فریب ظواهر فریبنده و میل شهوانی درونی خودشان را می خوردند و در مقابل زنان، کوتاه می آیند و خم و راست می شوند.

نتیجه گیری: 
آنچه نگارنده به عنوان یک شهروند تهرانی درک کرده ام، این است که در دوران فعلی شهرداری تهران، رویکرد ویژه ای نسبت به زنان می بینیم که اگر در کنار توجه ویژه به جنس مرد در جامعه ما قرار داشت، منطقی و ارزشمند به نظر می رسید، ولی واقعیت این است که هر جا زنان و دختران ایرانی به کام و نوایی رسیده اند به بهای قربانی شدن مردان و پسران بوده است و از این جهت مذموم است. نمونه عینی آن را می توان در اتوبوس های BRT شهر تهران دید که تحولی وسیع در حمل و نقل درون شهری پایتخت ایجاد نموده است ولی نگاه زن سالارانه در آن به خوبی دیده می شود که در آن نگاه تکریم آمیز به جنس زن و تحقیر آمیز به مردان جامعه دارد.

منبع :

دفتر مشق روزهای زندگی(مهندس هاشمی)+

میلاد حمیدی:

ضمن  مطلب فوق الذکر بنده اینجا به امتیازات ویژه با رانندگان بی آر تی زن که تصاویر بسیار زشت و زننده ای را ایجاد می کند و زن را بر سر کار مردانه قرار داده و متاسفانه این کار را مایه افتخار می داند در حالی که باید مایه سر افکندگی باشد نیز اشاره دارم! این در حالی است که کلی پسر و جوان جویای کار برای معیشت و تشکیل زندگی آرزوی این شغلها و حتی کرسی های ادارات و مراکز مختلف شهرداری و سایر ادارت دولتی و وزارتخانه ها را می کشند! کرسی هایی که اگر توسط زنان و دختران که در قانون ما فاقد مسئولیت مالی هستند اشغال نمی شد خیلی از پسران و مردان با این مسئولیت های مالی که شرع و قانون بر گردنشان نهاده است  از آن محروم نبودند و در بیکاری و یا جایگاه های نامتناسب و تجرد به سر نمی برند!  این مصداق عینی خشونت علیه مردان است!

راننده زن بی آر تی (1)

راننده زن بی آر تی

راننده بی آر تی (3)




رای دادن به زنان یعنی ...

 

نوع مطلب :مقالات ،فمینیست ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

امروزه در صدا و سیما و بسیاری از سایت های زنانه و سایت های فمینیستی تحلیلی خبری و در و دیوار شهر ها تبلیغ برای رای دادن به زنان است. توجیه احمقانه آنها مدرنیته و نیاز به حضور کثیف زنانی بیمار و فمینیست گرا در مدیریت های کلان است. و این از نشانه ها و معیارهای توسعه یافتگی قلمداد می شود.

در حالی که رهبر معظم انقلاب فرمودند که این درست نیست و نباید به تعداد بالای زنان در پست های اجرایی افتخار شود و این کار انفعال در مقابل غرب است.

اما کماکان خیلی از فعالان حقوق زن که دم از ولایی بودن و خط رهبری و انقلابی بودن می زنند شعارهای خود را می دهند و زنان را به تصاحب پست و مقام های هر چه بیشتر تشویق می کنند و به دروغ چنین ترغیب می کنند که باید به زنان رای داد تا پیگیر امور زنان باشند. در این خصوص قبلا ما مقاله ای نوشتیم و گفتیم که این اندیشه ساخته ی فمینیست هاست و البته بیشتر فمینیست های همجنسگرا. مقاله [لینک مقاله]

از مردان و زنان بصیری که این مطلب را می خوانند خواهشمندیم در  انتخابات به هیچ کاندیدای زنی رای ندهند تا جامعه از چنگال سیاهنمایی و اندیشه های فمینیستی و مخرب رهایی یابد.

بازگشت آرامش و مهربانی و پیوند محکم زناشویی و کاهش آمار طلاق تنها در سایه حذف زنان از عرصه های سیاسی،قانون گذاری و تصمیم ساز است.

به امید اینکه روزی مردم ایران به قدری بیدار شوند که این نتیجه را با تمام وجود درک کنند.

خطاب به مردان و زنان  ایران برای حضور حد اکثری در انتخابات :

ما از نسل همان مردانی هستیم که برای رهبری و ناموس و وطن از جانشان گذشتند. در مقابل دسیسه های غرب ایستادند و ترور شدند. از اسلام دفاع کردند. اسلامی که به فمینیسم آلوده نبود. مواظب اسلام باشید. امروز اسلام از روزی که خمینی می گفت اسلام در خطر است، بیشتر در خطر است.

مردم ایران ، این امنیتی را که از پاسداری از اسلام و در سایه ولایت فقیه بدست آورده ایم پاس بدارید. شرکت نکردن در انتخابات یعنی تبدیل ایران به سوریه ای دیگر. یعنی اینکه مفتی های وهابی فتوا دهند سر مردان را ببرند و به زنانشان تجاوز کنند.

ما نمی گذاریم که سرباز آمریکایی دستش به ناموس ایرانی و وطن برسد.

ای مردم به تبلیغات ماهواره ها بر علیه ولایت فقیه توجه نکنید. آنها می دانند که عامل ناکامی های آنها همین ولایت فقیه است. بخاطر همین است که خاری بر چشمانشان شده است.

همانا خمینی گفت پشتیبان ولی فقیه باشید تا از گزند روزگار در امان باشید.

این امنیت و آرامش را مفت نفروشید.

شرکت نکردن در انتخابات یعنی وطن فروشی، یعنی پشت کردن به همسران عزیزمان و یعنی آب در آسیاب دشمن ریختن!

لطفا این سه  توصیه را آویزه گوشتان کنید.

1- در انتخابات حتما شرکت کنید!

2- به هیچ یک از زنان رای ندهید!

3- به کسانی که در تبلیغاتشان مدام شعار زنان را می دهند رای ندهید و نگذارید که فریبتان دهند! مخصوصا بانوان عزیز فریب اینها را نخورند!

 

به زنان رای ندهید!

بارها در کلام خمینی کبیر و مقام معظم رهبری و بزرگان انقلاب آمد که خانواده مهمترین رکن یک کشور است.

لذا برای داشتن یک کشور خوب به زنان رای ندهید.

 

مرگ بر فمینیسم

 خطبه 79 نهج البلاغه:

مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّ النِّساءَ نَواقِصُ الاْیمانِ، نَواقِصُ الْحُظُوظِ، 
اى مردم، زنان از نظر ایمان و ارث
نَواقِصُ الْعُقُولِ. فَاَمّا نُقْصانُ ایمانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاةِ 
و عقل ناقصند. اما نقصان ایمانشان به اعتبار معاف بودن از نماز و روزه 
وَالصِّیامِ فى اَیّامِ حَیْضِهِنَّ. وَ اَمّا نُقْصانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَواریثُهُنَّ 
در ایام قاعدگى است. اما نقصان ارثشان به اعتبار اینكه سهم ارث آنان
عَلَى الاَْنْصافِ مِنْ مَواریثِ الرِّجالِ. وَ اَمّا نُقْصانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهادَةُ 
نصف سهم ارث مردان است. اما نقصان عقلشان، به اعتبار اینكه شهادت دو زن

امْرَاَتَیْنِ كَشَهادَةِ الرَّجُلِ الْواحِدِ. فَاتَّقُوا شِرارَ النِّساءِ، وَ كُونُوا مِنْ 
برابر شهادت با یك مرد است. از بَدان زنان بترسید، و از خوبانشان
خِیارِهِنَّ عَلى حَذَر، وَلاتُطیعُوهُنَّ فِى الْمَعْرُوفِ حَتّى لایَطْمَعْنَ 
بر حذر باشید، و در امور پسندیده از آنان پیروى نكنید تا در اعمال ناشایسته طمع
فِى الْمُنْكَـرِ. 
پیروى نداشته باشند.

 

رای دادن به زنان یعنی؛

رای دادن به زنان یعنی رای دادن به ضد خانواده
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به تضعیف جایگاه مرد در زندگی
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به ترویج شعارهای فمینیستی
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به رواج طلاق و خانمان بر اندازی
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به بیکاری مردان و خجالت زدگی مرد جلوی زن و فرزند
رای دادن به زنان یعنی رای دادن به له شدن مردان در محاق زنان
رای دادن به زنان یعنی کمک به کاهش فرزند آوری و از بین بردن نسل ایرانی شیعه
رای دادن به زنان یعنی خشونت علیه مردان 
رای دادن به زنان یعنی کمک به حماقت و فساد
رای دادن به زنان یعنی تزلزل زندگی مشترک
رای دادن به زنان یعنی فتنه
رای دادن به زنان یعنی اختلاف در زندگی های مشترک
رای دادن به زنان یعنی نادیده گرفته شدن مردان
رای دادن به زنان یعنی نابودی کشور
رای دادن به زنان یعنی ...



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2