تبلیغات
وبلاگ پسران - مطالب اعمال مجرمانه علیه مردان

وبلاگ پسران

عدالت اری ، تساوی خیر

 

حوا: شاهراه شیطان

 

نوع مطلب :اعمال مجرمانه علیه مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

حوا: شاهراه شیطان

 

داستان آدم و حوا به عنوان اولین مرد و زن تاریخ در بسیاری از ادیان ذکر شده است. داستانی که در آن آدم از بهشت خدا رانده می شود و به زمین تبعید می شود. بسیاری از ما داستان فریب آدم توسط شیطان را بارهاشنیده ایم. جدا از هسته اصلی این واقعه که دشمنی شیطان با نوع بشر در آن به اثبات می رسد مساله حساسیت بر انگیز بعدی مربوط به نقش حوا در این رویداد است. بسیاری ادیان حوا را به عنوان محرک اصلی آدم و عامل اصلی فریب او می دانند. در ادیان مسیحیت و یهودیت، حوا به عنوان مقصر اصلی در این رویداد و حتی فراتر ازآن به عنوان شاهراه ورود شیطان به درون آدم شناخته می شود. در تورات آمده است:

سپس مورد خطاب خداوند قرار میگیرند (آدم و حوا ) كه چرا از آن درخت خوردید كه آدم جواب داد : 
این زن كه یار من ساختى از آن میوه به من داد ، من هم خوردم . آنگاه خداوند از آن ( زن ) پرسید : 
این چه كارى بود كه كردى ؟ زن گفت
مار مرا فریب داد ، آنگاه خداوند هر سه را مجازات مینماید.

در انجیل نیز حوا به عنوان عامل اصلی فریب آدم مطرح می شود، بطوریکه در آن می خوانیم:

ناگاه جبروت خدای ظاهر شد و آدم را ندا در داد : ... 
ممکن نمی شود شما را پس از این در بهشت درنگ نمائید .

آدم جواب داد :
ای پروردگار ! همانا آن زنی که به من عطا فرمودی از من طلب کرد که بخورم ؛ پس خوردم از آن .

آن هنگام خدای، زن را فرمود :
چه جهت داشت که به جفت خود طعامی مانند این دادی ؟ حوا جواب داد :
بدرستی که شیطان مرا فریب داد ؛ پس خوردم . .... پس خدای به آدم فرمود :
باید زمین به عمل تو ملعون باشد ؛ زیرا تو گوش دادی به سخن زن خود و آن ثمر را خوردی . ... آنگاه با حوا تکلم نموده فرمود :
توئی آنکه به شیطان گوش دادی . به جفت خود آن طعام را خوراندی ؛ پس درنگ خواهی کرد زیر تسلط مرد که با تو چون کنیز رفتار کند.

سخنان انجیل و تورات به وضوح عامل اصلی بدبختی نوع بشر از ابتدای پیدایش انسان را، حوا (زن) می داند. حال سوال اینجاست که اگر مسیحیت و یهودیت ادیان الهی هستند  آیا نباید سخنان آنان را پذیرفت؟ این ها ادیانی هستند که از سوی خداوند برای اصلاح و هدایت بشر فرستاده شده اند. سوال دومی که مطرح می شود مربوط است به عملکرد و تفسیر متفاوت کاملترین دین خدا یعنی اسلام از داستان آدم و حوا. قرآن مانند سایر ادیان داستان آدم و حوا  با زبان خاص خود = نقل می کند آنجا که می فرماید

وقلنا یا آدم اسكن أنت و زوجك الجنّه فکلا من حیث شئتما " 
و گفتیم: « اى آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن ؛ و از ( نعمتهاى ) آن ، از هر جا مى‏خواهید ، گوارا بخورید
 . " 
ولى به یكى از درختان اشاره میكند و امر می نماید كه به آن درخت نزدیك نشوند.

 سپس می فرمایند:

فقلنا یا آدم إنّ هذا عدوّ لك ولزوجك فلا یخرجنّكما من الجنّه فتشقى . " 
پس به آدم گفتیم : این ( شیطان ) دشمن تو و همسر توست ، مباد که با وسوسه هایش شما را از بهشت بیرون کند و باعث مشقت شما گردد
 . " 
اما در نهایت این شیطان بود که پیروز میدان وسوسه آدم و حوا بود.
آنجا که می فرماید :
و ناداهما ربّهما الم أنهكما عن تلكما الشجرة و اقل لكما انّ الشیطان عدو مبین "
و پروردگارشان آن دو را ندا داد كه : آیا شما را از آن درخت نهى نكردم و نگفتم كه شیطان براى شما دشمن آشكارى است ؟
! " 

درباره طرز ارائه واقعه فریب خوردن آدم در قرآن نکات ظریفی را می توان کشف نمود که دلیلی دیگری بر برتری این دین آسمانی بر سایر ادیان را اثبات می کند.

درابتدا باید گفت متاسفانه با توجه به حوادث و رویداد های سیاسی امروز بسیاری از تفاسیر ارائه شده از این داستان در قرآن آلوده به مناسبت های سیاسی بوده است. در بعضی تفاسیر آماتور که در اینترنت بسیار یافت می شوند می خوانیم که برتری اسلام بر سایر ادیان را در این می داند که اشاره قرآن به هر دو بوده است و از ضمایر جمع برای خطاب قرار دادن فریب خوردگان استفاده می کند، آنجا که می فرماید:

و ناداهما ربّهما الم أنهكما عن تلكما الشجرة و اقل لكما انّ الشیطان عدو مبین "
و پروردگارشان آن دو را ندا داد كه : آیا شما را از آن درخت نهى نكردم و نگفتم كه شیطان براى شما دشمن آشكارى است ؟
! "

و این تفسیری است باب میل گروه های فمنیست و فاحشه پرست که قصد دارند تمایلات نفسانی خود را در لفافه اسلام  محقق سازند.

اما واقعیت چیست؟

اسلام دینی است چند بعدی که تمامی زوایای روح آدمی را مورد توجه قرار داده و کنکاش می کند. دینی که به عنوان آخرین دین باید کاملترین دستور العمل زندگی را ارائه دهد و مسائل سیاسی و اجتماعی را در حد تعادل آن و جدا از افراط و تفریط رعایت نموده تا اصلاح جامعه ضمانت گردد. نمی توان استدلال و قضاوت سایر ادیان الهی را مورد نقد قرار داد و آن را ناقص ارزیابی کرد. وقتی از دید تورات و انجیل حوا مقصر اصلی قلمداد می شود باید به قضاوت آنان احترام گذارد و آنرا به حق دانست. چراکه یهودیت و مسیحیت نیز ادیان آسمانی اند و از سوی خداوند نازل گشته اند و اسلام نیز صحت آنان را کاملا قبول دارد.

 تفاوت بین اسلام و سایر ادیان تنها در نحوه ارائه این داستان است. چراکه قرآن با توجه به رعایت بسیاری از اولویت های اجتماعی بیان خود را نرم و منعطف می کند تا در جوامع مختلف حرمت زنان بطور کامل رعایت گردد. این طرز بیان قرآن تنها ارائه ظریف و موشکافانه ای است از یک واقعه تاریخی یکسان و حکم قضایی واحد در دادگاه عدل الهی که در تمامی ادیان مشترک است.

آیا حوا مقصر اصلی در این واقعه شوم بود؟

 جواب قطعا مثبت است. حوا کسی بود که سبب فریب آدم و سقوط او به دره دنیای مادی شد. نه فقط آدم که تمامی فرزندان او به این فلاکت دچار شدند. او بذری را در زمین حاصلخیز تفکر فاسد شیطان کاشت که نتیجه آن جنگ های جهانی، قتل و آدم کشی، تجاوز،  انحراف از ارزشهای اخلاقی، فمنیسم و شیطان پرستی شد. حوا در واقع بدل به ریشه درختی شد که تباهی نوع بشر، میوه های آن بود.

ولی چرا تلقی اسلام کمی با مسیحیت و یهودیت متفاوت است؟

در واقع در دادگاه اسلام نحوه بیان حکم مجرم بودن حوا کمی ظریف تر، مودبانه تر، اصلاح طلبانه تر  و در دادگاه تورات و انجیل حکمی یکسان با اسلام منتها در قالب کلماتی برنده تر و به دور از مصالح اجتماع صادر شده است. 

این تفاوت بین قرآن و سایر ادیان درست مانند این است که مجرمی را به دادگاهی برده و در آن قضات مختلف که صلاحیت همگی برای همگان مشهود است به صدور حکم برای مجرم بپردازند. منتها یکی از این قضات با تجربه تر، داناتر و توانمندتر در امور قضاوت است. این سه قاضی برای یک عمل مجرمانه یکسان، حکمی یکسان صادر می کنند ولی در جلسه دادگاه که جلسه ای است کاملا رسمی با حضور وکیل، دادستان، شاهد و در بعضی موارد خبرنگاران که هر صحبتی در دادگاه می تواند بازتابی مثبت و یا منفی در جامعه داشته باشد، قطعا طرز بیان حکم صادر و سخنان قاضی باید کاملا سنجیده و خردمندانه باشد. در این فضا، فردی که خردمند تر از بقیه است و کلماتی حساس بر زبان جاری می کند قطعا باید سخنان سنجیده تری بکار برد. قرآن نیز در مقام تشبیه همان قاضی خردمند است که صحبت های سنجیده و هدایت گری می زند تا جامعه مسلمین از خطر تفرقه در امان باشند. اگرچه در دنیای امروز تفرقه و اختلاف بوجود آمده، شیاطین و فمنیست ها تا می توانند جولان می دهند، استدلال می کنند، کنفرانس مطبوعاتی به راه می اندازند و در خیال خام خود به ریش ادیان الهی می خندند، ولی در واقع آناند که در خواب خرگوشی به سر می برند و روزی از خواب بیدار می شوند که کفر در سرتاسر گیتی به افسانه ها ملحق شده است.

با امید آن روز



تغییر واقعیت های اسلام به وسیله فمینیسم

 

نوع مطلب :فمینیست ،تبعیض علیه مردان ،اعمال مجرمانه علیه مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee


 

 

مطلب زیر از وبلاگ  زن مومنه آورده شده است. با خواندن روایات زیر متوجه تضاد امروز برخی روشنفکران و یا اسلام شناسان امروز با اندکی گذشته می شوید. آیا دین جدیدی تولید شده است؟ آیا پیامبری جدید آمده است؟ توصیه می شود این مطالب را بخوانبد.
در این فراز به ذکر پاره ای از آیات و روایاتی بیش از روایات فوق در دوبخش می پردازیم. بخش اول در مورد مطلوبیت و بلکه ضرورت اجتناب زنان از همدوشی و اختلاط با مردان است که به تبع آن می توان ممنوعیت حضور زن در عرصه هایی را نتیجه گرفت که مستلزم اختلاط غیر ضروری و حرام است.  بخش دوم شامل آیات و روایاتی است که تصدی اموری چون وکالت، قضاوت، وزارت وتصدی مسئولیتهای اجرایی را ممنوع و غیر مجاز اعلام می دارد. 
بخش اول
الف‌) آیات‌ 
1. الرَّجال‌ُ قوّامُون‌َ عَلَی‌ النَّساء بما فَضِّل‌َ اللهُ بَعْضَهُم‌ عَلی‌ بَعْض‌ٍ....
مردان‌ باید بر زنان‌ مسلط‌ باشند، چرا که‌ خداوند بعضی‌ (مردان‌) را بر بعضی‌ دیگر (زنان‌) برتری‌ بخشیده‌ است‌. 
مفسران‌ با توجه‌ به‌ سیاق‌ آیه‌ و روایات‌ معصومین‌:، قوّامیّت‌ مطلق‌ مرد را بر زن‌ ـ اعم‌ از قوامیّت‌ شوهر بر زن‌ در خانواده‌ و قوّامیّت‌ مردان‌ بر زنان‌ در اجتماع‌ ـ استفاده‌ می‌کنند. 
علامه طباطبایی‌ (ره) در این‌ باره‌ می‌نویسد: 
«آیه «الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ النّساء...» منحصر به‌ همسران‌ نیست‌ که‌ فقط‌ مرد بر همسرش‌ تسلّط‌ داشته‌ باشد بلکه‌ این‌ حکم‌ در مورد قوّامیّت‌ صنف‌ مردان‌ بر صنف‌ زنان‌ در همه امور مربوط‌ به‌ زندگی‌ این‌ دو، می‌باشد. آیه‌ واجد اطلاق‌ تام‌ّ است‌.»  [1]
آیةالله سید محمّد حسین‌ حسینی‌ طهرانی‌ (ره) می‌نویسد: 
«احتمال‌ انحصار مقصود آیه‌ به‌ محیط‌ خانواده‌ و این‌که‌ مردان‌ تنها بر همسرانشان‌ قیمومیّت‌ دارند، به‌ دلیل‌ اطلاق‌ آیه‌ و عدم‌ قید آن‌ به‌ خانه‌ و همسران‌، مردود است‌ و اگر چنین‌ بود باید گفته‌ می‌شد: الرجال‌ قوّامون‌ علی‌ نسائهم‌. علاوه‌ بر این‌، اگر این‌ انحصار را بپذیریم‌ جا دارد از خداوند متعال‌ بپرسیم‌ چگونه‌ در حالی‌ که‌ زن‌ را سرپرست‌ خانه‌اش‌ ـ که‌ به‌ امور جزئی‌ و محدود می‌پردازد ـ قرار نداده‌ است‌، به‌ او اجازه قیمومیّت‌ و ولایت‌ بر همه خانه‌های‌ امّت‌ و دولت‌ اسلامی‌ را داده‌ است‌؟ آیا سرپرستی‌ حکومت‌ که‌ مساوی‌ با سرپرستی‌ عموم‌ جامعه‌ است‌، مهم‌تر از سرپرستی‌ خانه‌ نیست‌؟ آیا ممکن‌ است‌ مسلمانی‌ بپذیرد که‌ خداوند زن‌ را سرپرست‌ و مسلّط‌ بر میلیون‌ها مرد و زن‌ قرار دهد امّا او را مسلّط‌ بر شوهرش‌ و بلکه‌ او را هم‌درجه او نیز قرار ندهد؟ [2]
2. وَ قَرْن‌َ فی‌ بُیُوتکُن‌ِّ.... 
و در خانه‌هایتان‌ بمانید 
تصدی‌ مشاغل‌ و مناصب‌ و حضور گسترده اجتماعی‌ زن‌ با توصیه‌ مطلق‌ آن‌ها به‌ استقرار در خانه‌ منافات‌ دارد و جز موارد محدود و خاصّی‌ که‌ شرع‌، خروج‌ از خانه‌ را برای‌ زن‌ مباح‌، مستحب‌ و یا واجب‌ می‌داند، نمی‌تواند این‌ آیه‌ را مقیّد نماید. (البته این برای زنان پیغبر است اما زنان پیغمبر به عنوان الگویی شناخته شدند و از آنان بر خلاف فرهنگ امروزی خواسته نشده که در تبلیغ دین ، پا به پا پیامبر را در اجتماع یاری دهند.)
ب‌) روایات‌ 
در ماجرای‌ تاریخی‌ جمل‌ و جنگ‌ عایشه‌ با امام‌ علی علیه السلام، عایشه‌ قبل‌ و بیش‌ از آن‌که‌ به‌ خاطر رودررویی‌ با امام علیه السلام و حاکم‌ مسلمین‌، عتاب‌ و سرزنش‌ شود، به‌ خاطر سرپیچی‌ از سفارش‌ قرآن‌ مبنی‌ بر لزوم‌ استقرار زنان‌ در خانه‌ و عدم‌ خروج‌ غیرضروری‌ از آن‌ و رهبری‌ کردن‌ ناکثین‌، مورد اعتراض‌ قرار می‌گیرد. 
امام‌ علی علیه السلام طی‌ نامه‌ای‌ خطاب‌ به‌ عایشه‌: 
1. امّا بعد فانّک‌ خَرَجْت‌ غاضبَةً للّه‌ و لرَسُوله‌، تَطْلُبین‌َ اَمْراً کان‌ عنک‌ موضوعاً، ما بال‌ النساء و الحرب‌ و الاصلاح‌ بین‌ الناس‌؟ تَطْلُبین‌َ بدَم‌ عثمان‌؟ وَلَعمری‌ لَمن‌ عرِّضَک‌ للبلاء وحَمَلَک‌ علی‌ المعصیة اَعظم‌ُ الیک‌ ذنباً من‌ْ قَتَلَة عثمان‌... فَاتِّقی‌ الله وارْجعی‌ الی‌ بیتک‌. 
تو در حالی‌ که‌ خدا و رسولش‌ را به‌ خشم‌ وا داشتی‌ خروج‌ کردی‌ و به‌ انجام‌ عملی‌ مبادرت‌ کردی‌ که‌ خداوند آن‌ را از تو نخواسته‌ است‌. زنان‌ را با جنگ‌ و اصلاح‌ بین‌ مردم‌ چه‌ کار؟ خون‌خواهی‌ عثمان‌ را می‌کنی‌؟ قسم‌ به‌ جان‌ خودم‌ آن‌که‌ تو را در معرض‌ این‌ بلا قرار داد و بر نافرمانی‌ خداوند وادارت‌ کرد، گناهش‌ باید نزد تو بزرگ‌تر از گناه‌ قاتلان‌ عثمان‌ باشد، پس‌ از خداوند بترس‌ و به‌ خانه‌ات‌ برگرد. 
امام علیه السلام، همچنین‌ بعد از پایان‌ جنگ‌ جمل‌ به‌ سراغ‌ عایشه‌ آمد و با چوبی‌ بر کجاوه‌ او زد و فرمود: 
2. یا حمیراء! رسول‌ُالله اَمَرَک‌ بهذا؟ اَلَم‌ یأمُرک‌ اَن‌ْ تَقَرّی‌ فی‌ بیتک‌؟ والله ما اَنْصَفَک‌َ الّذین‌ اَخْرَجُوک‌ اذْ صانُوا عَقائلَهُم‌ وَاَبْرَزُوک‌. 
حمیرا! آیا پیامبر صلی الله علیه و آله تو را به‌ این‌ کار سفارش‌ کرده‌ بود؟ آیا به‌ تو فرمان‌ نداده‌ بود که‌ در خانه‌ات‌ بمانی‌؟ به‌ خدا قسم‌ آن‌ها که‌ تو را از خانه‌ بیرون‌ کشیدند، در حق‌ تو بی‌انصافی‌ کردند؛ چراکه‌ از زنان‌ خود صیانت‌ کردند و تو را در معرض‌ دید قرار دادند. 
زید بن‌ صرحان‌ در پاسخ‌ به‌ دعوت‌ عایشه‌ که‌ از او خواسته‌ بود از علی علیه السلام جدا شود و به‌ یاری‌ او بیاید، نامه‌ای‌ چنین‌ به‌ وی‌ نوشت‌: 
سلام‌ٌ علیک‌، تو [زن‌] وظیفه‌ای‌ داری‌ و ما [مردان] وظیفه‌ای‌ دیگر، وظیفه تو آن‌ است‌ که‌ در خانه‌ات‌ بنشینی‌ و وظیفه ما آن‌ است‌ که‌ با مردم‌ [دشمنان] بجنگیم‌ تا فتنه‌ای‌ نباشد. اکنون‌ تو وظیفه‌ات‌ را رها کرده‌ای‌ و از ما می‌خواهی‌ که‌ دست‌ از وظیفه‌مان‌ برداریم‌. والسّلام‌.  
اُم ‌ّسلمه‌ همسر مؤمن‌ و فهیم‌ پیامبر صلی الله علیه و آله نیز طی‌ نامه‌ای‌ به‌ عایشه‌ او را چنین‌ مورد عتاب‌ قرار داد: 
ان‌ِّ عمودَ الاسلام‌ لن‌ یثاب‌َ بالنساء ان‌ مال‌ و لن‌ یُرأب‌َ بهن‌ِّ ان‌ْ صُدع‌َ، حُمادَیات‌ُ النساء غَض‌ُّ الاطراف‌ و خَفْض‌ الاصوات‌ و  .... 
ستون‌ دین‌ اگر کج‌ شود، به‌ وسیله‌ زنان‌ مستقیم‌ نگردد و اگر شکاف‌ بردارد، با زنان‌ اصلاح‌ نشود. از زنان‌ پسندیده‌ آن‌ است‌ که‌ چشم‌ خود فرو بندند و صدا کوتاه‌ سازند. 
علاوه‌ بر روایات‌ فوق‌، روایاتی‌ نیز صریحاً با نهی‌ از اطاعت‌ زنان‌؛ ولایت‌، سرپرستی‌ و مدیریّت‌ آنان‌ را در امور جامعه‌ رد می‌کند: 
قال‌ رسول‌ الله صلی الله علیه و آله: 
3. طاعَةُ المرأة ندامَة. 
فرمانبری‌ از زن‌ مایه‌ پشیمانی‌ است‌. 
هلکت‌ الرجال‌ حین‌ اَطاعت‌ النساء.  
مردان‌ آن‌گاه‌ که‌ از زنان‌ فرمانبری‌ نمودند، هلاک‌ شدند. 
قال‌ علی علیه السلام: 
4. ثلاث‌ٌ مُهلکات‌: طاعة النساء....  
سه‌ چیز هلاک‌کننده‌ است‌: فرمانبری‌ از زنان‌.... 
5. کل‌ّ امری‌ٍ تُدَبَّره‌ُ امْرَأَةٌ فَهُو ملعون‌.  
هر کس‌ زمام‌ امور خود را به‌دست‌ زنی‌ بسپارد، ملعون‌ است‌. 
دسته‌ای‌ دیگر از روایات‌، مستقیماً از تولّی‌ امور اجتماعی‌ توسط‌ زنان‌ نهی‌ می‌کنند: 
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله: 
6. لیس‌ علی‌ النساء ... وَلاتَوَلِّی‌ القضاء.  
زنان‌ نباید متصدّی‌ قضاوت‌ شوند. 
7. لایُفْلَح‌ُ قَوم‌ٌ وَلیَتْهُم‌ُ امْرَأَةٌ.  
مردمی‌ که‌ زن‌ فرمانروایشان‌ باشد، سعادتمند نمی‌شوند. 
8. لایُقَدَّس‌ُ اللهُ اُمِّةً قادَتْهُم‌ْ امْرَأةٌ.  
خداوند امتی‌ را که‌ زن‌ رهبری‌شان‌ کند، تقدیس‌ نخواهد کرد. 
9. لایُفْلح‌ُ قَوم‌ٌ وَلِّوْا اَمْرَهُم‌ْ امْرَأةً.  
مردمی‌ که‌ زمام‌ امورشان‌ را به‌دست‌ زن‌ بسپارند، سعادتمند نمی‌شوند. 
10. لَن‌ْ یُفْلَح‌َ قوم‌ٌ تُدَبَّرُ اَمْرَهُم‌ امْرَأَةٌ.  
مردمی‌ که‌ زن‌ تدبیر امور آنان‌ را برعهده‌ بگیرد، هرگز سعادتمند نمی‌شوند. 
قال‌ علی علیه السلام: 
11. لاتُمَلَّک‌ المرأةَ ماجاوَزَ نَفْسَها فان‌ِّ المرأة ریحانَةٌ ولیست‌ بقَهْرمانَة.  
کاری‌ را که‌ فراتر از توان‌ زن‌ است‌ به‌ او مسپار؛ زیرا زن‌ ریحانه‌ (موجودی‌ ظریف‌) است‌ و متصدّی‌ و حاکم‌ بر امور نمی تواند باشد. 
قال‌ الباقر علیه السلام: 
12. لاتَوَلّی‌ الْمَرْأةُ القَضاءَ وَلاتَوَلّی‌ الامارة.  
زن‌، نباید قاضی‌ و امیر شود. 
قضاوت‌ زنان‌ از نگاه‌ فقها 
عدم‌ صلاحیّت‌ زن‌ برای‌ قضاوت‌، بین‌ فقهای‌ شیعه‌ (و اغلب‌ فقهای‌ سنّی‌) اجماعی‌ است‌. شهید ثانی‌ در مسالک‌ می‌نویسد: 
«امّا شرط‌ مرد بودن‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ مناسب‌ نبودن‌ زن‌ برای‌ این‌ منصب‌ می‌باشد؛ زیرا همنشینی‌ و اختلاط‌ با مردان‌ و بلند حرف‌ زدن‌ در بین‌ آن‌ها که‌ از لوازم‌ منصب‌ قضاوت‌ است‌، برای‌ زن‌ سزاوار و جایز نیست‌. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده‌ است‌: مردمی‌ که‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد.»   
صاحب‌ جواهر می‌نویسد: 
«اما شرط‌ مردی‌ برای‌ قاضی‌ به‌ دلیل‌ اجماع‌ و سخن‌ پیامبر صلی الله علیه و آله است‌ که‌ فرمود: مردمی‌ که‌ زن‌ فرمانروای‌ آن‌ها باشد، سعادتمند نخواهند شد و در حدیثی‌ دیگر که‌ فرموده‌ است‌: زن‌ متولّی‌ قضاوت‌ نمی‌شود... و این‌ تأیید می‌شود با ناتوانی‌ زن‌ از اداره این‌ منصب‌ و این‌که‌ همنشینی‌ با مردان‌ و بلند سخن‌ گفتن‌ در میان‌ آنان‌ برای‌ او روا نیست‌. هم‌چنین‌ نصوصی‌ که‌ در مورد نصب‌ قاضی‌ در زمان‌ غیبت‌ است‌، ظهور در غیر زن‌ دارد و بلکه‌ در بعضی‌ از روایات‌ به‌ مرد  تصریح‌ شده‌ است‌.»  
علامه‌ طباطبایی‌ می‌نویسد: 
«ممنوعیت‌ زنان‌ از حضور در جهاد مانند ممنوعیت‌ از تصدی‌ قضاوت‌ و ولایت‌، سنت‌ مسلمی‌ در اسلام‌ است‌.»  
گروهی‌ دیگر از روایات‌، از مشورت‌ با زنان‌ نهی‌ کرده‌اند که‌ مؤیّد ناتوانی‌ زنان‌ در تصدّی‌ امور اجتماعی‌ و حکومتی‌ است‌: 
قال‌ علی علیه السلام: 
13. ایّاک‌ ومشاوَرَةَ النساء الاّ مَن‌ْ جَرِّبْت‌َ بکمال‌ عقل‌ٍ فَان‌ِّ رأیَهن‌ُّ الی‌ اَفْن‌ٍ وعَزْمَهُن‌ِّ الی‌ وَهْن‌ٍ.   
از رأی‌ زدن‌ با زنان‌ بپرهیز؛ زیرا ایشان‌ را رأیی‌ کم‌مایه‌ و عزمی‌ ناتوان‌ است‌. مگر زنی‌ که‌ رشد عقلی‌ او را آزموده‌ باشی‌. 
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله: 
14. اربَعَة مُفْسدَة للقلوب‌ ... وَالاخذ برأیهن‌ِّ.  
چهار چیز تباه‌کننده دل‌ها است‌: ... و عمل‌ به‌ رأی‌ زنان‌. 
قال‌ الصادق علیه السلام: 
15. ایّاکم‌ و مشاورةَ النساء فان‌ِّ فیهن‌ِّ الضعف‌ و الوهن‌ و العجز. 
از رایزنی‌ با زنان‌ بپرهیزید؛ زیرا در آن‌ها ضعف‌ و سستی‌ و ناتوانی‌ است‌. 
روایاتی‌ نیز درباره وضعیت‌ زنان‌ در آخرالزمان‌ است‌ که‌ به‌ بیانی‌ دیگر مؤیّد مدّعا است‌. پیش‌ از ذکر این‌ روایات‌ باید به‌ این‌ نکته‌ اشاره‌ کنیم‌ که‌ آن‌چه‌ درباره نشانه‌های‌ آخرالزمان‌ در احادیث‌ آمده‌ است‌، اغلب‌ ـ جز در مواردی‌ خاص‌ ـ پدیده‌هایی‌ مذموم‌ به‌ شمار می‌روند و لحن‌ روایات‌ به‌ خوبی‌ این‌ امر را نشان‌ می‌دهد: 
قال‌ رسول‌الله صلی الله علیه و آله: 
16. اذ استُعْمل‌َ السُّفها وَشاوَرُوا النساء.  
[آخرالزمان] آن‌گاه‌ است که‌ نابخردان‌ به ‌کار گرفته‌ شوند و زنان‌ مورد مشورت‌ قرار گیرند. 
17. اذا رَفَعُوا البنیان‌ وشاوَرُوا النسوان‌ ویَکْثُرُ الاختلاط‌.  
آن‌گاه‌ که‌ ساختمان‌ها مرتفع‌ می‌گردد، با زنان‌ رایزنی‌ می‌شود و اختلاط‌ زن‌ و مرد فراوان‌ می‌شود. 
18. عندها امارَةُ النساء.  
در آن‌ هنگام [آخرالزمان]، زنان‌ حکومت‌ می‌کنند. 
قال‌ علی علیه السلام: 
19. و ذلک‌ اذا تَسلِّطَت‌ النساءُ وَسَلِّطْن‌َ الاماء واُمَّرَت‌ الصبیان‌.  
و آن‌ [آخرالزمان‌] هنگامی‌ است‌ که‌ زن‌ها و کنیزان‌ حکمروایی‌ می‌کنند و از کودکان‌ فرمان‌ برده‌ می‌شود. 
20. واذا غَلَبَت‌ النساءُ عَلی‌ الملک‌ وَغلَبْن‌َ کُل‌ِّ امْری‌ٍ فلایُؤتی‌ الاّ ما لَهُن‌ِّ فیه‌ هوی‌.  
و آخرالزمان آن‌گاه‌ است که‌ زنان‌ بر حکومت‌ و بر هر مردی‌ چیره‌ شدند و هیچ‌ عملی‌ جز با تأمین‌ خواست‌ آنان‌ انجام‌ نشود. 
سیره مسلمین‌ 
علاوه‌ بر ادلّه قرآنی‌ و روایی‌، می‌توان‌ به‌ سیره مسلمین‌ و اهل‌ شریعت‌ نیز بر ردّ ولایت‌، قضاوت‌ و مدیریت‌ اجتماعی‌ زنان‌ استدلال‌ کرد. 
از آغاز ظهور اسلام‌ و بلکه‌ از آغاز خلقت‌ آدم‌ و ظهور شرایع‌ الهی‌ تاکنون‌، خداوند، انبیا، اوصیا و مردم‌ متشرّع‌، تدبیر امور اجتماعی‌ را به‌دست‌ زنان‌ نمی‌سپرده‌اند و به‌ همین‌ خاطر در تاریخ‌، زنی‌ را به‌ عنوان‌ پیامبر، امام‌، وصی‌ّ، حاکم‌ مشروع‌، قاضی‌، رئیس‌ قوم‌ و قبیله‌ و گروه‌، کدخدای‌ ده‌، فرماندار شهر و... سراغ‌ نداریم‌. این‌ در حالی‌ بوده‌ است‌ که‌ پیوسته‌ زنانی‌ مؤمن‌ و صالح‌ و حتی‌ بعضاً توانمند بر انجام‌ برخی‌ مسئولیت‌های‌ اجتماعی‌ حضور داشته‌اند امّا به‌ دلیل‌ آن‌که‌ شرایع‌ و ادیان‌ آسمانی‌ تصدّی‌ چنین‌ نقش‌هایی‌ را برای‌ صنف‌ زنان‌ مشروع‌ نمی‌دانسته‌اند، از نصب‌ آنان‌ به‌ این‌ مناصب‌ خودداری‌ می‌کردند. 
آیت الله سیّدمحمّدحسین‌ حسینی‌ تهرانی‌ (ره) در این‌ مورد با عنوان‌  «سیره عملی‌ پایدار» می‌نویسد: 
«[یکی‌ از دلایل‌ عدم‌ جواز حکومت‌ و قضاوت‌ زنان‌] سیره‌ است‌ که‌ بدون‌ شک‌ در این‌ مورد محقّق‌ است‌ و معنای‌ سیره‌ این‌ است‌ که‌ فقها، علما و حاکمان‌ مسلمان‌ اعم‌ از شیعه‌ و سنّی‌ از زمان‌ پیامبر صلی الله علیه و آله تا زمان‌ ما زن‌ را متصدّی‌ امارت‌ و قضاوت‌ نمی‌کرده‌اند با وجود آن‌که‌ گروهی‌ از زنان‌ صاحب‌ دانش‌ و درایت‌ و ارزش‌های‌ اخلاقی‌ در همه اعصار و دوره‌ به‌ دوره‌ وجود داشته‌اند. وقتی‌ ما آرا و دیدگاه‌های‌ فقها و علما و حکام‌ را در کتاب‌های‌ سیره‌ و تاریخ‌ ملاحظه‌ می‌کنیم‌، در می‌یابیم‌ که‌ دلیل‌ خودداری‌ آن‌ها از نصب‌ زنان‌ به‌ امارت‌ و قضاوت‌، امری‌ اتفاقی‌ نبوده‌ است‌ بلکه‌ مستند به‌ سنّت‌ شارع‌ مقدّس‌ و رسول‌ مکرم صلی الله علیه و آله و پیروی‌ از سنّت‌ استوار و راه‌ مستقیم‌ شریعت‌ بوده‌ است‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ برای‌ آن‌ها امکان‌ تجاوز و تخطّی‌ از آن‌ وجود نداشته‌ است‌. این‌ سیره عملی‌ مثل‌ شهرت‌ قولی‌ [فقها] است‌ که‌ برای‌ استناد حرمت‌ قضاوت‌ و حکومت‌ زنان‌ کفایت‌ می‌کند

منابع:

[1]- المیزان، ج 4، ص 365.

[2]- رساله بدیعة، ص 157.

در پایان باید اشاره شود که وضعیت امروز زنان و الگوی ساختگی که مرتب توسط همین رسانه ملی برای زنان تبلیغ می شود وضعیت غیر عادی را بوجود اورده ، به گونه ای که آمار اعتیاد زنان در سالهای اخیر طبق آمار وزیر کشور دو برابر شده ، و نیز طلاق و روابط ازاد و ... و همچنین خودارضایی که زمانی عمدتا مختص به مردان بود در زنان به گونه ای بالا رفته که گویی پا به پای مردان (مانند بسیاری از کارها) مجرد امروز این کار زشت را انجام می دهند.

منبع:پسران ودختران مجرد



توطئه زن جوان و دخترانش برای قتل پدر/ دفن جسد در پذیرایی خانه

 

نوع مطلب :اخبار ،اعمال مجرمانه علیه مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

به گزارش ایران نیوز24، 13 اردیبهشت 87 ناپدید شدن مرموز مردی به نام حسین به ماموران پلیس ساوجبلاغ اطلاع داده شد.در جریان بررسی های ماموران مشخص شد حسین برای دیدن پدرش به زنجان رفته بود که در مسیر بازگشت از این شهر به طرز مرموزی ناپدید شد.با گذشت حدود یکسال از ناپدید شدن مرد جوان پسر 8 ساله اش راز جنایتی هولناک را فاش کرد. او به ماموران گفت مادرم با همدستی خواهرانم و مرد غریبه ای پدرم را به قتل رسانده است.با افشای این موضوع همسر حسین به نام طاهره و دو دخترش به نامهای سمیه و سمیرا بازداشت شدند که در جریان بازجویی ها سرانجام به قتل اعتراف کرده و مدعی شدند پس از قتل حسین جسدش را در پذیرایی خانه قبلی خود دفن کرده اند. از سوی دیگر همسر صیغه ای او به نام حامد نیز به عنوان متهم دستگیر شد.سال 88 متهمان در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شده و طاهره و دو دخترش به قصاص محکوم شدند.با ارسال پرونده به دیوان عالی کشور حکم قصاص نقص و برای رسیدگی دوباره به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.صبح امروز چهار متهم پرونده در شعبه 74 و به ریاست قاضی عبداللهی پای میز محاکمه قرار گرفتند.در ابتدای این جلسه وکیل اولیای دم و قیم قانونی پسر مقتول برای متهمان تقاضای قصاص کردند. سپس قاضی عبداللهی رئیس دادگاه با تفهیم اتهام مشارکت در قتل عمدی به طاهره از او خواست به دفاع از خود بپردازد.زن جوان بعد از قرار گرفتن در جایگاه با قبول اتهامش گفت: دخترم سمیرا مدتی بود که مزاحم تلفنی داشت من هم برای اینکه بتوانم به او بفهمانم مزاحمان تلفنی برای آینده او هیچ سودی ندارد با تلفنی ناشناس با مرد مزاحم طرح دوستی ریخته و با او قرار گذاشتم.بعد از اولین ملاقات رابطه من و حامد آغاز شد و من وقتی متوجه شدم او زن و بچه دارد، تصمیم به اخاذی گرفتم، البته قبل از شروع رابطه ام با حامد تصمیم به قتل شوهرم داشتم و یکبار به او مرگ موش داده بودم رابطه من و حامد ادامه داشت و هر روز رابطه شوهرم و رفتارش بدتر می شد که این نوع برخورد او باعث شد در تصمیمم برای قتل جدی تر شوم.شب حادثه همسرم به خانه آمد و این در حالی بود که از پنج روز قبل در تهران مشغول به کار شده بود.او مدعی شد بخاطر اینکه حال پدرش بد شده به زنجان رفته و قرار بود به تهران برود اما در میان راه مسیر خود را تغییر داده و به ساوجبلاغ آمده بود.متهم به قتل ادامه داد: این بهترین فرصت برای اجرای نقشه ام بود به همین خاطر موضوع را با دخترانم مطرح کردم و وقتی حسین خوابید یک شال گردن را به دور گردن او گره زده و سه نفری کشیدیم. وقتی از مرگ او مطمئن شدیم در کف پذیرایی یک چاله کنده و جسد را در آنجا دفن کردیم، حدود چهار ماه بعد از این ماجرا نیز با حامد صیغه محرمیت خواندیم.رئیس دادگاه: حامد می دانست که تو شوهر داری؟ متهم به قتل: نه به او گفته بودم شوهرم فوت شده است.در ادامه وکیل متهم در جایگاه حاضر شد و گفت: به نظر می رسد حامد نیز در وقوع این جنایت نقش داشته باشد زیرا در زمان قتل دختران متهم دوازده و چهارده سال سن داشتند و ارتکاب این جنایت از سوی سه زن بعید به نظر می رسد.رئیس دادگاه سپس با تفهیم اتهام به سمیرا از او خواست به دفاع از خود بپردازد. سه دختر جوان پس از قرار گرفتن در دادگاه با رد اتهام مشارکت در قتل عمدی گفت: حامد می دانست که پدرم زنده است و او نقشه قتل را طراحی کرد.شب حادثه وقتی مادرم گفت شال گردن را بکشید، دستان من سست شد و نتوانستم شال گردن را بکشم بعد مادرم روی سینه پدرم نشست و با دست او را خفه کرد بعد از قتل حامد به خانه ما آمد و با همدستی مادرم در سالن پذیرایی چاله ای کنده و جسد را آنجا دفن کردند.من در این مدت از اعدام نمی ترسیدم، اما وقتی از کانون به زندان منتقل شده و اعدام را از نزدیک لمس کردم تصمیم گرفتم در این جلسه واقعیت را بگویم.وکیل سمیرا نیز در دفاع از موکلش گفت: برای قضاوت نباید جثه الان متهمان را مورد توجه قرار داد زیرا 5 سال از قتل می گذرد و آن زمان دو دختر متهم سن کمی داشتند.در ادامه نوبت به سمیه رسید که او نیز مانند مادر و خواهرش با تغییر اعترافات قبلی خود گفت: می خواهم امروز در جلسه دادگاه واقعیت را بگویم واقعیت آن چیزی نبود که مادر و خواهرم گفتند.شب حادثه من و سمیرا در اتاق بودیم که مادرم شال گردن را به دور گردن پدرم گره زد قرار بود من و سمیرا دو طرف شال گردن را بکشیم اما ناگهان دستم سست شد و نتوانستم این کار را بکنم. مادرم وقتی این صحنه را دید گفت بکشید تا بیدار نشده که من دوباره شال گردن را کشیدم، اما سمیرا نتوانست بعد از قتل، من و مادرم در سالن پذیرایی چاله ای کنده و جسد را آنجا دفن کردیم. آن روز حامد به خانه ما نیامد و در این قتل نقشی نداشت.بعد از دفاعیات وکیل سمیه قضات دادگاه ختم این جلسه را اعلام کرده و رسیدگی به اتهام حامد و بخش غیرعلنی دادگاه به جلسه روز شنبه موکول شد.

سوء استفاده جنسی از پسران دبیرستانی

 

نوع مطلب :اعمال مجرمانه علیه مردان ،

نوشته شده توسط:amirhossein mirzaee

تونیا فلینك 40 ساله كه مادر سه فرزند در ازدواج قبلی اش با همسر سابق خود اكنون متهم به تجاوز جنسی و برقراری رابطه نامشروع با دانش آموزان اسپانیایی خود در دبیرستانی واقع در تگزاس است.
فلینك در ابتدا اتهامات وارده رد كرده اما توسط پلیس برقراری رابطه نامشروع با یكی از قربانیان خود بر اساس تعداد مكالمات تلفنی كه بالغ بر 850 تماس تلفنی و صدها پیام متنی در شش ماه به طول انجامیده را ثابت گرداند.
اتهامات فوق را یكی از قربانیان و شاهد این پرونده تأیید كرده است.
فرزند پسر بزرگ تانیا كه یك سال از قربانی وی بزرگ تر است از اتفاق پیش آمده ابراز ناراحتی و شرم ساری نمود، دو فرزند دیگر فلینك دختر پنج ساله و یك پسر 11 ساله هستند.
بر اساس حكم دادگاه وی محكوم به تجاوز سوء استفاده جنسی شده است و در صورت ازدواج با یكی از قربانیان خود از رفتن به زندان تبرئه می شود.

انجمن حمایت از حقوق مردان:

این نتیجه نابودی ساختار خانواده توسط فمنیسم و سرمایه داری است که انسان در حد کالایی جهت استفاده کوتاه مدت تنزل درجه داده شده است.